ترانه علی دوستی

متولد 1362 و داراي مدرك تحصيلي ديپلم عكاسي.
دوره بازيگري را در كلاسهاي آزاد بازيگري زير نظر حسين محجوب، امين تارخ، آتيلا پسياني و مهدي فتحي گذرانه است.
در كودكي به بازيگري علاقه نداشت، اما به سنما رفتن علاقه مند بود و فيلم زياد مي ديد. در دوران كوكي به بازيگر خاصي هم علاقه نداشت اما بعده ها به بازي پرويز پرستويي، عزت ا... انتظامي و آتيلا پسياني علاقه مند شد.
او در حال حاضر از بازيگران هم نسل خو د بازي باران كوثري و گلشيفته فراهاني را دوست دارد. پدرش به سينما علاقه مند است و خيلي فيلم مي بيند. يكي از اولين فيلم هايي كه ترانه ديده و به يادش مانده فيلم «سينما پاراديزو» است.
پدرش آرشيو تاريخ سينما را دارد مخصوصاً فيلم هاي برگمان، فليني و كيشلوفسكي.
اولين حضورش در سينما در سال 80 و با بازي در فيلم سينمايي «من ترانه پانزده سال دارم» بود. حبيب رضايي براي انتخاب اين نقش از 600 نفر تست گرفت و از ميان آنها ترانه پذيرفته شد. به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر زن را از آن خود كرد. معمولاً وقتي اتفاق خيلي بزرگ و خوشحال كننده اي برايش رقم مي خورد خيلي به سرعت نمي تواند عكس العمل نشان دهد.
با آنكه موقع بازي در فيلم «من ترانه پانزده سال دارم» نه ازدواج كرده و نه مادر شدن را تجربه كرده بود، آن قدر خوب نقش خود را ايفا كرد كه همه او را تحسين كردند.
در كنار بازيگري دوست دارد فيلمنامه نويسي را هم تجربه كند.
به بازي «رابرت دنيرو» علاقه مند است.
در اوقات فراغت گهگداري نقاشي ميكند. اما مطالعه را هيچ گاه از ياد نمي برد و كتابخانه خوبي دارد.
سبك نقاشيش سياه قلم است كه آن را به صورت تجربي فرا گرفته است.
به آرام آرام حركت كردن و درست گام برداشتن اعتقاد دارد. پدرش حميد عليدوستي از فوتباليست ها و مربيان خوب فوتبال كشو را ست.
دختر مسووليت پذیري است.
دوستان معدودي دارد.
وقتي پدرش فيلم «من ترانه پانزده سال دارم» را ديد گريه كرد.
مادرش سنگتراش و مجسمه ساز است.
قبل از اينكه بازيگر شود فكر ميكرد خواننده اپرا مي شود. دو سال هم در هنرستان موسيقي درس خواند و با پگاه آهنگراني هم كلاس بود. كلارينت، ساز تخصصيیش بود و به عنوان ساز دوم پيانو ميزد.
در دوران مدرسه بچه درسخوان و زرنگ بود.
هميشه به دنبال پويايي و تحرك است. در تمام فيلم هايي كه بازي كرده به نوعي از سن واقعي خود جلوتر بوده است.
او در فيلمهاي«شهر زيبا» و «كنعان» هم خوش درخشيده است. لذتي را كه از لحظه بازي مي برد، دوست دارد.
احساساتي است و ترجيح مي دهد كاري را كه انجام مي دهد با احساساتش در ارتباط باشد.
تحليل كردن را دوست دارد. يكي از دل مشغولي هايش داستان نويسي است و چند تا از قصه هايش در نشريات چاپ شده است.
بسيار اهل ريسك كردن است. در فضاي تئاتر هم فعاليت كرده است.
كلاً بازيگر گزيده كاري است و فيلمنامه برايش از اهميت زيادي برخوردار است.
در خانه عادت دارد تلويزيون را دائم روشن نگاه دارد. معتقد است سطح برنامه هاي تلويزيون خيلي پايين است.
براي كار در تلويزيون پيشنهاد داشته، اما نپذيرفته است. معصوميت خاصي در چهره اش موج مي زند.
حرفش را در نهايت ادب و احترام بازگو ميكند.
ميگويد: «سعي ميكنم فروتني بي جا نكنم تا خداي نكرده به ورطه رياكاري نيفتم.»
به تازگي بازي در فيلم سينمايي «زندگي با چشمان بسته» به كارگرداني رسول صدرعاملي را به پايان رسانده است. در اين فيلم نقش پرستو را بازي كرده كه برادرش حامد بهداد است. او بعد از هشت سال دوباره در فيلم ديگري از رسول صدرعاملي ايفاي نقش كرده است.
حاشیههای جدید «اخراجیها2»
«اخراجی ها2» فیلم مسعود ده نمکی با فروش چهارمیلیاردی و البته کمیبیشتر، همچنان فضای صفحه های هنری رسانه ها را اشغال کرده و به خبرسازی ادامه میدهد.
ادعای یک نویسنده مبنی بر استفاده نویسنده «اخراجی ها2» از درونمایه و شخصیت های کتابش در فیلم، اختصاص چند سانس از نوبت اکران فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی به فیلم ده نمکی و تماشای فیلم توسط دانش آموزان مدرسههای تهران در سینماها از جمله خبرهایی هستند که این روزها درباره «اخراجی ها2» مطرح هستند. اما ماجرای این خبرها از چه قرار است؟
یکم؛ ادعای یک نویسنده و پاسخ ده نمکی
پس از آنکه حمید داوودآبادی دوست، همسنگر، همکار و مشاور ده نمکی جزییات دیدار کارگردان اخراجی ها را با مقام رهبری در وبلاگش منتشر کرد، عباس منظرپور نویسنده کتاب «در کوچه و خیابان» که مدعی استفاده نویسنده «اخراجی ها» از شخصیت های کتابش شده، نامه یی را خطاب به مسعود ده نمکی و حمید داوودآبادی نوشت.
او در این نامه «اخراجی ها» را «تماشایی» و «رکوردشکن» ذکر کرده و البته همزمان آن فیلم را به باد انتقاد گرفته؛ «روزی که برای نخستین بار موفق به دیدن فیلم تماشایی و رکوردشکن آن عزیزان شدم، موضوعی مرا به تامل فرو برد که ناچار «اخراجی ها» را به تماشای دوباره و سه باره نشستم.
آنگاه بود که دریافتم، سناریو، محیط سازی و حتی کلماتی که در زبان بازیگران به کار رفته، همگی رونویسی از کتاب «در کوچه و خیابان» نوشته این حقیر است».
نویسنده آنگاه در ادامه نامه اش نوشته است؛ «بد پاتکی» به نتیجه زحمات و مطالعات 60ساله حقیر زده شده است، از این لحاظ که حتی به عمق مطالب کتاب توجه نشده و اگر شخص کتابخوانی از آن بهره برداری میکرد فیلم غیر از این درمیآمد».
این نامه این گونه ادامه مییابد؛ «هرچه میاندیشم درمییابم شما عزیزان اهل مطالعه واقعی آن کتاب نبودید، در غیر این صورت دست کم به نویسنده آن مراجعه میکردید و مطالب را از زاویه واقعی به تصویر میکشیدید».
این نامه با این جملات تمام شده است؛ «برادران، شما در قد و قواره یی نبودید که چنین «سوژه» یی بیابید و آن را به «فیلمفارسی جبههیی» تبدیل کنید».
نامه عباس منظرپور واکنش داوودآبادی را اینچنین برانگیخته است؛ «خدا نکند ما هم قد و قواره شما باشیم و بخواهیم از نوشتههای امثال شما فیلم بسازیم و باید توجه کنید تاکید بر این بوده است که نکند یک وقت چنین شائبه یی پیش آید و امثال شما ذوق زده شوید که «بله، همه جبههها را لاتها میگرداندند».
«واکنش مسعود ده نمکی نیز درباره این مجادله این گونه است؛ «من که قصه اخراجیها را در برنامه تلویزیونی «شب شیشهیی» شرح دادم. ضمن اینکه اخیراً مستندی به نام «سوزوکی به بهشت میرود» ساخته شده که کارگردان تمام شخصیتهای «اخراجیها 1» را در گردان سلمان پیدا کرده و به گفت وگو نشسته».
ده نمکی کارگردان اخراجیهای 1 و 2 همچنین ادامه میدهد؛ «این نوع گفتهها بیشتر به صحت ادعای من کمک میکند که هر کس در گوشهیی از خاطرههایش عدهیی از این آدم ها را میشناخته است. اما من آن کتاب را هرگز نخوانده ام».
دوم؛ ماجرای مدارس و فروش میلیاردی «اخراجی ها2»
این ماجرا هم از ارسال نمابری از سینما آزادی و تماس یکی از خوانندههای روزنامه شروع شد. در نمابری که یکشنبه از روابط عمومیسینما آزادی تهران ارسال شد، آمده است؛ «با استناد به آمار موجود اگرچه فیلم هایی چو آواز گنجشک ها، نسکافه داغ، کنعان، ایستگاه بهشت، چارچنگولی، دعوت، گلنار، شهر موش ها و ... از جمله فیلم های منتخب مدارس مختلف و مهدکودک ها بودند اما همچنان کلاه قرمزی و سرو ناز بیشترین تماشاگر را دارد و اکران آن در سینما آزادی پابرجاست.
از طرف دیگر با آغاز سال جدید و استقبال مدارس از فیلم «اخراجی ها 2»، این فیلم نیز در صدر برنامه های مدارس قرار گرفته است».
در همین حال یکی از خوانندگان در تماس با روزنامه از اجباری بودن تماشای «اخراجی ها 2» در یکی از مدرسههای شمال شهر (که فرزند او نیز در آن مدرسه مشغول به تحصیل است) خبر میدهد.
این موضوع بهانه یی میشود تا از معاونت پرورشی سازمان آموزش و پرورش موضوع را جویا شویم. قائمیرئیس گروه پرورشی سازمان آموزش و پرورش شهر تهران این گونه توضیح میدهد؛ «اینکه چه مدرسهیی در تهران و در هر سطح آموزشی، چه فیلمیببیند مربوط به مدیریت آن مدرسه و شورای تربیتی آن مدرسه است. البته این انتخاب ویژه شهر تهران است و برای دیگر شهرستان ها و استان ها دفتر وزارت تصمیم گیری میکند».
او در برابر این پرسش که «آیا تاکنون هیچ درخواستی برای بردن دانش آموزان تهران به سینماها برای بازدید فیلم «اخراجی ها 2» شده است؟»، پاسخ میدهد؛ «بازدید از هیچ فیلمیدر تهران اجباری نیست. حتی حضور دانش آموزان در جشنواره فیلم رشد که مستقیماً مربوط به ماست هم اجباری نیست. تا الان هم نامه یی از سوی تهیه کننده یا کارگردان فیلم «اخراجی ها 2» یا هر شخص و نهاد دیگر مبنی بر درخواست بازدید برای ما ارسال نشده است.
این موضوع در کل به ما مربوط نمیشود.«توضیح آخر قائمینیز چنین است؛ «استقبال از دیدن یک فیلم مربوط به سطح جامعه است. یکهو فیلمی گل میکند و اولیای مدرسهها از آن استقبال میکنند. مثلاً دیروز پسر خودم را برای تماشای این فیلم به سینما برده بودند».
سوم؛ تهمینه میلانی و «اخراجی ها2»
تهمینه میلانی چند شب پیش در برنامه «هفت اقلیم» رادیوفرهنگ حاضر میشود و ادعا میکند سینما آزادی دو سانس از اکران «سوپراستار» را بدون اطلاع تهیه کننده به فیلم ده نمکی اختصاص داده ؛ «دو هفته نخست عید بدون اجازه ما سانس یک و دو را به اخراجی ها داده اند.
با مسعود ده نمکی نویسنده و کارگردان «اخراجی ها 2» تماس میگیریم. او این موضوع را تکذیب میکند؛ «از چنین جریانی اطلاع ندارم ضمن اینکه پخش این دو فیلم را یک موسسه بر عهده دارد و باید از آن طریق پیگیری شود».
Body Of Lies

گلشيفته فراهاني كه براي شركت در مراسم افتتاح نمايش فيلم تازهاش «مجموعه دروغها» ساخته ريدلي اسكات به آمريكا سفر كرده و در نيويورك به سر ميبرد، در گفتگو با روزنامه «نيويورك ديلي نيوز» گفته است كه از بازگشت به ايران نگران است.
به نوشته اين روزنامه، اين بازيگر ۲۵ ساله و زيبارو، نخستين بازيگر زن ايراني است كه بعد از انقلاب اسلامي در يك فيلم هاليوودي ظاهر شده است .

فراهاني در اين گفتگو، نگرانياش را از بازگشت به ايران به خاطر آنچه كه وي «زير پا گذاشتن قوانين اسلامي» خوانده، اعلام كرده است
وي در اين باره به نيويورك ديلي نيوز ميگويد: «من به خاطر اين فيلم دردسرهاي زيادي كشيدهام. مقامات ايراني، گذرنامه مرا گرفتند و نيروهاي امنيتي بارها از من بازجويي كردند؛ اما در پايان قاضي گفت كه ما بايد فيلم را ببينيم و بعد تصميم بگيريم كه با تو چه كار كنيم »
فراهاني گفته است كه با اينكه مقامات ايراني گذرنامه او را پس دادهاند، اما نميداند بعد از بازگشت به ايران، چه بر سر او ميآيد.
وي در اين گفتگو افزوده است: «من عاشق ايرانام. خانوادهام آنجا هستند. اما الان اگر آنها بخواهند مرا ببينند، بايد كشور را ترك كنند. »

فيلم مجموعه دروغها در مراكش فيلمبرداري شده و گلشيفته فراهاني در اين فيلم نقش پرستاري را بازي ميكند كه به معالجه لئوناردو ديكاپريو ميپردازد و رابطه عاشقانهاي بين آنها به وجود ميآيد. اما آنها حتي دستهاي يكديگر را در اين فيلم لمس نميكنند.
گلشيفته فراهاني بعد از نمايش فيلم، در مورد لئوناردو ديكاپريو به خبرنگاران گفت: «او بازيگر فوقالعادهاي است و كمك زيادي به من كرد. اگر نبود كار من سختتر ميشد. او نه تنها بازيگر بزرگي است، بلكه يك انسان بزرگ و يك مرد بزرگ است.»
گلشيفته همچنين درباره نقش خود در اين فيلم و رابطه عاشقانهاش با ديكاپريو گفت: «دختري كه نقش وي را بازي كردم، دختري از خاورميانه است و دختر بودن در خاورميانه و داشتن رابطه با مردها كمي متفاوت است. در شرق داشتن اينگونه روابط آسان نيست.»
فراهاني همچنين در اين گفتگو اعلام كرد كه قصد دارد در آمريكا بماند .
وي گفت: «من فرصت تست بازيگري را براي فيلم شاهزاده ايران از دست دادم و حاضر نيستم بار ديگر اين كار تكرار شود .»
گلشيفته فراهاني چندي پيش در مراسم فرش قرمز در برابر دوربين خبرنگاران گفت: «چيزهاي زيباي زيادي در خاورميانه وجود دارد و ما نميخواهيم آنها را ببينيم. اكنون در چشمان ما، تنها چيزهاي سياه و خطرناك است. از خاورميانه ميترسيم، ولي خاورميانه زيباست.»
سايت شبكه فاكسنيوز نيز در يادداشتي دربارهي هنرپيشههاي فيلمهاي تازه نوشته است: «گلشيفته فراهاني بايد در فكر تغيير نام خود به «گلدي فرهي» يا نامي شبيه به آن باشد كه به فضاي هاليوود نزديكتر باشد .»
«مجموعه دروغها» داستان يك روزنامهنگار در دوران جنگ عراق است كه توسط سيا مأمور ميشود يكي از رهبران القاعده را در اردن شناسايي كند .
گفته شده پس از گزينش گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم، سازندگان، تغييراتي در فيلم نامهي اوليه دادهاند تا حضور فراهاني در فيلم با موازين ويژهي قانوني ايران در تضاد نباشد .
چندي پيش، بعد از افشاي خبر بازي گلشيفته فراهاني در فيلم ريدلي اسكات در كنار ديكاپريو و راسل كرو، خبر ممنوعالخروج شدن وي در مطبوعات انتشار يافت؛ اما چند روز بعد روزنامه دولتي جام جم، اين خبر را تكذيب كرد.
وزارت ارشاد اسلامي نيز به تازگي اعلام كرده كه بازيگران ايراني براي شركت در فيلمهاي خارجي بايد از اين وزارتخانه مجوز دريافت كنند.









تصاويري از نماي مسجدالحرام و مدينه منوره بصورت 360x180 درجه كه ميتونيد با حركت ماوس دور تا دور اين اماكن مقدس رو مشاهده كنيد. تصاوير بصورت فايل اجرايي بوده و قابليت تبديل به Screen Saver رو دارند. براي اين كار فقط كافيه بعد از اجرا كليد F5/span> رو بزنيد تا پنجره Screen Saver ويندوز باز بشه. تصاوير بسيار زيبا و بحث برانگيز هستند. از لينك زير ميتونيد اين تصاوير رو دانلود كنيد.
پسورد : www.errooortm.com
مجموعه کوچک از نواهای هنگام سحر و افطار ماه مبارک رمضان
رمز : www.errooortm.com
ازدواج ستاره هاي هنري در تمام دنيا بسيار جذاب و خبر ساز است و در ايران نيز معرفي زوجهاي هنري ايراني هم براي دوستداران هنر خالي از لطف نيست.
نيما فلاح - سحر ولد بيگي
علي دهكري - آفرين چيت ساز
حسن پورشيرازي - مهنار افضلي
حميد سمندريان - هما روستا
محد رضا شريفي نيا - آزيتا حاجيان
علي مصفا - ليلا حاتمي
يوسف مراديان - سار خوئيني ها
مهدي هاشمي - گلاب آدينه
امين حيايي - نيلوفر خوش خلق
بهرام بيضايي - مژده شمسايي
بهزاد فراهاني - فهيمه رحيم نيا
مجيد جعفري - اكرم محمدي
نيما بانكي - ليلي رشيدي
احمد حامد - فاطمه معتمد آريا
جمشيد جهانزاده - فرزانه نشاط خواه
عزيز ساعتي - ميترا محاسني
آتش تقي پور - شهين عليزاده
بهروز بقايي - پرستو گلستاني
رفيع پيتز - آتنه فقيه نصيري
هادي مرزبان - فرزانه كابلي
جلال مقامي - ر فعت هاشم پور
مهرداد شكرابي - عاطفه رضوي
عبدالرضا گنجي - فاطمه گودرزي
فريبرز كامكاري - الهام پاوه نژاد
اصغر همت - افسر اسدي
محمد رحمانيان - مهتاب نصير پور
علي اسيوند - حميرا رياضي
داوود رشيدي - احترام برومند
امين تارخ - منصوره شادمنش
جهانگير كوثري - رخشان بني اعتماد
پيام صابري - زيبا بروفه
بهمن زرين پور - مينا جعفرزاده
پيمان قاسم خاني - بهاره رهنما
امير جعفري - ريما رامين فر
عباس صالحي - رزيتا غفاري
سعيد تهراني - لادن طباطبايي
محمود پاك نيت - مهوش صبر كن
جمشيد آهنگراني - منيژه حكمت
حسن جوهرچي - مهناز بيات
اتيلا پسياني - فاطمه تقوي
حسين عرفاني - شهلا ناظريان
اسماعيل رياحي - شهلا رياحي
شهرام اسدي - لادن مستوفي
محسن مخملباف - مرضيه مشگيني
بهروز افخمي - ناهيد طلوع
فرخ نعمتي - سهيلا رضوي
كيومرث پوراحمد - مهرانه ربي
مير ولي ا.... مدني - رويا تيموريان
فرشيد نوابي - الهام چرخنده
مرحوم فيروز بهجت محمدي - آزيتا لاچيني
معسود جعفري جوزاني - فهيمه سرخابي
نجف دريا بندري - فهيمه راستكار
سروش خليلي - فاطمه دانش زاد
حميد فرخ نژاد - فروزان جليلي فر
غلامرضا آزادي - فريال بهزاد
ابوالفضل جليلي - مريم اشرفي ( عكاس (
محمود كريمي حكاك - ياسمين ملك نصر
بابك نوري - هاله ارجمند كرماني
شاهرخ فروتنيان - افسانه چهره آزاد
فرشيد رحيميان - كتايون رياحي
ناصر هاشمي - سيما تيرانداز
طلاق هاي جنجالي تاريخ سينماي ايران !
روحانگيز سامينژاد/همسرش
1-ماجرا از اولين فيلم ناطق سينماي ايران يعني «دختر لر» به کارگرداني عبدالحسين سپنتا و اردشير ايراني شروع شد. با ساخت اين فيلم و نمايش آن در سال 1312 يک طلاق واقعي اتفاق افتاد. اين فيلم آنقدر براي ايرانيها جذاب بود که به مدت 3سال در سينماهاي تهران و شهرستانها نمايش داده شد و به عنوان پرفروشترين فيلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازيگر زن اين فيلم، روحانگيز سامينژاد که از حضور او در اين فيلم ناراضي بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.
اين اولين طلاق يک چهره سينمايي در تاريخ سينماي ايران است؛ اتفاقي که سالهاي بعد کمي شايعتر شد و به يکي از ويژگيهاي زوجهاي سينمايي، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.
با پيروزي انقلاب و آغاز دوران جديد سينماي ايران، طلاق زوجهاي سينمايي هم کمتر شد و الان خيلي از زوجهاي سينمايي را ميتوان مثال زد که سالهاست با خوبي و خوشي در کنار هم زندگي ميکنند.
سوسن تسليمي/داريوش فرهنگ
2-سي و پنج سال پيش، داريوش فرهنگ آدم خيلي معروفي بود و سوسن تسليمي را كسي نميشناخت، اما پس از ازدواج و در سالهاي دهه شصت، ماجرا برعكس شد و تسليمي شهرتي فراوان پيدا كرد. در اين سالها اگرچه داريوش فرهنگ فيلمساز بود و بعضي كارهايش خيلي مطرح شد، اما حضور ثابت تسليمي در فيلمهاي بهرام بيضايي، اين بازيگر هنرمند را به اوج رساند. اين دو كه از طريق گروه تئاتر پياده با همديگر آشنا شده بودند، پس از مدتها زندگي مشترك سرانجام فرصت پيدا كردند تا در فيلم «شايد وقتي ديگر» ساخته بهرام بيضايي، نقش زن و شوهر را بازي كنند. تسليمي، پس از اين فيلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز يكي از چهرههاي سرشناس تئاتر سوئد است. اما داريوش فرهنگ مانده و فيلمسازي و بازيگري را تا امروز ادامه داده است.
خسرو شكيبايي/تانيا جوهري
3-شايد خيليها ندانند كه شكيبايي در دهه 40 كار خودش را با دوبلوري شروع كرد و پس از ناكامي در اين رشته به تئاتر رفت و سالها گذشت تا دوباره با فيلم «خط قرمز» مسعود كيميايي به سينما بازگشت. تانيا جوهري هم در همان سالهاي دهه 50 بازيگر تئاتر بود. اين رابطه كه منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هيچ يك از اين دو، آدمهاي معروفي نبودند و در سالهاي بعد در حرفهشان سرشناس شدند. شكيبايي كماكان يكي از بازيگران محبوب و سرشناس سينماي ايران است اما تانيا جوهري در سالهاي اخير بسيار كمكار شده است. جالب است كه مشهورترين فيلم شكيبايي يعني«هامون»، داستان مرد روشنفكري است كه تمايلي براي جدايي از همسرش ندارد اما زن و خانوادهاش اصرار دارند كه اين جدايي هر چه زودتر اتفاق بيفتد.
آيدين آغداشلو/شهره آغداشلو
4-آيدين آغداشلو كه نقاش، طراح، گرافيست و نويسندهاي تواناست، سالها قبل، پس از يك ازدواج ناموفق و در حالي كه دختري به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج كرد. شهره در فيلمهاي علي حاتمي (سوتهدلان) و عباس كيارستمي (گزارش) بازي كرده بود و با تحسين مواجه شده بود و کمکم داشت به بازيگري توانا تبديل ميشد. شهره آغداشلو كه با بازي در فيلم «خانهاي از شن و مه» و نامزدي اسکار، امروزه يک بازيگر معتبر در عرصه جهاني است، از آيدين جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختري به او داده كه ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهايش همواره از آيدين آغداشلو به عنوان كسي ياد کرده است كه دوران سعادتمندي را با هم سپري كردند؛ بر خلاف عادت بسيار زشتي كه خيليها دارند و پس از جدايي، با لحني زننده درباره همسر سابقشان صحبت ميكنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدايي اين دو، در مسير پيشرفت حرفهايشان هيچ تاثيري نگذاشته و هر دو همچنان از چهرههاي فعال در حيطه کاري خود هستند.
ابوالفضل پورعرب/ آناهيتا نعمتي
5-زماني كه ابوالفضل پورعرب با آناهيتا نعمتي ازدواج كرد، بازيگر بسيار معروفي بود. او محبوبيتش را كه با بازي در فيلم «عروس»، ساختهي بهروز افخمي، به دست آورده بود؛ تا سالها حفظكرد.
از آن طرف، آناهيتا نعمتي تازه با فيلم خوشساخت «هيوا»، ساختهي رسول ملاقليپور، وارد سينما شده بود و به عنوان يك چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از اين ماجرا حدود 8 سال ميگذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سير نزولي را در كارش تجربه كرد و آناهيتا نعمتي هم در حاشيهي سينماي ايران به كار خود ادامه داد.
حالا اين روزها پس از سالها جدايي اين زوج هنرمند، هم آناهيتا نعمتي دوباره به سينماي جدي بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلويزيون پركارتر شده است.
بابك رياحي پور/مهتاب كرامتي
6-بابک رياحي پور يکي از معروفترين نوازندههاي ايراني با ساز تخصصي گيتار باس است و در زمينه موسيقي راک فعاليت ميکند. او در آلمان موسيقي را آموخته، آن را در ايران ادامه داده و با خوانندههايي مثل محمد نوري و گروههايي مثل اوهام و آويژه که نوعي موسيقي تلفيقي را دنبال ميکردهاند، همکاري داشته است.
مهتاب کرامتي از سال 1377 با بازي در فيلم «مردي از جنس بلور» پايش به سينماي ايران باز شد.
جالب اين که رياحي پور زودتر از کرامتي به سينما آمده بود. او در سال 1374 براي موسيقي فيلم «فاتح» نوازندگي کرده بود؛ کاري که بعدها رياحي پور کمتر سراغ آن رفت. ولي مهتاب کرامتي با جديت، حضور در سينما و تلويزيون را ادامه داد و رشد كرد و خيلي زود به ستاره سينماي ايران تبديل شد. حالا مهتاب کرامتي تنها زندگي ميكند و علاوه بر بازيگري و فعاليت در يونيسف، در يك موسسه طراحي و توليد لباس هم حسابي مشغول ست.
نيما بانكي/ ليلي رشيدي
7-خانم رشيدي سواي اين كه دختر احترامالسادات برومند و داود رشيدي است و از بچگي در محافل هنري بزرگ شده، بازيگر خوبي هم هست. بيشتر ما او را با «مادرخانمي زيزيگولو» ميشناسيم. اما بعضيها شايد بولتن جشنواره فيلم كودك را به ياد بياورند که عكسهاي كودكي او را در کنار ليلا حاتمي به چاپ رسانده بود. اين دو ليلي و ليلاي محبوب، از كودكي همبازي بودهاند؛ هرچند بعدها، ليلي يك چهره تلويزيوني شد اما ليلا يك ستاره سينما.
ليلي رشيدي همسر پيشين نيما بانكي است كه به اندازه رشيدي مشهور نيست اما در عكاسي استعداد داشت و رفتهرفته در كارش به موفقيت دست پيدا كرد تا اينکه امروزه به چهرهاي مطرح در عالم تبليغات تبديل شده است. نيما بانكي را اگر از «پرايد تهران يازده» به ياد نداشته باشيد، در آگهيهاي سامسونگ با لباس برزيل، يا با كت و شلوار در حالي که پايش را از قاب السيدي بيرون گذاشته، ديدهايد. حاصل زندگي مشترك اين دو، پسري است كه با مادرش پيش خانواده رشيدي زندگي ميكند.
يوسف مراديان / سارا خويينيها
8- همين اواخر بود كه از سارا خويينيها فيلم پر حرف و حديث «نقاب» اكران شد كه داستانش درباره سوء استفادههاي متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندي پيش از تلويزيون هم سريالي پخش ميشد كه داستانش درباره سياوش و رستم شاهنامه بود و نقش سياوش را مراديان بازي ميكرد.
خويينيها در «معصوميت از دست رفته» هم بازي خوبي داشت اما نقشي كه مراديان در «سربازهاي جمعه» بازي كرد، به هر دليل، آن قدر كوتاه شد كه اصلا به چشم نيامد. اين دو بازيگر كه زماني با يكديگر زير يك سقف زندگي ميكردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعاليت قبليشان كه همان بازيگري در سينما و تلويزيون است ادامه ميدهند؛ از جمله خويينيها که چهرهاش را در نقش اصلي «بيصدا فرياد کن» حتما ديدهايد.
فريبرز عرب نيا/آتنه فقيه نصيري/ عسل بديعي
9-اين 3 بازيگر، معروفتر از آن هستند كه بخواهيم معرفيشان كنيم. فريبرز عربنيا به ترتيب با آتنه فقيهنصيري و عسل بديعي ازدواج كرد و از آنها جدا شد.
عربنيا که اغلب، او را با بازيهاي چشمگيرش در فيلمهاي مسعود کيميايي، مانند«سلطان» و «ضيافت»، به خاطر ميآورند، در فيلمي با موضوع طلاق نيز ايفاي نقش کرده است. او در اين فيلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نيكي كريمي) جدا شده و مانع احقاق حق او براي تصاحب بچه ميشود. آتنه فقيهنصيري نيز که در فيلمها و سريالهاي متعددي ايفاي نقش کرده است، با بازي خوبش در نقش «خاله سارا» در يک سريال تلويزيوني، نگاهها را به خود متوجه کرد. درخشش عسل بديعي نيز از بازي در فيلم «بودن يا نبودن»، ساختهي کيانوش عياري، شروع شد.
بيوگرافي كوتاه و گفتگو با هنرمندان سريال موفق ترانه مادري
هما روستا
متولد 1325، داراي مدرك تحصيلي فوقليسانس از دانشكده هنرهاي دراماتيك بخارست و همسر كارگردان معروف تئاتر حميد سمندريان. وي پس از كسب مدرك هنرهاي دراماتيك در رشته شيمي به تحصيل پرداخت كه به دليل شرايط زندگي ناتمام ماند. خانم روستا از سال 1349 همكاري خود را با اداره تئاتر فرهنگ و هنر آغاز نمود و در همان سال نيز به تدريس در دانشكده هنرهاي دراماتيك پرداخت. (ديوار شيشهاي) به كارگرداني ساموئل خاچيكيان در سال 1350 اولين تجربهاش در زمينه سينما به حساب ميآيد. او در سال 1369 جايزه بهترين بازيگر را از جشنواره هنري ادبي براي بازي در فيلم (ملك خاتون) از آن خود كرد و همچنين جايزه بهترين بازيگر از جشنواره سيما براي بازي در تله تئاتر (شعبدهباز) را به خود اختصاص داد.
دانيال حكيمي
متولد 1342 در شاهرود، پس از دريافت ديپلم اقتصاد از سال 1360 با اداره فعاليتهاي فرهنگي و هنري تهران شروع به همكاري كرد. سه سال بعد با گذراندن دوره كامل كلاسهاي حميد سمندريان و نيز دوره مدرسه بازيگري راديو، به عنوان بازيگر در راديو مشغول به كار شد. اولين ايفاي نقش او مربوط ميشود به نمايش (فيزيكدانها) به كارگرداني سمندريان. پس از آن علاوه بر بازيگري به نوشتن و كارگرداني آثار مختلفي پرداخت. او در سال 1384 موفق به كسب ديپلم افتخار بهترين بازيگر مرد از جشن خانه تئاتر شد. حكيمي به عنوان يك چهره مثبت فيلمها شناخته شده، هر چند، چندي پيش با ايفاي نقش در سريالهايي نظير (خانه پدري) و (لبه تاريكي) سعي در شكستن اين كليشه داشت و البته در وراي تمام اين تفاسير او به زيبايي تمام نقشهاي محوله را باورپذير ارائه ميكند. وي در سريال ترانه مادري هم يك نقش خاكستري ارائه ميدهد! مانند هميشه زيبا و بدون نقص. از ويژگيهاي بارز او اين است كه از گفتگو فراري است.
مينا لاكاني
در سال 1351 به دنيا آمد و فارغالتحصيل تئاتر از دانشگاه سوره است. پس از اينكه سيمرغ بلورين جشنواره سيزدهم را كسب كرد مدتي در فعاليت هنرياش وقفه افتاد تا دوباره با سريال (آخرين گناه) به كارگرداني حسين سهيليزاده به صفحه جادويي بازگشت. او در سريال ترانه مادري نقش سميرا را ايفا ميكند كه رابطهاش با دو برادر (بهرام و پويا) ابهامي است كه در قسمتهاي آتي مشخص خواهد شد.
فاطمه گودرزي
متولد نوزدهم تيرماه سال 1342 در تهران است. او نيز ديپلم اقتصاد را در سال 61 كسب كرد و پس از آن دوره دو ساله تئاتر را در اداره بازيگري گذراند. همسرش عبدالرضا گنجي (کارگردان تئاتر و سینما) است. فعاليت در سيما را از سال 1367 با مجموعه تلویزیونی گالشهای مادر بزرگ و در سينما از دو سال بعد آغاز كرد. با بازی در فیلم می خواهم زنده بمانم به كارگرداني ايرج قادري ثابت کرد که تا قبل از این توانایی هایش را نادیده گرفته بودند. دیگر فرصت نمایش توانایی هایش را پیدا نکرد تا اینکه در مجموعه تلویزیونی دردسر والدین بار دیگر ثابت کرد که همچنان توانایی هایش نادیده گرفته می شود. ايفاي نقش در فيلم (خانه خلوت) به كارگرداني مهدي صباغزاده در سال 1370 او را كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن و همين طور در سال 1377 كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به خاطر حضور در فيلم (جنگجوي پيروز) كرد تا بالاخره در سال 1374 اين سيمرغ را به خاطر (غزال) كسب كرد.
مصاحبه با محسن افشاني (پويا) و سياوش خيرايي (بهرام)
محسن افشاني، همان بچه درسخوان هميشگي !
محسن افشاني كم سن و سال و پرانرژي همان بازيگر نقش پوياست كه بقول خودش خوره جدول است و برعكس پويا نظري مجموعه بسيار دقيق و ريزبين است و خود كفا و البته به مانند پويا بااستعداد. اگر بيننده برنامه سلام بهار و اجراي زنده محسن افشاني بوده باشيد بر مدعاي ما صحه خواهيد گذاشت. به طور حتم ديالوگهايي كه در برنامه كودك و نوجوان به زبانهاي آلماني، ايتاليايي، فرانسوي و اسپانيايي را اجرا ميكرد، ديدهايد. خيليها او را يك استعداد قلمبه ميدانند كه با اين سن ميتوان آينده درخشاني برايش متصور شد، اما خودش ميگويد تا پنج سال ديگر براي هميشه از اين وادي كنار خواهد رفت.
از چه زماني وارد اين عرصه شدي؟
افشاني: چهار سال پيش با تئاتر شروع كردم، علي مختارزاده كه دو تا از كارهاي مرا ديده بود از برنامه آستانه تماس گرفت و براي بازي در يكي از آيتمها، پس از يك ماه به من پيشنهاد اجرا داد، ديگه از همان جا پلهپله رفتم جلو تا شدم مجري اول برنامه، پس از آن برنامه (مادوتا) و (سلام بهار) كه قرار بود 90 تا برنامه روي آنتن برود كه تنها 60 قسمت از آن پخش شد. در جامجم هم برنامه زنده (بوم سفيد) را اجرا ميكنم.
چطور براي اين كار معرفي شدي؟
افشاني: از دو سال پيش با محمد حمزهاي (دستيار كارگردان) آشنايي داشتم (قرار بود در كار ديگري همكاري كنيم اما از آنجا كه كنكور داشتم، منتفي شد) فروردين ماه امسال تماس گرفتند براي اين كار، البته پيش از اين هم يك نقش كوچك در قسمت سوم سريال (كارآگاهان) به كارگرداني آقاي لبخنده ايفا كردم.
متولد چه سالي هستي؟
افشاني: يازدهم فروردين ماه سال 68.
پس امسال كنكور شركت كردي، در چه رشتهاي؟
افشاني: در رشته مهندسي مكانيك گرايش حرارت سيالات كه حتما قبول ميشوم.
چرا در رشته هنري شركت نكردي؟
افشاني: همه گفتند كه بازيگري را به شكل آكادميك و دانشگاهي پيگيري كن، اما خودم دوست ندارم. من عاشق مهندسي شيمي و مكانيك هستم.
پيش از شروع كار چه بيوگرافي از پويا ارائه داده بودند؟
افشاني: در روزهاي پيش توليد، زماني كه براي تمرين دور هم جمع ميشديم آقاي حاتمي كه به عنوان بازيگردان حضور دارند (و البته بازيگر هم هستند) كمي در مورد نقش برايم توضيح داده بودند، با راهنماييهاي ايشان و نيز آقايان محمدي و سهيليزاده و همچنين تجربه كمي كه از تئاتر داشتم يك شناسنامه براي پويا نظري درست كردم.
به اندازه پويا درسخوان هستي؟
افشاني: تا قبل از اينكه درگير برنامه زنده شوم خيلي درسخوان بودم، اما بعد از آن كمتر پرداختم به درس ولي هميشه معدلم بالاي هجده است.
با چه معدلي ديپلم گرفتي؟
افشاني: با معدل كل 14/18 ديپلم گرفتم.
قصد داري تا كجا بازيگري را دنبال كني؟
افشاني: حداكثر تا چهار يا پنج سال ديگر.
يعني آنقدر اين حرفه را براي خودت محدود كردي؟
افشاني: نه! محدود نكردم، چون بازيگري جزء اهداف من در زندگي نبوده، هميشه دوست داشتم، مهندس شوم بازيگري از سرگرميهاي جدي من به حساب ميآيد.
اجرا هم...؟
افشاني: اجرا كه هميشه حكم بازي برايم داشته يك نوع شوخي و خاله بازي. شايد به اين خاطر كه ويژگيهاي يك مجري مثل بيان و شيوه اجرا را هيچوقت نداشته ام. هميشه جلوي دوربين بازي كردم چه در مقام مجري چه بازيگر.
پيشتر، كار با اين گروه حرفهاي را تصور ميكردي؟
افشاني: مثل خيليها اين سوال براي خودم هم وجود دارد كه چرا من انتخاب شدم؟ اين انتخاب خيلي برايم عجيب بود، من از هيچ يك از استعدادهايم ناآگاه نبودم و ميدانستم كه ميتوانم خوب باشم، اما مدام فكر ميكنم كه چقدر زود و چقدر خوب در اين جايگاه قرار گرفتم.
به هر حال انتخاب يك مجري براي چنين نقشي تا حدي سخت است، من بسيار از اين اتفاق خوشحالم و تشكر ميكنم كه چنين فرصتي به من دادند.
چند تا خواهر و برادر داري؟
افشاني: تنها يك خواهر بزرگتر دارم.
خانواده چقدر در اين زمينه مشوقت هستند؟
افشاني: من هميشه سپاسگزارشان هستم، در اين مدت خيلي اذيت شدند نقش خانواده واقعا قابل انكار نيست. شايد آن روزها كه براي تئاتر ميرفتم كارم را جدي نميگرفتند، ولي از زماني كه اولين تصوير از من پخش شد جدي گرفتند و البته مطمئن.
بهترين بازيگر و بهترين مجري از نظر تو...؟
افشاني: حامد بهداد و رضا رشيدپور.
سياوش خيرابي: دوربين هميشه خانه ما بود !
تشابه بازي او به حامد بهداد خيلي زود او را مورد توجه رسانهها و مخاطبين قرار داد اما حتي اگر به بدبينانهترين شكل ادعا كنيم او تنها از بهداد تقليد ميكند، بدون اغراق ميتوان از حالا آيندهاي خوب را برايش متصور شد. وي تجربه طولاني در راستاي حضور حرفهاي جلوي دوربين ندارد و كارهايش تنها به فيلم (تلخون) و نيز فيلم سينمايي (حس پنهان) محدود ميشود. هر چند او از سالها پيش و در سنين پايين وارد دنياي هنر شده است. در حس پنهان تنها يك پلان جلوي دوربين مصطفي رزاق كريمي رفت و همان يك صحنه براي اين بازيگر جوان كافي بود تا در پرونده كارياش ثبت شود. در زندگي واقعياش تقريبا ميتوان گفت شباهتي با بهرام كيا ندارد، او برعكس بهرام بسيار متين، صبور و كم سر و صداست.
متولد چه سالي هستي و از چه سالي بازيگر شدي؟
خيرابي: آذرماه سال 1363 به دنيا آمدم. در خصوص بازيگري هم سال سوم راهنمايي در يك كار ايفاي نقش كردم كه بعد از آن به خاطر درس و مدرسه، به دنبالش نرفتم تا اينكه در دوره دانشگاه توسط يكي از دوستانم براي يك كار مستند داستاني به آقاي رزاق كريمي معرفي شدم اينجا بود كه تصميم گرفتم جديتر به اين حرفه بپردازم از اين رو رفتم به كانون سينماگران جوان و يك دوره كامل آموزش بازيگري را سپري كردم و دوباره براي كار (حس پنهان) آقاي رزاق كريمي انتخاب شدم. بعد از آن در تله فيلم (تلخون) به كارگرداني آقاي اميني ايفاي نقش كردم.
براي ترانه مادري چگونه انتخاب شدي؟
خيرابي: آقاي حمزهاي تلخون را ديده بودند براي همين با من براي اين كار تماس گرفتند.
اما با ايفاي نقش در اين سريال اين ذهنيت پيش ميآيد كه سابقه طولاني در اين حرفه داري. به نظر خودت دليل اين موفقيت در چه چيزي است؟
خيرابي: من از بچگي عاشق فيلم بودم، فكر ميكنم تمام اين فيلم ديدنها در ايفاي نقش به كمكم ميآيند، ضمن اينكه به دليل شغل پدرم با دوربين آشنا بودم چرا كه پدرم آتليه عكاسي و فيلمبرداري دارد. هميشه جديدترين دوربيني كه وارد بازار ميشد به خانه ما هم ميآمد، از اين رو با دوربين غريبه نبودم، براي همين هيچ هراسي از لنز و دوربين نداشتم. فكر ميكنم دليل اصلي راحت بودنم جلوي دوربين همين ويژگي شغل پدرم بوده و هست. در مورد اين سريال خاص هم اگر بازي من خوب به نظر آمده به خاطر لطف و زحمات آقاي حاتمي به عنوان بازيگردان و آقاي سهيليزاده و همچنين آقاي حكيمي است كه بسيار كمكم ميكنند.
پيشتر كه كارهاي اين بازيگران مثل دانيال حكيمي، هما روستا، مينا لاكاني و... را ميديدي، فكر ميكردي روزي در كنارشان ايفاي نقش كني؟
خيرابي: به هيچ وجه، چنين احتمالي نميدادم.
كدام يك از كارهاي دانيال حكيمي را بيشتر دوست داري؟
خيرابي: من هميشه يكي از طرفداران ايشان بوده ام، هم من و هم خانوادهام عاشق صداي آقاي حكيمي هستيم، اكثر كارهايشان را ديدهام، اما سريال (مسافر) بيشتر در ذهنم باقي مانده بازي در كنار آقاي حكيمي و همچنين خانم روستا شانس بزرگي است براي من كه هيچگاه فراموشش نميكنم.
سقف آرزوهاي سياوش خيرابي كجاست؟
خيرابي: آرزوهاي من هيچ وقت سقف نداشته، هر چه ميروم بالاتر باز بالاترش را طلب ميكنم.
خانوادهات چطور؟ آنها هيچ كدام وارد اين حرفه نشدهاند؟
خيرابي: دو تا برادر دارم كه از من بزرگترند و كار پدر را دنبال ميكنند.
در اين مدت كه ترانه مادري روي آنتن ميرود، در بيرون چهره شناخته شدهاي هستي؟
خيرابي: كم و بيش. يك بار به رستوران رفته بودم همه مرا شناختند و آمدند براي امضا، همين طور كه سرم پايين بود آقايي را ديدم، يك دفعه ناخودآگاه ايستادم شروع كردم به سلام و احوالپرسي، او گفت: (پسرم از تو خوشش مياد، ميخواد باهات عكس بگيره). من از همون لحظه زبانم بند آمد، بعد كه رفت به ياد آوردم كه ايشان آقاي هاشمي معلم اول دبيرستان من بوده تازه فهميدم چرا زبانم بند آمده بود، چون هميشه از او ميترسيدم.
او فهميده بود شاگردش بودي؟
خيرابي: نميدانم، وقتي فهميدم دنبالش رفتم اما چون همه جمع شده بودند براي عكس و امضا، نتواستم پيدايش كنم.
رشته تحصيلي شما؟
خيرابي: فوقديپلم نرمافزار كامپيوتر هستم كه انشاا... ميخواهم براي ليسانس بخوانم .
برداشت شخصي تو از سريال ترانه مادري چيست؟
خيرابي: يكي از محورهاي اصلي اين سريال نشان دادن تربيت نادرست است بيتوجهي زياد به بهرام و از آن طرف توجه زيادي به پويا، همان بحث افراط و تفريط.
لوكيشن سريال باغ برره !
شايد كمتر كسي باور كند خانه مادربزرگ در سريال (ترانه مادري) همان لوكيشن برره است خانهاي بزرگ در منطقه سعادتآباد كه البته مهران مديري، دو سال پيش در فصل پاييز و زمستان در آن باغ بزرگ، اين لوكيشن را مقابل دوربين برد و اين بار اين خانه بزرگ در فصل بهار و تابستان لوكيشن اين مجموعه موفق شده است.
ملکه زیبایی سال ۲۰۰۸
مسابقه ملكه زيبايي دنيا در سال 2008 امروز دوشنبه در ويتنام برگزار شد و دختر شركت كننده از ونزوئلا به مقام اول رسيد. براي دومين سال متوالي ملكه زيبايي آمريكا در حين مراسم زمين افتاد. دايانا مندوزا از ونزوئلا كه به مقام اول رسيد 22 سال دارد. شركت كننده كلمبيايي به مقام دوم دست يافت.
به ادامه مطلب مراجعه نمائید ..
ادامه مطلب
هنرمندان مشهور و خانواده هایشان
به ادامه مطلب مراجعه نمائید ...
ادامه مطلب
مراحل مختلف زندگی انجلینا جولی
برای دیدن تصاویر و خواندن مطالب به ادامه مطلب مراجعه نمائید ...
ادامه مطلب
مشهورترين نقاشي هاي جهان
لئوناردو داوينچي ، ويننست ونگوگ ، بليك ، برون و .....



لئوناردو داوينچي
لئوناردو داوينچي هنرمند و نقاش ايتاليايي فرزند مرد ثروتمندي بود كه در سا ل۱۴۵۲در (وينچي) نزديك فلورا نس بدنيا آمد. چون پدرش از لحاظ مالي قدرت كافي دا شت لذا لئوناردو نزد پيكر تراش معروف آندرئادي ورگيو به تعليم پرداخت در سال1483 به ميلان رفت ودر آنجا سرپرستي بسياري از امور دوك اسفورزا را بر عهده گرفت. وي در سال1502 به خدمت سزار بورژويا رفت و از طرف او بعنوا ن مهندس و معمار به بسياري از شهر هاي ايتاليا سفر كرد و در بازگشت به فلورا نس چهار سال از وقت خود را صرف يكي از بهترين اثر ارزنده ا ش كرد . اين اثر تصوير موناليزا است كه (لبخند ژوكوند) معروف است و بجرات مي توان آ ن را با ارزش ترين تابلوي نقاشي جهان دانست . اين اثر در سال 1911ازموزهء (لوور) پاريس به سرقت رفت وسروصداي عجيبي به راه انداخت. سارق يك نفر ا يتا ليا يي بود . كه مي گفت حس وطن پرستي و علا قه به آثار هنري ا يتا ليايي او را بر آن دا شت . كه دست به چنين كاري بزند . لبخند ژوكو ند دوباره به لوور عودت داده شد . لئوناردو مردي همه فن حريف بود و در نقاشي/حجاري/معماري/مهندسي/نويسندگي/موسيقي هنر خود را به منصه ظهور رسانيد . اين استاد عاليقدر مدتها در فكر آن بود ماشيني بسازد كه بتوان با آن پرواز كرد. يكي از ارزنده ترين آثار او آخرين شام است كه بر ديوار صومعهء سا نتا ماريا در سال 1498ترسيم شده است وي سال1519 در شصت وهشت سالگي در گذشت
وينسنت ونگوگ
در سال 1851 تئودور ونگوگ (يك واعظ كليسا ) و آنا كورنليا كاربنتوس (دختر يك كتابفروش ) با هم ازدواج كردند . اين زوج داراي شش فرزند شدند كه وينسنت ويليام ونگوگ دومين فرزند خانواده بود و در 30 ام مارس سال 1853 متولد شد. محل تولد وي در روستاي زاندرت واقع در جنوب هلند است. چهار سال بعد (1857) برادر مورد علاقه وينسنت يعني تئو به دنيا آمد. وينسنت تحصيلات ابتدايي را در 1861 شروع كرد و در مراحل بعدي تحصيل استعداد خود را در فراگيري زبانهاي خارجي نشان داد (زبانهاي فرانسه، انگليسي و آلماني) در مارس 1868 وي دانشگاه را در ميانه سال تحصيلي رها كرد و به زادگاه خود بازگشت در جولاي 1869 به كارآموزي در اداره مركزي دلالان آثار هنري Goupil(در پاريس) پرداخت.
او كارش را در Hague يكي از گالري هاي اين مجموعه به مديريت عمويش وينسنت آغاز نمود. وي در سال 1873 به شعبه لندن اين موسسه نقل مكان نمود و در آنجا بود كه برخورد تماس روزانه وي با نقاشي ها و ترسيمات هنري استعداد خفته وي را در اين زمينه بيدار نمود. وي در پايان كار روزانه خود به گالري ها و موزههاي هنري لندن ميرفت و در دل آثار نقاشي بزرگاني چون Jean-Francois Millet و Jules Breton را تحسين ميكرد به مرور زمان وينسنت علاقه به كار خود را ازدست داد و به انجيل روي آورد و بدين ترتيب عملكرد وي در گالري افت محسوسي نمود تا سال 1875 وي دوبار بين شعب لندن و فرانسه Goupil نقل مكان نمود. بي قراري وي در اين سالها باعث ميشد كه مدام در نمايشگاههاي هنري Louvre , Salon پرسه بزند و اتاق خود را با انواع آثار هنري مدرسه Hague و هنرمندان Barbizon بيارايد.
در اواخر مارس 1876 وينسنت از Goupil جدا شد و با الهام از يك اشتياق سوزان دروني تصميم گرفت كشيش شود و به طور پراكنده فعاليت مختصري نيز در اين زمينه انجام داد.
اما رو ح بيقرار او ، به نيت تدريس در يك مدرسه شبانهروزي او را مجددا به لندن كشانيد و در جولاي 1876 شغلي در Isleworth (نزديك لندن ) براي آموزش و وعظ به وي پيشنهاد شد. در چهارم نوامبر همان سال ونگوگ اولين موعظه خود را ايراد كرد
در سال 1880 در كنار كشمكشي كه درون اون (بين هنر و خدا ) برقرار بود ، به اين نتيجه رسيد كه ميتواند در كنار هنرمند بودن به خدا نيز خدمت كند.او مينويسد : براي درك مفهوم پيام هنرمندان بزرگ و اساتيد واقعي به شاهكارهاي آنها مراجعه كنيد . خواهيد ديد كه همه پيامها به خدا ختم ميشوند. گرچه اگر يكي آن را با نوشتن در كتابي و ديگري با ترسيم در تصويري بيان كند.
بدين ترتيب وينسنت به قصدثبت نام در دانشگاه هنر به بروكسل مراجعه كرد ولي به جاي آن تصميم گرفت به صورت مستقل و پيش خود تجربياتي بيندوزد.
با توجه به اينكه او راهي براي امرار معاش و كسب درآمد نداشت، برادر او تئو كه در شعبه پاريس Goupil خدمت ميكرد براي او پول ميفرستاد و اين كار را تا ايان زندگي وينسنت ادامه داد.
ويسنت در سال 1881 عاشق دختر دائي خود كي وس-استرايكر شد ولي آن دختر به وي جواب رد داد. سرسختي وينسنت در جلب موافقت وي باعث درگيري والدين دختر با او شد.
اين موضوع در ايمان و تقدس دروني او شكافي پديد آورد.
وينسنت در اواخر 1881 دروس متعددي را از آنتوان ماو ( يكي از اساتيد مدرسه Hague ) فراگرفت. در اين هفته ها آنتوان او را با تكنيكهاي آبرنگ و رنگ روغن آشنا نمود.

تئو كه شعبه Montmarte از مجموعه Goupil را مديريت ميكرد ونگوگ را با كارهاي هنرمنداني نظير Claude Monet و ساير امپرسيونيستها آشنا نمود. و در اينجا بود كه او با نحوه كنترل نور و رنگ در اين سبك آشنا شد. براي مدت 4 ماه ونگوگ تحت نظر Fernand Cormon آموزش ديد و با هنرمنداني چون Paul Gauguin, Henri de Toulouse, Emile Bernard , ...معاشرت نمود.
كارهايي كه وينسنت در پاريس انجام داد باعث اعتبار بخشيدن به نام او شد. او آغاز به فرموله كردن ايده هنري خود شد كه از بررسي سبكها و آثار امپرسيونيستها به دست آورده بود..
وينسنت موضوعات نقاشي خود را از كافه ها بولوار ها و حاشيه روي سين انتخاب ميكرد. به واسطه Georges Seurat , Paul Signac او تكنيك سايه زني نقطهاي نيو امپرسيونيسم يا وينتيليسم را ارائه كرد.او ميگويد: آنچه در هنر امروزي ضروري است ،رنگي با ماهيتي زنده، قدرتمند و با شدت درخشندگي قابل توجه است.بدين ترتيب رنگهاي روشن در كار او ظاهر شدند و ضربات قلم از پيج و شكن بيشتري در صفحه نقاشي برخوردار شدند بعد از مدتي فعاليت موفق در فرانسه وينسنت در رابطه با تاسيس انجمني از هنرمندان هم سبك خيال ردازي ميكرد. در سال 1877 او نمايشي گروهي از كار دوستان هنرمند خود در نقاشي رستوراني در پاريس عرضه نمود.
در سال 1888وينسنت پاريس را به قصد Provence در جنوب فرانسه ترك كرد و چندي بعد دوست او GauGuin به وي ملحق شد. اين دو هنرمند براي مدت 9 هفته به خوبي در كنار هم به خلق آثار هنري پرداختند . GauGuin در مقابل يك گل آفتابگردان پرتره وينسنت را كشيد كه باعث ايجاد نزاع لفظي ميان اين دو هنرمند شد. اين اختلاف كم كم توسعه پيدا كرد تا جاييكه در يك لحظه ونگوگ كنترل خود را از دست داد و دوستش را با يك تيغ ريش تراشي تهديد نمود و بعدا بخشي از گوش چپ خود را با تيغ كند كه به بيمارستان منتقل شد.روح شيدا و بي قرار وي حتي در تيمارستان نيز گريبان او را رها نكرد و سلول خود را به يك استوديوي هنري تبديل نمود . در طي سالي كه در تيمارستان بستري بود 150 اثر هنري از خود برجاي گذاشت كه همه آنها را براي تئو برادرش ميفرستاد.

در اواسط جولاي وينسنت به ملاقات برادرش در پاريس رفت كه در آنجا با ناخشنودي تئو در رابطه با كارهاي اخيرش مواجه شد. وي تحمل اين فشار عصبي را نياورد و در 27 جولاي 1890 با تفنگ به قفسه سينه خود شليك كرد.
ركوردداران 69 سال جشنواره فيلم كن
به ادامه مطلب مراجعه شود ...
ادامه مطلب
28 اردیبهشت ماه، مصادف است با روز بزرگداشت حكیم عمر خیام نيشابوري
پدر رباعی در ادبیات فارسی، شاعر، منجم و فیلسوف ایرانی
دیــــدم دو هـــزار كـــوزه گویا و خموش
ناگاه یكـــی كــــوزه بــر آورد خــــــروش
كــــــو كوزه گر و كوزه خر و كوزه فروش
ادامه دارد .... خیلی جالبه حتما برید ببینید ضمنا تصاویر خیلی زیبائی و چند مينياتور زيبا در مدح عمر خيام نيشابوري هم هست ....
ادامه مطلب
باور نکن تنهاییت را
باور نکن تنهاییت را
من در تو پنهانم تو در من
ازمن به من نزدیکتر تو
ازتو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را
تا یک دلو یک درد داری
تا در عبور از کوچه ی عشق
بر دوش هم سر می گذاری
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهاییت را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها
من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه یک روز
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبه ی دل
باور نکن تنهاییت را
من با توام منزل به منزل
آهنگ جدید و بسیار زیبای رضا صادقی به نام کجایی

نقاشی هایی از حیات وحش ...
ادامه دارد .................
ادامه مطلب
مردان بزرگ تاریخ ایران ۵
زنان و مردان دانشمند معاصر ایرانی در جهان امروز
ادامه متن را کلیک نمائید
ادامه مطلب
ادامه مطلب
2 شاهکار تازه فرشچیان
|
مهناز اسدالله کارشناس موزه استاد فرشچیان در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر گفت: اثر غدیر استاد فرشچیان بیانگر داستان واقعه غدیرخم و معرفی حضرت علی (ع) به امامت مردم از جانب حضرت محمد (ص) است که به مدت یک سال به نمایش عموم گذاشته شده است. وی در مورد تابلو کوثر استاد فرشچیان گفت: این تابلو که استاد آن را نذر موزه امام هشتم (ع) کرده است به مدت ده روز به نمایش عموم گذاشته شده است. اسدالله افزود: این تابلو در وسط آن تصویر حضرت زهرا (س) به صورت زنی نورانی به همراه 3 زن دیگر که نمایانگر حضرت مریم، حضرت خدیجه و حضرت آسیه است بیانگر شفاعت روز قیامت گناهکاران است
|
فیلم زیبای رهجو
فیلم زیبای رهجو که دوبله فارسی هست با کیفیت و حجم مناسب و محصول امریکا در سال 2007 می باشد که با کارگردانی مارکوس نیسپل و بازیگرانی چون کارل اوربان / اشل مینز / کلنسی براون را برای شما اماده کرده ایم

وضوع و خلاصه ی فیلم : 600 سال قبل از کشف آمریکا توسط کریستف کلمب، زنی بومی در میان بقایای یک کشتی درهم شکسته وایکینگ ها پسر بچه ای را پیدا می کند. او تنها بازمانده از گروه وایکینگ هایی است که به قصد غارت دهکده های بومیان آنجا از کشور خود عازم قاره ناشناخته ای بودند.
زن به کودک نام شبح داده و او را بزرگ می کند. تنها یادگاری شبح از گذشته خود، شمشیری آهنین است. سلاحی که هنوز در میان بومیان شناخته شده نیست ...
دانلود قسمت اول
دانلود قسمت دوم
پسورد فایل :www.soft-iran.com
با نام دلتنگی

لينک دانلود مستقيم
براي دانلود، روي لينک بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.
|
گرمای دستات - هومن ، امیر فرشاد، پویا، آپتین انتظار ![]() حتما دانلود کنید !
دانلود با کیفیت 128 |
دانلود آرتوش سنگ قبر آرزو
آسمان چشم او
آیینهی کیست
آنکه چون آیینه با من روبرو بود
درد و نفرین
درد و نفرین بر سفر باد سرنوشت این جدایی دست او بود
آآآآه ه ه
گریه مکن که سرنوشت
گر مر از تو جدا کرد
عاقبت دلهای ما
با غم هم آشنا کرد
با غم هم آشنا کرد
چهره اش آیینه ی کیست
او که با من روبرو بود
درد و نفرین بر سفر باد
این گناه از دست او بود
این گناه از دست او بود
ای شکسته خاطر من
روزگار از جان من
ای درخت پر گل من
نو بهارت ارغوان داد
ای دلت خورشید خندان
سینه ی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
آنچه کردی با دل من
قصه ی سنگ و صبور بود
من گلی پژمرده بودم
گر تو را صبرم بود
ای دلت خورشید خندان
سینه ی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
سینه ی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
ای شکسته خاطر من
روزگار از جان ما باد
ای شکسته خاطر من
روزگار از جان من
ای درخت پر گل من
نو بهارت ارغوان داد
ای دلت خورشید خندان
سینه ی تاریک من
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
سنگ قبر آرزو بود
متولد 1364
دختر رخشان بنی اعتماد و جهانگیر کوثری
با بازی در فیلمهای مادرش به سینما آمد. و سرانجام در فیلم « زیر پوست شهر » بود که خوش درخشید.
باران کوثری سال 1381 را با بازی در فیلمی غیر از ساخته مادرش آغاز کرد: « رقص در غبار ».. بازی او در « خوابگاه دختران » فراتر از حد تصور است.
باران کوثری سرانجام یکی از درخشان ترین بازیهایش ارائه کرد و موفق شد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره بیست و پنجم را بی چون و چرا از آن خود کند: « خون بازی ».
جشنواره ها و جوایز:
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم های « خون بازی » و « روز سوم » - 1385
- دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن از بخش مسابقه بین الملل بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « خون بازی » - 1385
- دومین بازیگر کودک و نوجوان سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « زیر پوست شهر » - 1379
- دومین بازیگر کودک و نوجوان سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « باران و بومی » - 1379
|
|
عکس و بیوگرافی لعیا زنگنه:
نام: لعیا زنگنه
تاریخ تولد: 1344
محل تولد: تهران
مليت: ایران
لیسانس تئاتر از دانشگاه هنر.
یک دوره کلاس نقاشی را گذرانده است.
در دوران دانشجویی ................


برای ديدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
عکس و بیوگرافی شقایق فراهانی:

ادامه مطلب
عکس و بیوگرافی سمیرا مخملباف:
نام: سمیرا مخملباف
فرزند محسن مخملباف (فیلمساز)
متولد 26 بهمن 1358 در تهران. در 8 سالگي در فيلم بايسيكلران ساخته پدرش بازي كرد.
در سن 17 سالگي ........

برای ديدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
عکس و گفتگو با الهام حمیدی

برای ديدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب


















































