مفيد بودن جيغ زدن براي زنان
محققان ثابت كردند: جيغ زدن زنان ميتواند براي سلامتي آنان مفيد باشد.
بررسيها نشان ميدهد: زناني كه موقع عصبانيت احساسات خود را بروز نميدهند 4 برابر بيشتر از زناني كه واكنش آني همراه با داد و فرياد از خود نشان ميدهند در معرض خطر مرگ قرار دارند.
نتايج بررسيها همچنين حاكي از آن است كه عصبانيت در مردان احتمال ابتلا به سكته قلبي را 20 درصد افزايش ميدهد كه اين رقم در مردان مغرور تا 30 درصد نيز ميرسد.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
تصميم قاطع مديريتي
روزي مدير يكي از شركتهاي بزرگ در حاليكه به سمت دفتر كارش مي رفت چشمش به جواني افتاد كه در كنار ديوار ايستاده بود و به اطراف خود نگاه ميكرد.
جلو رفت و از او پرسيد: «شما ماهانه چقدر حقوق دريافت مي كني؟»
جوان با تعجب جواب داد: «ماهي 2000 دلار.»
مدير با نگاهي آشفته دست به جيب شد و از كيف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «اين حقوق سه ماه تو، برو و ديگر اينجا پيدايت نشود، ما به كارمندان خود حقوق مي دهيم كه كار كنند نه اينكه يكجا بايستند و بيكار به اطراف نگاه كنند.»
جوان با خوشحالي از جا جهيد و به سرعت دور شد. مدير از كارمند ديگري كه در نزديكيش بود پرسيد: «آن جوان كارمند كدام قسمت بود؟»
كارمند با تعجب از رفتار مدير خود به او جواب داد: «او پيك پيتزا فروشي بود كه براي كاركنان پيتزا آورده بود.»
شرح حكايت
برخي از مديران حتي كاركنان خود را در طول دوره مديريت خود نديده و آنها را نمي شناسند. ولي در برخي از مواقع تصميمات خيلي مهمي را در باره آنها گرفته و اجرا مي كنند.
راهکار مدیریتي
مدير و 10 نفر از كاركنانش از طناب بالگردي كه در صدد نجات آنها بود، آويزان بودند. طناب آنقدر محكم نبود كه بتواند وزن هر يازده نفر را تحمل كند. كمك خلبان با بلندگوي دستي از آنها خواست كه يك نفرشان داوطلب شود و طناب را رها كند. البته، داوطلب شدن همانا و سقوط به ته دره همان و به ظاهر كسي حاضر نبود داوطلب شود. دراين هنگام، مدير گفت كه حاضر است طناب را رها كند ولي دلش مي خواهد براي آخرين بار براي كاركنان سخنراني كند.
او گفت: چون كاركنان حاضرند براي سازمان دست به هر كاري بزنند و چون كاركنان خانواده خود را دوست دارند و درمورد هزينه هاي افراد خانواده هيچ گله و شكايتي ندارند و بدون هيچ گونه چشمداشتي پس از خاتمه ساعت كار در اداره مي مانند من براي نجات جان آنان طناب را رها خواهم كرد!
به محض تمام شدن سخنان مشوقانه و تحسين برانگيز مدير، كاركنان كه به وجد آمده بودند شروع كردند به دست زدن و ابراز سپاسگزاري از مدير!!
مصاحبه شغلي
در پايان مصاحبه شغلي براي استخدام در شركتي، مدير منابع انساني شركت از مهندس جوان صفر كيلومتر ام آي تي پرسيد: «و براي شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چيست؟»
مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اينكه چه مزايايي داده شود.»
مدير منابع انساني گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطيلي، 14 روز تعطيلي با حقوق، بيمه كامل درماني و حقوق بازنشستگي ويژه و خودروي شيك و مدل بالاي در اختيار چيست؟»
مهندس جوان از جا پريد و با تعجب پرسيد: «شوخي مي كنيد؟
مدير منابع انساني گفت: «بله، اما اول تو شروع كردي.
كارمند تازه وارد
مردي به استخدام يك شركت بزرگ چندمليتي درآمد. در اولين روز كار خود، با كافه تريا تماس گرفت و فرياد زد: «يك فنجان قهوه براي من بياوريد.»
صدايي از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلي را اشتباه گرفته اي. مي داني تو با كي داري حرف مي زني؟»
كارمند تازه وارد گفت: «نه»
صداي آن طرف گفت: «من مدير اجرايي شركت هستم، احمق.»
مرد تازه وارد با لحني حق به جانب گفت: «و تو ميداني با كي حرف ميزني، بيچاره.»
مدير اجرايي گفت: «نه»
كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سريع گوشي را گذاشت.
اشتباه موردي
كارمندي به دفتر رئيس خود مي رود و مي گويد: «معني اين چيست؟ شما 200 دلار كمتر از چيزي كه توافق كرده بوديم به من پرداخت كرديد.»
رئيس پاسخ مي دهد: «خودم مي دانم، اما ماه گذشته كه 200 دلار بيشتر به تو پرداخت كردم هيچ شكايتي نكردي.»
كارمند با حاضر جوابي پاسخ مي دهد: «درسته، من اشتباه هاي موردي را مي توانم بپذيرم اما وقتي به صورت عادت شود وظيفه خود مي دانم به شما گزارش كنم.»
زندگي پس از مرگ
رئيس: شما به زندگي پس از مرگ اعتقاد داريد؟
كارمند: بله!
رئيس: خوب است. چون وقتي صبح امروز براي شركت در مراسم تشييع جنازه پدربزرگتان اداره را ترك كرديد، او به اينجا آمد و گفت كه مي خواهد شما را ببيند.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
مبعث
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 9:41
مبعث پیام آور وحی ، پیامبر نور ورحمت بر مسلمانان جهان مبارک باد
نام : محمد
لقب : مصطفی
کنیه : ابوالقاسم
نام پدر : عبدالله
نام مادر: آمنه
تاریخ ولادت : 17 ربیع الأول
مدت امامت : 23 سال
مدت عمر : 63 سال
تاریخ رحلت : 28 صفر (11 ق)
«اقرء باسم ربك الذی خلق خلق الانسان من علق»
بنابراین لطف الهی شامل جهانیان گردید و پیامبر خاتم (ص) به رسالت مبعوث گشت و خداوند او را چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت و مایه سربلندی و عزت و شرافت یارانش قرار داد. اگر روز هجرت پیامبر (ص) از مكه به مدینه بسیار مهم بود و به همین جهت به پیشنهاد حضرت علی (ع) آغاز تاریخ مسلمانان گردید؛ اهمیت آن بدین جهت میباشد كه هجرت زمینهساز تحقق اهداف و آرمانهای بعثت به شمار میرفت و در واقع روز بعثت «روز تولد شخصیت والای پیامبر اكرم (ص)» است.
پیامبری كه اشرف مخلوقات است و سید اوصیاء پیامبری كه خداوند میثاق او را از تمام عوالم هستی، حتی ابناء الهی گرفت؛ «مأخوذاٌ علی النبیین میثاقه» پیامبری كه محور پرستش در كل عالم تكوین است. پیامبری كه خداوند فرمود:«لولاك لما خلقت الافلاك» او كه نسبت به مؤمنین مظهر رحمت است و رأفت؛ « بالمؤمنین رؤوف رحیم» و برای جهانیان رسول رحمت؛ «و ما ارسلناك إلا رحمة للعالمین».
او كه پیشوای پرهیزكاران و وسیله بینایی هدایت خواهان است. چراغی با نور درخشان، ستارهای فروزان و شعلهای با برقهای خیرهكننده و تابان است. راه و رسم او با اعتدال، روش زندگی او صحیح و پایدار، سخنانش روشنگر حق و باطل و حكم او عادلانه است.

اهداف بعثت از دیدگاه قرآن
در قرآن كریم برای بعثت انبیاء و در رأس آنان رسول اكرم (ص) به اهدافی اشاره شده است كه به ذكر چند نمونه آن اكتفا میكنیم:
1- اتمام حجت:
«رسلآٌ مبشرین و منذرین لئلا یكونَُ للناس علی الله حجة بعد الرسل»
«پیامبرانی كه بشارت دهنده و بیم دهنده بودند تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند.» (نساء/ 165)
2- قیام به عدالت:
«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الكتاب
و المیزان لیقوم الناس بالقسط»
«ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستادیم و به آنها كتاب و میزان نازل كردیم، تا مردم قیام به عدالت كنند.» (حدید/ 25)
3- هدایت و رهایی از ظلمت:
«الر- كتاب انزلناه الیك لتخرج الناس من الظلمات الی النور»
«این كتابی است كه بر تو ای پیامبر (ص) نازل كردیم، تا مردم را از تاریكیها به سوی روشنایی درآوری.»
4- آموزش كتاب و حكمت:
«هوالذی بعث فی الامیین رسولاٌ منهم یتلو علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمه»
«خداوند كسی است كه در میان جمعیت درس ناخوانده، رسولی را از خودشان برانگیخت كه آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزكیه میكند و به آنها كتاب و حكمت میآموزد.»
5- تهذیب و پاكسازی:كه آیه قبل به این هدف نیز اشاره دارد.
6- آزادی و آزادگی و رهایی از جهل و نادانی:
«الذین یتبعون الرسول النبی... و یضع عنهم اِصْرَهُم و الاغلال التی كانت علیهم»
«كسانی كه از فرستادۀ خدا پیامبر (ص) پیروی میكنند... پیامبری كه بارهای سنگین و زنجیرهایی كه بر آنها بود را برمیدارد كه منظور از زنجیر در اینجا عبارت است از: زنجیر جهل و نادانی، بت پرستی و خرافات، بیعدالتیها و قوانین نادرست.»
7- آزادی انسانها از زیر یوغ طاغوت ودعوت به سوی خدای یكتا:
«ولقد بعثنا فی كلِ امة رسولاٌ أن اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت»
«ما در هر امتی رسولی برانگیختیم كه خدای یكتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب كنید.»
چنانچه كه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه میفرمایند:
«فبالغ (ص) فی النصیحه، ومَضی علی الطریقَهِ، وَدَعا الی الحكمه و الموعظة الحسنه»
«پیامبر در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را كرد و آنان را به راه راست هدایت نمود و از راه حكمت و موعظۀ نیكو، مردم را به خدا دعوت فرمود».
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
راز 5 دقيقه
در يك پارك زني با يك مرد روي نيمكت نشسته بودند و به كودكاني كه در حال بازي بودند نگاه ميكردند. زن رو به مرد كرد و گفت پسري كه لباس ورزشي قرمز دارد و از سرسره بالا ميرود پسر من است . مرد در جواب گفت : چه پسر زيبايي و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسري كه تاب بازي ميكرد اشاره كرد .
مرد نگاهي به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد : تامي وقت رفتن است .
تامي كه دلش نميآمد از تاب پايين بيايد با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقيقه . باشه ؟
مرد سرش را تكان داد و قبول كرد . مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند . دقايقي گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : تامي دير ميشود برويم . ولي تامي باز خواهش كرد 5 دقيقه اين دفعه قول ميدهم .
مرد لبخند زد و باز قبول كرد . زن رو به مرد كرد و گفت : شما آدم خونسردي هستيد ولي فكر نميكنيد پسرتان با اين كارها لوس بشود ؟
مرد جواب داد دو سال پيش يك راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخهسواري زير گرفت و كشت . من هيچگاه براي سام وقت كافي نگذاشته بودم . و هميشه به خاطر اين موضوع غصه ميخورم . ولي حالا تصميم گرفتم اين اشتباه را در مورد تامي تكرار نكنم . تامي فكر ميكند كه 5 دقيقه بيشتر براي بازي كردن وقت دارد ولي حقيقت آن است كه من 5 دقيقه بيشتر وقت ميدهم تا بازي كردن و شادي او را ببينم . 5 دقيقهاي كه ديگر هرگز نميتوانم بودن در كنار سام ِ از دست رفتهام را تجربه كنم .
بعضي وقتها آدم قدر داشتهها رو خيلي دير متوجه ميشه . 5 دقيقه ، 10 دقيقه ، و حتي يك روز در كنار عزيزان و خانواده ، ميتونه به خاطرهاي فراموش نشدني تبديل بشه . ما گاهي آنقدر خودمون رو درگير مسا ئل روزمره ميكنيم كه واقعا ً وقت ، انرژي ، فكر و حتي حوصله براي خانواده و عزيزانمون نداريم . روزها و لحظاتي رو كه ممكنه ديگه امكان بازگردوندنش رو نداريم .
اين مسئله در ميان جوانترها زياد به چشم ميخوره . ضرر نميكنيد اگر براي يك روز شده دست مادر و پدرتون رو بگيريد و به تفريح ببريد . يك روز در كنار خانواده ، يك وعده غذا خوردن در طبيعت ، خوردن چاي كه روي آتيش درست شده باشه و هزار و يك كار لذت بخش ديگه .
قدر عزيزانتون رو بدونيد . هميشه ميشه دوست پيدا كرد و با اونها خوش گذروند ، اما هميشه نعمت بزرگ يعني پدر و مادر و خواهر و برادر در كنار ما نيست . ممكنه روزي سايه عزيزانمون توي زندگي ما نباشه.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
مهربانی
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 18:29
مهربانی همیشه ارزشمندتر است

بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.
بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.
زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند.
بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى!
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
آبجو
شنبه بیست و هفتم تیر 1388 23:9
۲۰ دلیل برای نوشیدن آبجو
1- آبجو، ضد سکته قلبی.
شانس سکته قلبی در کسانی که آبجو می نوشند بین 40 تا 60 درصد کمتر از کسانی است که لب به آبجو نمی زنند. نوشیدن نیم لیتر آبجو در روز میانگین این تحقیق می باشد.
2-آبجو، ضد لخته شدن خون.
مواد سازنده آبجو از شما در مقابل لخته شدن خون محافظت می کنند.
3- آبجو، ضد فشار خون.
نتیجه آخرین تحقیقات محققین هلندی و دانشگاه هاوارد ثابت می کند که نوشیدن مقدار کم آبجو فشار خون شما را تحت کنترل نگاه می دارد.
4- آبجو، ضد دیابت.
نوشیدن آبجو می تواند از دیابت جلوگیری کند. آبجو خورها بندرت دچار مرض قند می شوند.
5- آبجو، دوای حافظه.
آبجو می تواند حافظه را تقویت کند، کسانی که آبجو می نوشند، کمتر به بیماری آلزایمر مبتلا می شوند.
6- آبجو، محافظ استخوان.
آبجو تاثیر مثبت در استحکام استخوان ها داشته و از پوکی استخوان جلوگیری می کند.
7-آبجو، طولانی کننده عمر.
کسی که یک تا دو گیلاس آبجو در روز می نوشد، عمر طولانی تری خواهد داشت.
8- آبجو، ضد اسهال.
اسید و میکروب های آبجو مانع از فعالیت میکروب های بوجود آورنده دل پیجه و اسهال می شوند.
9- آبجو، ضد استرس.
محققین دانشگاه مونترال تائید کرده اند که چند گیلاس آبجو در روز فشار ناشی از کار و مشکلات روزانه را سبک می کند. کسانی که آبجو نمی نوشند بسیار بیشتر دچار استرس هستند.
10- آبجو ضد سنگ کلیه و مثانه.
محققین فنلاندی مدعی هستند که منیزیم آبجو شانس ابتلا به سنک کلیه را تا 40 درصد کاهش می دهد.
11- آبجو، داروی بی خوابی.
یک گیلاس آبجو در شب می تواند به جای قرض خواب آور عمل نماید.
12- آبجو ضد سرطان.
در آبجو عناصری وجود دارند که می توانند در رشد تومورهای سرطانی مانع ایجاد کنند.
13- آبجو، دوست پوست.
بعضی از ویتامین های آبجو از پوست محافظت کرده و برای سلامت آن مفید می باشند. آبجو پوست شما را شفاف و قابل انعطاف تر می کند.
14- آبجو ضد سرماخوردگی.
کسانی که آبجو گرم می نوشند دیرتر سرما می خورند. نوشیدن آبجوی گرم به جریان خون و نحوه تنفس کمک می کند.
15- آبجو، مفید برای خانم های حامله.
کمبود(Folic Acid) می تواند باعث زایمان زودرس و نارسایی های جنینی بشود. یک لیتر آبجو بیشتر از حد نیاز بدن به آن مواد را تامین می کند. "نوشیدن آبجوی بدون الکل در این مورد توصیه می شود".
16- آبجو، شربت اشتها.
گازکربنیک و الکل آبجو باعث تحریک اشتها می شوند.
17- آبجو، دوای ترش کردن معده.
مصرف یک لیتر و نیم آبجو در هفته سدی در مقابل باکتری هایی است که باعث ترش کردن معده می شوند.
18- آبجو، دافع تشنگی.
مواد آبجو کمک می کنند که تشنگی شما بهتر و سریعتر از نوشیدن آب رفع شود.
19- آبجو، کلید لاغری.
تحقیقات نشان می دهد، مردمی که یا اعتدال آبجو می نوشند، به نسبت کسانی که نمی نوشند کمتر دچار اضافه وزن می شوند. یک گیلاس آبجو کالری کمتری هم به نسبت یک گیلاس آب میوه دارد.
20- آبجو زیبا کننده مو.
مواد معدنی و ویتامین های آبجو از مو محافطت کرده و در زیبایی آن تاثیر می گذارند.
در آخر اینکه با تمام اینها نوشیدن هرگونه نوشیدنی الکلی اگر با اعتدال همراه نباشد، به الکلیسم می انجامد که ضایعه ای بسیار یزرگ است، پس لطفا در نوشیدن اعتدال را رعایت کنید.
نوشیدن مشروب در سنین پایین لطمات خطرناک و جبران ناپذیری به سلولهای مغز، اعصاب و اعضای گوارشی وارد می آورد لطفا زیر 18 سال بهیچوجه نوشیدن مشروبات الکلی را امتحان نکنید.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
امروز با لقمان حكيم
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهنرین خوابگاه جهان است.
اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
دانه ای که سپیدار بود
دانه كوچک بود و كسی او را نمیدید. سالهای سال گذشته بود و او هنوز همان دانه كوچک بود.
دانه دلش میخواست به چشم بیاید، اما نمیدانست چگونه. گاهی سوار باد میشد و از جلوی چشمها میگذشت. گاهی خودش را روی زمینه روشن برگها میانداخت و گاهی فریاد میزد و میگفت: "من هستم، من اینجا هستم، تماشایم كنید ."
اما هیچكس جز پرندههایی كه قصد خوردنش را داشتند یا حشرههایی كه به چشم آذوقه زمستان به او نگاه میكردند، به او توجهی نمیكرد.
دانه خسته بود از این زندگی؛ از این همه گم بودن و كوچكی خسته بود. یک روز رو به خدا كرد و گفت:
"نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچكس نمیآیم. كاشكی كمی بزرگتر، كمی بزرگتر مرا میآفریدی." خدا گفت:
"اما عزیز كوچكم! تو بزرگی، بزرگتر از آنچه فكر میكنی. حیف كه هیچ وقت به خودت فرصت بزرگشدن ندادی. رشد ماجرایی است كه تو از خودت دریغ كردهای. راستی یادت باشد تا وقتی كه میخواهی به چشم بیایی، دیده نمیشوی. خودت را از چشمها پنهان كن تا دیده شوی."
دانه كوچک معنی حرفهای خدا را خوب نفهمید، اما رفت زیر خاك و خودش را پنهان كرد.
سالها بعد دانه كوچک، سپیداری بلند و با شكوه بود كه هیچكس نمیتوانست ندیدهاش بگیرد. سپیداری كه به چشم همه میآمد.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
حکایت
شنبه بیست و هفتم تیر 1388 18:35
حکایت
روزی رسول خدا صل الله علیه و آله نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:
1- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
2- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله( رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به کافران مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
چرا نماز را بايد به زبان عربی خواند؟
خاطره استاد دكتر محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی در رابطه با راز عربی بودن نماز:
سال یكهزار و سیصدو سی و دو شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشورآن روزگار، پس از تبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم كه چه دلیلی دارد نماز را به عربی بخوانیم؟
چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نمازرا به زبان فارسی بخوانیم و همین كار را هم كردیم.
والدین كم كم از این موضوع آگاهی یافتند و به فكر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا یكدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یكی از روحانیان آن زمان بردند... آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و كافرمان خواند.
این عمل او ما را در كارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یكی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فكر مورد تأیید قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .
درروز موعود ما راكه تقریباً پانزده نفربودیم،
به محضرمبارك ایشان بردند، درهمان لحظه اول، چهره نورانی وخندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیرازدیگران یافتیم و دانستیم كه با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم.
آقا در آغازدستورپذیرایی ازهمه مارا صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما كه به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آن ها رفتند،
به ما فرمود: بهتر است شما یكی یكی خودتان را معرفی كنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید، آنگاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسش های علمی مطرح كرد و از درس هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیك و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید كه پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود.
هركس از عهده پاسخ برنمی آمد، با اظهار لطف وی وپاسخ درست پرسش روبرو می شد.پس از آن كه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود:
والدین شما نگران شده اند كه شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من كسانی را می شناسم كه _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمی خوانند، شما جوانان پاك اعتقادی هستید كه هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشكلاتی پیش آمد كه نتوانستم. اكنون شما به خواسته دوران جوانی ام جامه عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشكل من ترجمه صحیح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حلّ كرده اید. اكنون یكی از شما كه از دیگران مسلط تراست، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه كرده است.
یكی ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مایك نفر است؛ زیرا من ازعهده پانزده جوان نیرومند برنمی آمدم.
بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه كردید؟
آن جوان گفت:طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان.
حضرت ارباب لبخند زد و فرمود:
گمان نكنم ترجمه درست بسم الله چنین باشد.
درمورد«بسم» ترجمه«به نام»عیبی ندارد.
اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه كرد؛مثلاً اگراسم كسی «حسن»باشد،نمی توان به آن گفت «زیبا».ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگربه آقای حسن بگوییم آقای زیبا،خوشش
نمی آید.
كلمه الله اسم خاصی است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می كنند. نمی توان «الله» را ترجمه كرد، باید همان را به كار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه كرده اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی كامل نیست؛ زیرا «رحمن» یكی از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگی او را می رساند و این شمول دركلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدای كه در این دنیا هم برمؤمن و هم بر كافر رحم می كند و همه را در كنف لطف و بخشندگی خود قرار می دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا می فرماید. در هرحال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» درحد كمال ترجمه نیست.
خوب، رحیم را چطور ترجمه كرده اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحیم من بود _ چون نام وی رحیم بود_ بدم نمی آمد «مهربان» ترجمه كنید؛ امّا چون رحیم كلمه ای قرآنی و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه كرده بودید، راهی به دهی می برد؛ زیرا رحیم یعنی خدای كه در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می كند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده اید، بد نیست؛ ولی كامل نیست و اشتباهاتی دارد. من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم، امّا به همین مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم موضوع خیلی پیچیده تر می شود.امّا من معتقدم شما اگرباز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نمازخواندن فارسی برندارید؛ زیرا خواندنش ازنخواندن نمازبه طوركلی بهتر است.
در این جا، همگی شرمنده و منفعل و شكست خورده از وی عذر خواهی كردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نمازبه عربی،نمازهای گذشته را اعاده كنیم.
ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هرطور دلتان می خواهد بخوانید. من فقط مشكلات این كار را برای شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و ازكار خود اظهار پشیمانی كردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مباركش را بوسیدیم و در حالی كه ما را بدرقه می كرد، خداحافظی كردیم. بعد نمازهارا اعاده كردیم و ازكار جاهلانه خود دست برداشتیم.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
كتاب دستی زندگی برای سال 1388
زندگی شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.
سلامتی:
1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).
5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید.
شخصیت:
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید.
17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد.
19- زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22- بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر میباشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید..
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.
جامعه:
25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست.
31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
زندگی:
32- کارهای مثبت انجام دهید.
33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
34- خداوند درمانگر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)
35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
37- حتی بهترین هم میآید.
38- همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از خداوند تشکر کنید.
39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید .
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
زندگي انسان
خدا خر را آفريد و به او گفت: تو بار خواهي برد، از زماني که تابش آفتاب آغاز مي شود تا زماني که تاريکي شب سر مي رسد. و همواره بر پشت تو باري سنگين خواهد ب د. و تو علف خواهي خورد و از عقل بي بهره خواهي بود و پنجاه سال عمر خواهي کرد و تو يک خر خواهي بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من مي خواهم خر باشم، اما پنجاه سال براي خري همچون من عمري طولاني است. پس کاري کن فقط بيست سال زندگي کنم و خداوند آرزوي خر را برآورده کرد...
************ ********* ********* ********* ***
خدا سگ را آفريد و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهي بود و بهترين دوست و وفادارترين يار انسان خواهي شد تو غذايي را که به تو مي دهند خواهي خورد و سي سال زندگي خواهي کرد. تو يک سگ خواهي بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سي سال زندگي عمري طولاني است. کاري کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوي سگ را برآورد....
************ ********* ********* ********* ***
خدا ميمون را آفريد و به او گفت: و تو از اين سو به آن سو و از اين شاخه به آن شاخه خواهي پريد و براي سرگرم کردن ديگران کارهاي جالب انجام خواهي داد و بيست سال عمر خواهي کرد.و يک ميمون خواهي بود.
ميمون به خداوند پاسخ داد: بيست سال عمري طولاني است، من مي خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوي ميمون را برآورده کرد.
************ ********* ********* ********* ***
و سرانجام خداوند انسان را آفريد و به او گفت: تو انسان هستي. تنها مخلوق هوشمند روي تمام سطح کره زمين. تو مي تواني از هوش خودت استفاده کني و سروري همه موجودات را برعهده بگيري و بر تمام جهان تسلط داشته باشي. و تو بيست سال عمر خواهي کرد..
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بيست سال مدت کمي براي زندگي است. آن سي سالي که خر نخواست ، آن پانزده سالي که سگ نخواست و آن ده سالي که ميمون نخواست زندگي کند، به من بده.
و خداوند آرزوي انسان را برآورده کرد...
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بيست سال مثل انسان زندگي مي کند…!!!
و پس از آن،ازدواج مي کند و سي سال مثل خر کار مي کند مثل خر زندگي مي کند ، و مثل خر بار مي برد…!!!
و پس از اينکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه اي که در آن زندگي مي کند، نگهباني مي دهد و هرچه به او بدهند مي خورد...!!!
و وقتي پير شد، ده سال مثل ميمون زندگي مي کند؛ از خانه اين پسرش به خانه آن دخترش مي رود و سعي مي کند مثل ميمون نوه هايش را سرگرم کند...!!!
و اين بود همان زندگي که انسان از خدا خواست .
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
همه چيز درباره هواپیمای توپولوف "Tu-154"
سانحه دلخراش سقوط هواپيماي مسافربري ايراني را تسليت مي گم. واقعا دلخراش و ناراحت کننده بود. بعد از اين حادثه و حادثه هاي مشابه در سالهاي گذشته، بحث تکراري هواپيماهاي روسي (علي الخصوص توپولوف) مطرح شد و پيش بيني ميشه مثل ساليان گذشته، پس از چند روز، تب اين موضوع هم بخوابه و همه فراموش کنند تا باز يک هواپيماي ديگه سقوط کنه و باز روز از نو روزي از نو!
در مورد این حادثه و همچنين درباره هواپيماهاي توپولوف يکسري اطلاعاتي را جهت اطلاع شما دوستان، در زير قرار داده ام، توجه بفرمائيد:
�گزارش حادثه
خبرگزاريها در خبري دلخراش اعلام کردند یک هواپیمایی توپولوف متعلق به هواپیمایی کاسپین که ازفرودگاه امام خمینی تهران عازم ایروان بود در شهر قزوین سقوط کرده و متاسفانه تمام مسافران و خدمه آن کشته شدند.
به گزارش خبرگزاری ها اين هواپيما 16 دقيقه پس از برخاستن از فرودگاه بينالمللي حضرت امام خميني و در ساعت 11 و 33 دقيقه دچار سانحه شده است و 153 مسافر و 15 خدمه آن کشته شده اند.
فرمانده نيروي انتظامي استان قزوين بلافاصله بعد از وقوع حادثه اعلام کرد: هواپيماي توپولوف با شماره پرواز 7908 به طور كامل منهدم شده و جنازهها نيز متأسفانه به طور كامل سوخته و نابود شدهاند.
خبرگزاري مهر نيز اعلام کرد قطعات هواپیمای مسافری سقوط کرده در مسیری چند کیلومتری در محل حادثه پراکنده شده است. به گزارش مهر از محل حادثه، قطعات هواپیمای یاد شده در مسیری به طول چند کیلومتر پراکنده شده بودند. همچنین بین 50 تا 60 هکتار مزارع گندم و ذرت در محل سقوط هواپیما آتش گرفته و در آتش سوختند. در محل برخورد سنگین قطعه هواپیما با زمین نيز گودال عظیمی به طول 60 تا 70 متر ایجاد شده بود.
اعضاي تيم ملي نوجوانان جودو ايران، از مسافران اين هواپيما بودند. اين تيم كه قرار بود 15 مرداد در پيكارهاي جهاني مجارستان حاضر شود براي كسب آمادگي بيشتر تصميم داشت در ايروان اردوي مشترك برگزار كند كه در اين سانحه همگي جان خود را از دست دادند.
مدیرعامل شرکت فرودگاههای کشور هم در اين رابطه گفت: خلبان هواپیمای توپولف که در حوالی قزوین سقوط کرد در 16 دقیقه نخست پرواز مکالمه ای مبنی بر وجود نقص فنی با برج مراقبت نداشته است. احمد مومنی رخ افزود: در مکالمات خلبان هواپیمای حادثه دیده با برج مراقبت تمام صحبتها از عادی بودن پرواز حکایت دارد و خلبان تا آخرین لحظه هیچ گزارشی مبنی بر وجود نقص فنی نداشت.
اما مهمترين خبر در اين رابطه، مربوط ميشه به خبر پيدا شدن سومين جعبه سياه اين هواپيما. به گزارش خبرگزاري فارس، در ادامه تلاشها و جستجوهاي مامورين انتظامي و نيروهاي امدادي سومين جعبه سياه اين هواپيما پيدا شد. دو جعبه سياه اين هواپيما روز گذشته به وسيله نيروهاي جستجوگر پيدا شده بودند. در حال حاضر قسمتي از قطعات هواپيماي سقوط كرده به تهران منتقل شده و جمعآوري قطعات هواپيماي ساقط شده در منطقه مزبور در حال پايان است كه پس از انجام مراحل لازم به تهران حمل ميشود.

�متهم اصلي: هواپيماي توپولوف!
هواپيماي توپولف با نام اختصاري TU-154 M به عنوان يكي نا امن ترين هواپيماي مسافربري جهان شناخته مي شود.
اين مدل هواپيما از نظر فني در دنيا تحريم و مجوز پرواز بين المللي به اتحاديه اروپا و آمريکا را ندارد.
شرکت هواپيمايي توپولف به دليل زيان ده بودن در سال 2002 اعلام ورشکستگي و در 5 شرکت هواپيما سازي روسي ادغام شد. اين هواپيما براي نخستين بار در چهارم اکتبر 1968 به پرواز درآمد.
توپولف 154 (هموني که ديروز سقوط کرده) هنوز در مسيرهاي هوايي در پروازهاي داخلي روسيه و ساير کشورهاي آسياي ميانه و تا اندازه اي در اروپاي شرقي و ايران به کار خود ادامه مي دهد.
در ايران اغلب شرکتهاي هواپيمايي از مدل TU- 154m اين هواپيما استفاده مي کنند. ضمنا عمر هواپيمائي که ديروز سقوط کرده 22 سال اعلام شده است.
�اطلاعات فنی و پروازی هواپیمای توپولوف
هواپیمای توپولوف ساخت شوروی سابق است. پیشرفتهترین مدل این هواپیما در سالهای آغازین دهه ۱۹۸۰ میلادی ساخته شده است. توپولوف حداکثر ۱۸۰ مسافر را حمل میکند و برای پرواز در مسیرهای متوسط مورد استفاده قرار میگیرد.
هواپیمای توپولوف "Tu-154" هواپیمایی روسی است که فنآوری ساخت آن به سالهای بسیار دور در زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق باز میگردد. این مدل هواپیماها همچنان در روسیه و کشورهایی که پیشتر زیر سلطه شوروی سابق بودهاند به تعداد زیاد وجود دارد و بیشتر برای مسیرهای متوسط از آن استفاده میشود.
بین سالهای ۱۹۶۸ تا ۲۰۰۶ حدود هزار دستگاه از مدلهای مختلف این هواپیما تولید شده است. پیشرفتهترین مدل توپولوف، "Tu-154M" است که پرواز آزمایشی خود را در سالهای آغازین دهه ۱۹۸۰ میلادی با موفقیت پشت سر گذاشت. مهمترین برتری این مدل نسبت به دیگر مدلها، موتورهای کممصرفتر، کمصداتر و مطمئنتر بود که میتوانستند هواپیما را تا سرعت ۹۵۰ کیلومتر در ساعت به پیش برانند.
حداکثر وزن این هواپیما در هنگام برخاستن از زمین میتواند به ۱۰۰ تن برسد و در آن، بر اساس اعلام سازندگان، بین ۱۶۴ تا ۱۸۰ صندلی مسافر وجود دارد. این هواپیما میتواند مسیری به طول ۴ هزار کیلومتر را بپیماید.
در سالهای اخیر تعداد بسیاری از این مدل هواپیما سقوط کردهاند. شناختهشدهترین حادثه در اروپا، برخورد توپولوف شرکت هواپیمایی باشکیریان ایرلاینز (یک شرکت هواپیمایی روسی) با هواپیمای باری شرکت DHL در سال ۲۰۰۲ بر فراز دریاچه "بودن" (Bodensee) است. در جریان این حادثه ۶۹ نفر جان خود را از دست دادند.
در سال ۱۹۹۷ نیز حادثه دیگری اتفاق افتاد. در جریان این رخداد یک توپولوف "Tu-154" نیروی هوایی آلمان بر روی آتلانتیک جنوبی با هواپیمای باری آمریکایی برخورد کرد. در این حادثه که دلیل آن بیدقتی خلبان المانی بود، ۲۴ سرنشین توپولوف و ۹ سرنشین هواپیمای "C-141" ایالات متحده جان خود را از دست دادند.
هواپيمايي که ديروز در استان قزوين سقوط کرد چهارمين هواپيماي توپولف است که طي سالهاي اخير در ايران سقوط کرد. سه حادثه ديگر هواپيماهاي توپولوف در ايران به قرار زير است:
- 19 بهمن 1371 : كشته شدن 134 مسافر ايراني در نزديكي تهران در حادثه سقوط توپولوف
- 23 بهمن 1380 : مرگ 119 نفر در سقوط توپولوف در كوههاي خرمآباد
- 10 شهريور 1385 : مرگ 28 مسافر و زخمي شدن 50 مسافر در حادثه توپولوف ۱۵۴ هواپيماي بندر عباس - مشهد


نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
مهريه عرفاني: پانصد هزار شاخه گل و نوشتن ديوان شمس
پسر جوان، وقتى پاى سفره عقد نشست و حاضر شد مهريه همسرش را پانصد هزار شاخه گل سرخ و يك جلد ديوان شمس تبريز به خط خودش در نظر بگيرد، نمىدانست چند سال بعد بايد چند هزار بيت شعر ديوان شمس را بنويسد .
چندى پيش، زنى جوان به شعبه 264 دادگاه خانواده 121 مراجعه و با ارائه دادخواست طلاق به قاضى نحوى گفت: چند سال پيش بود كه جوان مهندسى به خواستگارىام آمد. از همان اول تصميم گرفتم كه بناى زندگىمان را بر پايه تفاهم و عشق و عرفان بگذارم اين بود كه براى مهريهام، پانصد هزار شاخه گل سرخ و ديوان شمس به خط شوهرم و چهارده سكه بهار آزادى تعيين كردم. فكر مىكردم اگر او
حاضر شود چنين مهريهاى را بپذيرد، بايد از انديشه بالايى برخوردار باشد
وى گفت: او هم پذيرفت و ما بعد از ازدواج، زندگى مشتركمان را آغاز كرديم. در اين مدت با اينكه از نظر عقيدتى ميان من و شوهرم تفاوتهايى بود و گاهى مشكل پيدا مىكرديم ولى من سعى مىكردم با گذشت باعث حفظ زندگى مشتركم شوم.
وى ادامه داد: تا اينكه بعد از چند سال، روز به روز بر اختلاف ميان من و اواضافه شد و شوهرم و من به اين نتيجه رسيده ايم كه ديگر امكان ادامه اين زندگى وجود ندارد و به همين علت من به دادگاه خانواده مراجعه كرده و تقاضاى دريافت مهريه و طلاق دارم .
با درخواست اين زن جوان، قاضى دستور احضار اين مرد را به دادگاه داد. اين مرد جوان در برابر قاضى دادگاه خانواده گفت: آقاى قاضى! من و همسرم با اينكه از ابتدا سعى داشتيم تا پايههاى زندگى مشتركمان را استحكام ببخشيم موفق نشديم و به همين علت من هم فكر مىكنم بهتر است تا از يكديگر جدا شويم .
وى گفت: طبق مهريهاى كه براى همسرم تعيين كردهام، بايد ديوان شمس را به خط خودم براى او بنويسم و پانصدهزار شاخه گل به او بدهم .
قاضى نحوى پس از استعلام از اتحاديه گلفروشان، قيمت پانصدهزار شاخه گل را كه بخشى از مهريه عروس جوان بود، 150ميليون تومان محاسبه كرده و در حكمى به داماد جوان اعلام شد كه وى موظف به پرداخت 150 ميليون تومان ـ قيمت پانصد هزار شاخه گل سرخ ـ چهارده سكه بهار آزادى و نوشتن از روى اشعار ديوان شمس تبريزى است.
اي خاك بر سرت مهندس
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
مناجات گنجشک با خدا
گنجشک با خدا قهر بود…….روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد…..
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت …
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد …
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
نکات
جمعه بیست و ششم تیر 1388 10:26
اگر می خواهید بیمار نشوید ، توجه به نکات زیر می تواند بسیار باشد:
احساساتتان رابیان کنید.
هیجانات و احساساتیکه سرکوب یا پنهان شده باشند به بیماریهایی نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد ودرد ستون فقرات منجر میشوند.
سرکوبی احساسات بهمرور زمان حتی میتواند به سرطان هم بیانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ یک محرم میرویم و رازها و خطاهای خودرا با او در میانمیگذاریم!
گفتگو، صحبت کردن،کلمات، ... وسیله درمانی قدرتمندی هستند.
تصمیمگیری کنید.
افراد دو دل ومردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلی و بیتصمیمی باعث میشود که مشکلات ونگرانیها روی هم انباشته شوند.
تاریخ انسان براساس تصمیمگیریها ساخته شده است. تصمیمگیری دقیقاً به معنی چشمپوشی آگاهانه از بعضی مزایا و ارزشها برای به دستآوردن بعضی دیگراست.
افراد مردد در معرضبیماریهای معدی، دردهای عصبی و مشکلات پوستی قرار دارند.
به دنبال راه حلها باشید.
افراد منفی،مشکلات را بزرگ میکنند و راه حلها را نمییابند. آنها غم و غصه، شایعه و بدبینیرا ترجیح میدهند.
روشن کردن یک کبریتبهتر از تاسف خوردن از تاریکی است. زنبور، موجود کوچکی است اما یکی از شیرینترینچیزهای جهان را تولید میکند.
ما همانی هستیم کهمیاندیشیم. افکار منفی باعث تولید انرژی منفی میشوند که آنها نیز به نوبه خودتبدیل به بیماری میگردند..
در زندگی اهل تظاهر نباشید.
کسی که واقعیترا پنهان نگاه میدارد، تظاهر میکند و همیشه میخواهد راحت و خوب و کامل به نظر دیگران برسد، در واقع بار سنگینی را بردوش خود قرار میدهد.
مثل یک مجسمه برنزیبا پایههای گِلی. هیچ چیز برای سلامتی بدتر از نقاب به چهره داشتن و زندگی کردنبا تظاهر نیست.
این گونه افراد زرقو برق زیاد و ریشه و مایه اندکی دارند و مقصد آنها داروخانه، بیمارستان و درد است.
واقعیتها را بپذیرید.
سرباز زدن ازپذیرش واقعیتها و عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان بیگانه میسازد. هسته اصلی یک زندگی سالم، یکی بودن و رو راست بودنبا خود است.
کسانی که این رانمیپذیرند، حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب میشوند. پذیرفتن انتقادها، کاریعاقلانه و ابزار درمانی خوبی است.
اعتماد کنید.
کسانی که بهدیگران اعتماد ندارند نمیتوانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و نمیتوانند رابطه پایدار و عمیقی با دیگران بهوجود آورند.
آنها معنی دوستیواقعی را درک نمیکنند. بیاعتمادی باعث کاهش ایمان فرد میگردد.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
Film / Video / فيلم
آخرين اطلاعات از سقوط هواپيماي توپولوف
آخرين اطلاعات از سقوط هواپيماي توپولوف ( 1 )
آخرين اطلاعات از سقوط هواپيماي توپولوف ( 2 )
آخرين اطلاعات از سقوط هواپيماي توپولوف ( 3 )
خبرگزاري فارس: آخرين وضعيت و اطلاعات سقوط هواپيماي توپولوف در گفتگو ي شبكه خبر با كارشناسان فني و مسئولين مرتبط وزرات راه و ترابري و سازمان هواپيمايي كشوري مورد بحث و بررسي قرار گرفت .

Film / Video / فيلم
حضور خانواده هاي قربانيان سقوط هواپيماي توپولوف در محل حادثه
مشاهده فیلم : انتقال قطعات اجساد قربانيان حادثه هواپيماي توپولوف و حضور خانواده هاي قربانيان در محل حادثه

خبرگزاري فارس: پس از جمع آوري قطعات اجساد قربانيان حادثه سقوط هواپيماي توپولوف جهت شناسايي از قزوين به پزشكي قانوني تهران انتقال مي يابد و در همين خصوص خانواده هاي قربانيان به محل حادثه مراجعه نموده اند.
Film / Video / فيلم
تصاويري از محل سقوط هواپيماي مسافربري ايران به مقصد ارمنستان

مشاهده فیلم تصاويري از محل سقوط هواپيماي مسافربري ايران به مقصد ارمنستان
خبرگزاري فارس: هواپيماي توپولوف، با شماره پرواز 7908 كه از تهران راهي ارمنستان بود 16 دقيقه پس از برخاستن از فرودگاه امام خميني(ره) در حوالي شهر قزوين سقوط كرد و متاسفانه تمامي سرنشينان آن كشته شدند.
جهت مشاهده بقیه تصاویر مربوط به این پست به ادامه مطلب مراجعه نمائید ...
ادامه
مطلب
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
سقوط هواپيماي مسافربري ايران به مقصد ارمنستان
مشاهده : تصاويري از محل سقوط هواپيماي مسافربري ايران به مقصد ارمنستان
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
اسامي كشته شدگان سانحه هوايي اعلام شد
خبرگزاري فارس: اسامي كشته شدگان حادثه سقوط هواپيماي توپولف در قزوين اعلام شد.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، هواپيماي مسافربري كه در قزوين سقوط كرده است از فرودگاه امام خميني (ره) راهي ايروان بوده است و 168 نفر سرنشين آن كشته شدهاند.
اين هواپيما از نوع توپولوف و با شماره پرواز 7908 بوده است و 16 دقيقه پس از برخاستن از فرودگاه بينالمللي حضرت امام خميني (ره) در ساعت 11 و 33 دقيقه دچار سانحه شده است.
اسامي 15 نفر تيم پروازي هواپيماي توپولف شركت هواپيمايي كاسپين اعلام نشده است اما اسامي مسافران اين هواپيما به شرح زير است:
1- حميد رضا عبدالله زاده
2- آرام احمدي نوره
3- آنت آژنگ
4- قاسم اكبري
5- مريم علايي
6- س . علوي شيرخو
7- احمد علي محمدي
8- آرش علي محمدي
9- علي اكبر علي محمدي
10- كاوه علي محمدي
11- منيژه عليرضايي
12- مژده عليرضايي
13- آناهيتا اميني علوي
14- علي اميري
15- نانا آنتاشيان
16- ادوين آسادوريان
17- آرشاوير آواكيان
18- آزاد آوانسيان
19- مصيب عزيزالهي
20- انوش بابوميان
21- يحيي باقر پور
22- علي بهرامي
23- حسين بنا
24- مهدي برفروشان
25- س . بهشتي نژاد
26- آنا بوغوسيان
27- رويا بهلولي
28- لئون داويديان
29- وحيدرضا دهقاني نيا
30- مارتيك دراوانسيان
31- وحيد ابراهيمي دولو
32- داريوش احيا
33- نائيري استپانيان
34- شوغر استپانيان
35- جمشيد فلامرزپور
36- مرتضي فلاح زاده
37- رشيد فرج زاده
38- محسن فضايلي
39- ملين گارانيان
40- خانم ف. غفوري سياه
41- علي قضاوتي
42- ندا غلامحسيني
43- حسن قلوبي
44- هاسماك قلويان هافت
45- كارابد بوكاسيان
46- چكادوا سيوي
47- عباس نيك نام
48- ناتلا نيكونوا
49- محسن نوروزپور
50- ناصر نصرتي
51- ابراهيم پيدارسي
52- حماسپور پولادي قلعه
53- عليرضا پور قرباني
54- خانم م. پور مقدم
55- آقاي و. رفيعي منصور
56- مهدي ريحاني
57- مصطفي صباغي
58- شهنام صبوري
59- داوود سالاريان
60- آرين صالحي
61- سعيد صالحي
62- ف. سمرقندي
63- ز. سمرقندي
64- محمد حسين ثنايي
65- آرمن ساركسيان
66- واوه ساركسيان
67- آرمن سركيسيان
68- آقاي س. سيد علي پور
69- معصومه شادخو
70- يوريك شهبازيان
71- خانم شاهمراديان
72- خاچاتور سيمونيان
73- خاچيكي
74- آرا سيرويان
75- امين سليماني فر
76- علي سلطان محمدي
77- زرمينه سوكتازيان
78- وارتانوش طهماسيان
79- لوسيك تارمينيان
80- رامون تارويان
81- كريستين ترووانسي
82- آناهيتا ترووانسي
83- ناصر تيموري
84- تاده تيماش
85- سياوش وطن پرست
86- يعقوبيان
87- ر. يعقوبيان
89- عبدالرضا يميني
90- رضا يوسفي
91- آلا زارعان
92- حسام زارعان
93- ترلان زارعان
94- آقاي م. ظريف محمود
95- آقاي الف. زبردست
96- ايمان زيني وند
97- آرتور گريگوريان
98- محمد حدادي
99- آرين هاديخان
100- م. ر هاديخان
101- غلامرضا حق پرست
102- اسدالله حق پرست
103- حسن حسن زاده
104- پلوريك هايروپتو
105- سيد مهدي حسيني
106- محمد ايزد جو
107- جواد جعفري
108- يعقوب جعفري
109- مجيد جلالي
110- وحيد جوانبخش
111- حميد جوانبخش
112- سيد محمد جزايري
113- سيد شايان جزايري
114- سيد رهام جزايري
115- حميد رضا كاكاوندي
116- تاليان كاراتيپان
117- ناديا كريمي
118- نيلوفر كريمي
119- نيما كريمي
120- حسين كريمي
121- س. كاشاني قره
122- احمد كرماني
123- امين خباز كار
124- ادوارد خاچيك
125- حسن خوانين زاده
126- علي خيرات ايرون
127- احمدرضا خرادي
128-هما خونگرم خو
129- عليرضا لشگري
130- رويا لطفي فرد
131- آقاي الف محمودي زاده
132- نايري مايليان
133- آرشاوير ماناسريان
134- كارين مارگاريان
135- ماسيس ماتيان كونارا
136 - آني ملكوماكار
137 - آرين ملكوماكار
138 - مقداد معلمي
139- علي محدث
140 - آقاي ح. محمدي
141 - غلامرضا محمدي
142 - فاطمه محمد صفا
143 - بابك مختاري
144 - آقاي ت. مراديان حاجي
145 - آقاي م. مظفري
146 - نازيلا نعيم
147 - صادق نجفي لاهيجي
148 - آلوارد ناواسارتيان
149 - علي نظري شكيب
150 - آشوت نرسيسيان
151- هادي نياقي
152 - سيد فرهاد نياوراني
153 - سعيد رسولي
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
سيب سرخ
پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 20:33
اي سيب سرخ ،غلت زنان در مسير رود ، يك شهر ، تا به من برسي عاشقت شده اند
زندگی خالی نیست
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست
آری
تا شقایق هست
زندگی باید کرد …
**
روزي خواهم آمد و پيامي خواهم آورد
در رگها نور خواهم ريخت
و صدا در خواهم داد:
اي سبدهاتان پر خواب
سيب آورده ام، سيب سرخ خورشيد
خواهم آمد،
گل ياسي به گدا خواهم داد
خواهم آمد،
سر هر ديواري ميخکي خواهم کاشت
پاي هر پنجره شعري خواهم خواند.
***
من نمي دانم
كه چرا مي گويند: اسب حيوان نجيبي است،كبوترزيباست
و چرا درقفس هيچ كسي كركس نيست
گل شبدرچه كم از لاله ي قرمزدارد
چشم ها را بايد شست،جور ديگربايد ديد
واژه را بايد شست
واژه بايدخود باد،واژه بايد خودباران باشد
چتررا بايد بست
زير باران بايد رفت.
***
من به سيبي خشنودم
وبه بوئيدن يك بوته ي بابونه
من به يك آينه،يك بستگي پاك قناعت دارم
من نمي خندم اگر فلسفه اي،ماه را نصف كند
من صداي پربلدرچين را،مي شناسم
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
چگونه فکر دیگران را بخوانیم؟
آیا مایلید به افکار کسی که کنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجهه شده باشیم می توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردنشان نیز بشناسیم اما این شناخت در مواجهه حضوری با دانستن بسیاری از حالات اثبات شده در علم روانشناسی بهترین شناخت را نسبت به دیگران برایمان به ارمغان می اورد. اکنون با توجه به نکات ارائه شده میتوانید از روی هر یک از حالات زیر افکار آنها را بخوانید:
خوددار
اگر شخصی دستهایش را پشت کمر خود قفل کند این امر نشان میدهد که وی خود را بشدت کنترل کرده است . دراین حالت او سعی دارد خشم یا احساس نا امیدی را از خود دور کند. این فرد در واقع نشان میدهد که از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار است و میتواند در حالات مختلف بر خشم یا ناامیدی خود غلبه کند . در این حالت بهتر است با این فرد به آرامی ارتباط برقرار کرد
تدافعی
اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد این حالت نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حمله غیر منتظره و ناگهانی یا بی میلی برای تغییر چهره شخص است. اگر انگشتها مشت شده باشند حالت بی میلی شدیدتر است در این حالت بهتر است با ارامش با شخص مورد بحث برخورد شود تا کم کم از حالت تدافعی خود خارج شده و ارتباطی زیبا را شروع کند
متفکر
گره کردن دستها به دسته های صندلی نشان میدهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است این حالت شاید بیشتر در مسافران مظطرب هواپیما به هنگام پرواز و فرود دیده شود.
بسیاری از افراد این حالت را به نوعی رسیدن به تصمیمی بزرگ میدانند اما روانشناسان بالینی میگویند که حتی اظطراب نیز نشانه تفکر فرد است
دقیق
وقتی شخص انگشت سبابه خود را روی صورت و بقیه دستش را بصورت گره کرده در پایین صورتش قرار میدهد یعنی که فرد مورد نظر بسیار دقیق است. این حالت نشان میدهد که شخص با دقت زیاد به صحبت های شما گوش میدهد و یک یک کلمات شما را می سنجد و در عین حال در چهره او حالت انتقادی نیز به چشم میخورد اما این انتقاد جنبه دوستانه دارد و شاید بیشتر به منظور برقرار یک ارتباط بین دو نفر است
دودلی
انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دو دلی است . او به صحبت های شما و صحت گفته هایتان تردید میکند . در این حالت ممکن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد به گفته برخی از روان شناسان نگاه خیره همیشه نشانه دو دلی است چرا که ثابت قدم و محکم بودن نگاه انسان را نیز مصمم و با اراده می سازد. شاید چون از نگاه شما تردید و دودلی آشکار است دیگران برای قدم جلو گذاشتن و دوست شدن با شما ترید دارند
بی گناه
دستهایی که روی سینه قرار گرفته باشند بهترین نمونه برای حالت بی گناهی و درستکاری است.. این حالت به عقیده اکثر روانشناسان اثر باقیمانده ای از شکل سوگند خوردن است که در آن دست را روی قلب قرار میدهند. حالت تواضعی که در این عمل وجوددارد میتواند به شما بگوید که این فرد به رغم آنکه خود به بی گناهیش اذعان دارد ولی نمیداند چگونه آنرا به اثبات برساند و در عین حال بسیار مایل است تا دوست صمیمی برای بیان آنچه در قلبش میگذرد داشته باشد
مطمئن
دستهایی که به کمر زده میشود در مردها نشان دهنده آن است که فرد به آنچه میگوید اعتقاد و اعتماد کامل دارد. خانمها هنگامی که دست خود را به کمر میزنند نشان میدهند که به آنچه میگویند اطمینان دارند. اما در هر دو مورد این حالت به ما میگوید که فرد به هر حال احساس اطمینانی در گفته ها و رفتار خود دارد که میتواند به سادگی این شرایط را به دیگری نیز منتقل کند
مرموز
دستهای مشت شده در زیر چانه نشان میدهد که شخص نظریاتش را پنهان میکند و به شما اجازه می دهد تا صحبت خود را تمام کنید. آنگاه زمانیکه حرفهای شما پایان یافت در کمال آرامش به شما و نظریات شما حمله میکند. شگرد جالبی است. شخص ابتدا اطمینان شما را جلب میکند و سپس در نهایت آرامش به شما میگوید که شما و نظریاتتان را قبول ندارد
ظاهر ساز
در این حالت شخص آرام بنظر میرسد اما این آرامش پیش از توفان است این حالتی است که بیشتر روسا بخود میگیرند تا خود ر ا بگونه ای به زیر دستان نزدیک کنند و در عین حال جاذبه و جذابیت آنها نیز کم نشود. ظاهرسازی معمولا از آن دسته حالتهایی است که در بیشتر افراد دیده میشود ولی نوع آنها با یکدیگر متفاوت است . اما به هر حال حالت خوبی از یک فرد برای شروع یک ارتباط محسوب نمیشود
مالکیت
قرار دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی- میز-سکو و (...شانه حالت مالکیت است. در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و از این طریق آرامش خود را نشان دهد. روان شناسان این حالت را حالت مالکیت میدانند که در نهایت به عقیده فرد مورد نظر به موفقیت وی در کارها منجر خواهد شد
اعتماد به نفس
تکیه زدن به صندلی درحالتیکه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است . اگر شخصی در این حالت صحبت میکند به گفته های خود اعتماددارد و اگر به صحبت های شما گوش میدهد به خود زحمت ندهید ا و خود همه ماجرا را میداند.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
روانشناسي چهره ها در چشمان
در كل داشتن چشمهاي درخشان و پر حركت دليل وجود هوش است
چشمان درشت و زيبا
نشان دهنده صفا ،صميميت ، هنرمند و عاطفي ،منصف و غيرتمند ، تمايل به اغراقگويي، داراي ذهني روشن و متعالي ،در دوستي خونگرم ،مديران موفقي هستند
چشمان بهم نزديك و كم فاصله
حسودي و كوتاه نظري ،احساساتي ،زنان اين گروه درونگرا و پنهان كار ،حيله گر و حسابگر ،موفق در امور تجاري و سياسي
چشمان نيمه باز
حيله گري و دلالي ،غير قابل اعتماد
چشمان خمار
احساسي و در رويا بودن
چشمان با فاصله زياد و دور از هم
سادگي ،درستي،فكر باز،توقعات زياد از زندگي، بسيار زود باور،تمايل شديد به رمان و داستان ،برونگرا،مردمي،وفادار
چشمان لنگه به لنگه
چشماني كه يكي از ديگري بزرگتر است هردم مزاج و هر دم خيال ،قدرت فكري زياد ندارند و قاطعيت ندارند
چشمان برجسته وبيرون زده
صفات منفي مثل تنبلي ،پرسر و صدا،پر حرف و ظاهر بين
چشمان گود رفته و تو رفته
موذي ،اگر با فاصله هم نباشد دورو و متظاهر
پلكهاي برجسته
هوش ،استعداد و دقيق ،گاها لاابالي و مستعد در صنايع
چشمان خندان و متبسم
شوخ ،قلب پاك ،استعداد در صنايع ،اگر زن باشد مادري با عاطفه و مهربان
مردمك در وسط چشم وسفيدي پيدا
اختلال و پيچ و خم هاي فكري ،بي باك بودن
چشمهاي بادامي
خودخواه و متكبر،مغرور،اگر ابروها از چشمها فاصله داشته باشد خوبي و آرامش روح
چشمهايي كه انتهايش پايين يا بالاست
ساعي ،تيز هوش،و بعضا موذي و حيله گر
چشمان ريز مثل كبوتر
طبع ملايم ،ذلالت بر راز پوشي زياد و سكوت،محتاط و محافظه كار ،صادق و راستگو،مشكل پسند،كم صبر،ناشكيبا ،مردان اين
گروه مديران و فرمانداران و مشاوران قوي هستند و زنان اين گروه وفادار و پايدار هستند . خودخوري و استعداد هوشي زياد
چشمان سه گوش
اكثرا با ديگران مشكل دارند بالاخص با نامزد خود ،بي حوصله در بحث و جدل ،وسواسي،ايراد گير ،اهل نق زدن ،سازگاري با محيط و حرفه هاي مختلف دارند . بهترين فضاي كار براي اين گروه فضاي سياسي است
چشم روباهي
هوش و فراست بالا ،توانمندي كافي در مديريت ،ارتباطات ،قدرت فكري زياد در فريبكاري ،از قلبي رئوف و مهربان و مردمي برخوردار است ،از قدرت بيان بالايي برخوردار است اما اغلب ترجيح مي دهد سكوت كند
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
مهربانی همیشه ارزشمندتر است
بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.
بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.
زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند.
بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى!»
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
در صورتی كه كارمند دولت هستید حتما از این تجربیات استفاده كنید:
1- در یك سیستم دولتی؛ سعی كنید (( لال بودن)) را تمرین كنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است .
2 - در یك سیستم دولتی؛ هیچگاه كارمندان را با یكدیگر مقایسه نكنید؛ چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.
3- در یك سیستم دولتی؛ اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد انتظار رفتنش را نكشید، چون قطعا نفر بعدی او 43 ایراد دارد !
4- در یك سیستم دولتی؛ می توانید با كارهای كم و كوچك، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط كافی است ((زبان خود را تقویت كنید )) !
5- در یك سیستم دولتی؛ ممكن است كه هر چه بیشتر كار كنید بیشتر خوار و خفیف میباشید .
6- در یك سیستم دولتی؛ با اشكالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میاننگذارید؛ درغیر این صورت یك مشكل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشكل، شما هستید !
7 - در یك سیستم دولتی؛ اشتباهات یك مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛ در غیر اینصورت بجای یك مدیر، دو مدیر در مقابل شما گیری خواهند كرد .
8- در یك سیستم دولتی؛ با انجام كارهای مختلف و فعالیتهای به موقع نظم شما تشخیص داده نمی شود بلكه برای این كار راههای ساده تری هست. مثلا فقط كافیست همیشه میز كارتان را منظم نگه دارید .
9- در یك سیستم دولتی؛ اضافه بر كارهای معمول كار اضافه ای انجام ندهید؛ در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید .
10 - در یك سیستم دولتی؛ همیشه حرفها (فرمایشات مدیرتان را تایید کنید ) حتی اگر از نظر او ماست، سیاه باشد )
11 - در یك سیستم دولتی؛ تنها كاری كه واجب است سریع انجام دهید كاری است كه مدیر شما شخصا از شما خواسته است .
12 - در یك سیستم دولتی؛ تنها انگیزه ای كه می تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزی حلال» است .
13 - در یك سیستم دولتی؛ آسه برو، آسه بیا، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اینكه با گربه نسبتی داشته باشید !
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
ممکن
جمعه نوزدهم تیر 1388 21:36
ممکن است ۰۰۰۰
كشاورزي بود كه تنها يك اسب براي كشيدن گاوآهن داشت. روزي اسبش فرار كرد.
همسايه ها به او گفتند: چه بد اقبالي!
او پاسخ داد: ممكن است.
روز بعد اسبش با دو اسب ديگر برگشت. همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي!
او گفت: ممكن است.
پسرش وقتي در حال تربيت اسبها بود افتاد و پايش شكست.
همسايه ها گفتند: چه اتفاق ناگواري.
او پاسخ داد: ممكن است.
فرداي آن روز افراد دولتي براي سربازگيري به روستاي آنها آمدند تا مردان را به جنگ ببرند اما پسر او را نبردند.
همسايه ها گفتند: چه خوش شانسي !
او گفت: ممكن است.
و اين داستان ادامه دارد، همانطور كه زندگي ادامه دارد...
منبع : يادداشتهايي از يك دوست؛ اثر آنتوني رابينز
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
غذاهای مفید برای حالاتهای روانی مختلف
اغلب ما بعد از یک روز سخت و دشوار، یک وعده غذایی یا میان وعده ای را می خوریم که ما را آرام کند مانند: کلوچه ها، چیپس سیب زمینی، بیسکوئیت و ... .
وقتی جشن می گیریم کیک می خوریم.
وقتی که ناراحت می شویم و می خواهیم خبر بدی را که شنیده ایم به قول معروف راحت هضمش کنیم، بستنی را ترجیح می دهیم.
خوب این چه اشکالی دارد؟
مشکلی که در این جا به وجود می آید این است که به همان سرعتی که مزه این خوراکی ها در دهان شما از بین می رود، اندازه دور کمر تان از بین نخواهد رفت، مخصوصاً اگر آن ها مملو از قند و چربی نیز باشند(مانند کیک شکلاتی).
این گونه خوراکی ها موجب می شوند که سطح قند خون به سرعت بالا رود و برای جبران این حالت در بدن، انسولین به سرعت ترشح شده و در نتیجه قند خون خیلی سریع تر از آن پایین می آید، به همین دلیل است که وقتی شما غذایی را می خورید که شیرین است، بعد از مدت کوتاهی احساس گرسنگی بیشتری می کنید. در واقع شما در یک سیکل معیوب قرار می گیرید.
با این حال تحقیقات علمی نشان می دهد که شما می توانید وضع روحی - روانی خود را با غذاها بهبود ببخشید.
نکات زیر را زمانی که به تجدید قوای ذهنی نیاز دارید، به کار برید:
غمگین هستید؟
غذاهایی را انتخاب نمایید که دارای اسیدهای چرب امگا 3 و ویتامین D زیادی باشند. تحقیقات نشان می دهد که این ها می توانند افسردگی را تخفیف دهند و موجب آرامش فرد شوند.
برای دریافت اسیدهای چرب امگا 3 می توانید تخم بزرک(بذر کتان) و ماهی های چرب مانند قزل آلا را انتخاب نمایید.
از منابع خوب ویتامین D نیز می توان به شیر های غنی شده با این ویتامین و زرده تخم مرغ اشاره کرد. البته نور خورشید نیز منبع خوبی از این ویتامین است.
استرس دارید؟
در جستجوی غذاهایی باشید که غنی از ویتامین های گروه B باشند، تا تولید سرتونین در مغزتان افزایش یابد و در نتیجه آرامش به سراغ شما آمده و راحت شوید.
برای دریافت ویتامین B6 ، بادام، پسته و گردو انتخاب های خوبی هستند.
برای دریافت ویتامین B12، بشقاب تان را پر از قزل آلا یا میگو کنید و یا این که یک کاسه بزرگ ماست کم چرب میل نمایید.
در سختی هستید؟
یک راست بروید سراغ غذاهایی که غنی از ویتامین C هستند. این ویتامین رادیکال های آزاد را کاهش می دهد و سیستم ایمنی شما را تقویت می کند. در واقع این ویتامین یک آنتی اکسیدان فوق العاده است. زغال اخته، کلم بروکلی، فلفل سبز، کیوی، توت فرنگی و گوجه فرنگی گزینه های خوبی برای این ویتامین می باشند.
عصبانی هستید؟
این حالت خود را با پتاسیم از بین ببرید. پتاسیم، الکترولیتی است که به کاهش فشار خون کمک می کند.
موز، آواکادو، ذرت، سیب زمینی و لوبیا سفید از منابع خوب این ماده معدنی می باشند.
بی خوابی به سرتان زده است؟
برای یک خواب عمیق به سمت غذاهای غنی از منیزیم مانند نخود، عدس، جو دو سر، تخم کدو و اسفناج بروید.
این ماده معدنی به آرامش عضلات، رگ های خونی و لوله گوارش کمک می کند تا سطح ماده شیمیایی آرامبخش یعنی همان سرتونین در شما افزایش یابد.
حالا با دقت پیشنهادات غذایی فوق را نگاه کنید و ببینید همه این ها علاوه بر این که نیازهای تغذیه ای شما را به خوبی برآورده می سازند، از افزایش وزن تان نیز جلوگیری می کنند.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
حکايت بهلول و شيخ جنيد بغداد
آوردهاند كه شيخ جنيد بغداد به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت و مريدان از عقب او . شيخ احوال بهلول را پرسيد گفتند او مردي ديوانه است. گفت او را طلب كنيد كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرايي يافتند. شيخ پيش او رفت و در مقام حيرت مانده سلام كرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسيد چه كسي (هستي)؟ عرض كرد منم شيخ جنيد بغدادي. فرمود تويي شيخ بغداد كه مردم را ارشاد ميكني؟ عرض كرد آري.. بهلول فرمود طعام چگونه ميخوري؟ عرض كرد اول «بسمالله» ميگويم و از پيش خود ميخورم و لقمه كوچك برميدارم، به طرف راست دهان ميگذارم و آهسته ميجوم و به ديگران نظر نميكنم و در موقع خوردن از ياد حق غافل نميشوم و هر لقمه كه ميخورم «بسمالله» ميگويم و در اول و آخر دست ميشويم..
بهلول برخاست و دامن بر شيخ فشاند و فرمود تو ميخواهي كه مرشد خلق باشي در صورتي كه هنوز طعام خوردن خود را نميداني و به راه خود رفت. مريدان شيخ را گفتند: يا شيخ اين مرد ديوانه است. خنديد و گفت سخن راست از ديوانه بايد شنيد و از عقب او روان شد تا به او رسيد. بهلول پرسيد چه كسي؟ جواب داد شيخ بغدادي كه طعام خوردن خود را نميداند. بهلول فرمود آيا سخن گفتن خود را ميداني؟ عرض كرد آري. بهلول پرسيد چگونه سخن ميگويي؟ عرض كرد سخن به قدر ميگويم و بيحساب نميگويم و به قدر فهم مستمعان ميگويم و خلق را به خدا و رسول دعوت ميكنم و چندان سخن نميگويم كه مردم از من ملول شوند و دقايق علوم ظاهر و باطن را رعايت ميكنم. پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بيان كرد.
بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نميداني.. پس برخاست و دامن بر شيخ افشاند و برفت. مريدان گفتند يا شيخ ديدي اين مرد ديوانه است؟ تو از ديوانه چه توقع داري؟ جنيد گفت مرا با او كار است، شما نميدانيد. باز به دنبال او رفت تا به او رسيد. بهلول گفت از من چه ميخواهي؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نميداني، آيا آداب خوابيدن خود را ميداني؟ عرض كرد آري. بهلول فرمود چگونه ميخوابي؟ عرض كرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب ميشوم، پس آنچه آداب خوابيدن كه از حضرت رسول (عليهالسلام) رسيده بود بيان كرد.
بهلول گفت فهميدم كه آداب خوابيدن را هم نميداني. خواست برخيزد جنيد دامنش را بگرفت و گفت اي بهلول من هيچ نميدانم، تو قربهاليالله مرا بياموز.
بهلول گفت چون به ناداني خود معترف شدي تو را بياموزم.
بدانكه اينها كه تو گفتي همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال بايد و اگر حرام را صد از اينگونه آداب به جا بياوري فايده ندارد و سبب تاريكي دل شود.. جنيد گفت جزاك الله خيراً! و در سخن گفتن بايد دل پاك باشد و نيت درست باشد و آن گفتن براي رضاي خداي باشد و اگر براي غرضي يا مطلب دنيا باشد يا بيهوده و هرزه بود.. هر عبارت كه بگويي آن وبال تو باشد. پس سكوت و خاموشي بهتر و نيكوتر باشد. و در خواب كردن اينها كه گفتي همه فرع است؛ اصل اين است كه در وقت خوابيدن در دل تو بغض و كينه و حسد بشري نباشد..
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
دروغ
پنجشنبه هجدهم تیر 1388 22:10
دروغ
روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم ؟ حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد " ان دو با هم به کنار ساحل رفتند وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس هایش را در آورد
دروغ حیله گر لباس های او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری اراسته نمایان می شود .
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
شانس
پنجشنبه هجدهم تیر 1388 22:7
از شانسی که در زندگیت یک بار بهت رو میده مواظبت کن!
یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود .
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید..
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهدکشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه هاو جمع و جور کردن شکم .
فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!!
از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد.بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .
وقتی با خدا روبرو شد او پرسید:: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
خدا جواب داد :من شمارو تشخیص ندادم!!!
نتیجه 1: اونقدر روی شانس های دوباره سرمایه گذاری نکن
نتيجه 2: اونقدر خودتو عوض نكن كه خدا هم نشناستت
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
آرامش
پنجشنبه هجدهم تیر 1388 21:1
آرامش
پادشاهی جایزهی بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل،آرامش را تصویر کند.. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلوها، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب، رودهای آرام، کودکانی که در خاک میدویدند، رنگین کمان در آسمان، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلوها را بررسی کرد، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولی، تصویر دریاچهی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خودمنعکس کرده بود. در جای جایش میشد ابرهای کوچک و سفید را دید و اگر دقیق نگاه میکردند، در گوشه چپ دریاچه، خانهی کوچکی قرار داشت، پنجرهاش بازبود، دود از دودکش آن بر میخاست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.
تصویر دوم هم کوهها را نمایش میداد. اما کوهها ناهموار بود، قلههاتیز و دندانهای بود. آسمان بالای کوهها به طور بی رحمانهای تاریک بود،و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیلآسا بود.
این تابلو هیچ با تابلوهای دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه میکرد، در بریدگی صخرهای شوم، جوجهی پرندهای را میدید. آن جا، در میان غرش وحشیانهی توفان،جوجه گنجشکی، آرام نشسته بود.
پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برندهی جایزهی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است. بعد توضیح داد:
آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل، بیکار سخت یافت میشود، چیزی است که میگذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است.
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
آسپیرین
پنجشنبه هجدهم تیر 1388 20:56
داشتن آسپیرین در منزل همیشه مهّم است
+
چرا باید آسپیرین را در کنار خود داشته باشید؟
در باره حمله قلبی علاوه بر احساس درد در بازوی چپ، علایم د یگری برای حملهً قلبی وجود دارند درد شدید در چانه ، حالت تهوّع وتعریق زیاد نیز باید مورد توجّه قرار گیرد .
توجّه:
ممکن است در زمان حملهً قلبی هیچ دردی در قفسهً سینه احساس نشود حدود 60% افراد که در خواب دچار حملهً قلبی شده اند هرگز بیدار نشده اند هرچنداگرچنین اتفاقی رخ دهد ممکن است درد قفسهً سینه فرد را از خواب عمیق بیدار کند .
دراینصورت بلافاصله دو عدد آسپیرین را در دهان خود حل کرده و بامقداری آب آنرا ببلعید سپس به یکی از همسایگان و یا یکی از بستگان که محل سکونتش در فاصله بسیار نزدیک از شماست تلفن کرده و بگویید دچار حمله قلبی شده و دو عدد آسپیرین مصرف کرده اید روی یک صندلی دسته دار یا مبل بنشینید و منتظر ورود آنها باشید و….
DO NOT LIE DOWN !!!
درازنکشید!!!
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
فرصت
پنجشنبه هجدهم تیر 1388 20:54
فرصت
دو روز مانده به پايان عمر تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.
پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.
به پر و پای فرشته و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگی كن."
لا به لای هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار می توان كرد؟ ..."
خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمیيابد هزار سال هم به كارش نمیآيد"، آنگاه سهم يك روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی كن."
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش میدرخشيد، اما میترسيد حركت كند، میترسيد راه برود، میترسيد زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايی ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايدهای دارد؟ نميدانم !بگذار اين مشت زندگی را مصرف كنم."
آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد میتواند تا ته دنيا بدود، می تواند بال بزند، میتواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند ....
او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد، شرکتی را تاسیس نکرد، اما ...
اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او را نمیشناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان يك روز زندگی كرد.
فردای آن روز فرشتهها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زيست!"
زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است..
امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید عمر فردايمان وجود دارد!؟
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
ازدواج سخت نيست اگر ...
اين جمله را شايد از طرف پدر و مادر و اقوام به گوشتان خورده باشد"مگه ماها که ازدواج کرديم اولش چي داشتيم"!"روزي دست خداست."
در حال حاضر جوانان مشکلات اقتصادي و مستقل نبودن را سد راه ازدواج و تشکيل خانواده مي دانند و برگزاري مراسم و هزينه هاي سنگين و توقعات طرف مقابل با داشتن يک حقوق کارمندي کافي نمي دانند.
اگر جوانان به زندگي گذشتگان و پدر و مادرشان توجه داشته باشند همه آنها از زندگي در خانه پدربزرگان و دور هم با وسايل ابتدايي و ساده مي گويند و بعد از چند سال و داشتن دو سه فرزند صاحب همه چيز از جمله خانه بزرگتر و وسايل بهتر شدند.
جوانان بايد از زندگي پدر و مادرها و کساني که چند ساله ازدواج کردند مي توانند درس بگيرند که زندگي ساده ولي با صبر و گذشت و به دور از افراط و تفريط ، توانسته اند يک زندگي خوب و متوسط داشته باشند.
جوانان زمان ازدواج و داشتن زندگي مستقل را زماني که خانه و ماشين و درآمد کافي براي برگزاري مراسم عروسي را داشته باشند مي دانند و از ازدواج کردن واهمه دارند.
بيشتر جوانان به دليل واهمه از يک زندگي مستقل،ازدواج را به تاخير انداخته تا پس از جمع آوري و اندوخته کردن مال و اطمينان کامل گام پيش نهند.
اما اغلب اين گونه دغدغه ها براي جوانان روا نيست، زيرا با حداقل ها نيز مي توان زندگي را آغاز کرد،چون رزق و روزي در گرو ازدواج است.
در همين زمينه بسياري از احاديت و آيات قرآني آورده شده است،"خانواده تشکيل دهيد که آن براي شما روزي آور است"و رسول اکرم(ص) در کلام شيرين ديگري مي فرمايد:"با زنان ازدواج کنيد که آنان،ثروت و روزي مي آورند."
پيامبر گرامي مي فرمايد:"به وسيله ازدواج روزي بيابيد."
نه تنها عنايت الهي در ازدواج محسوس است، ازدواج عاملي است براي دستيابي به روزي.
اما نميتوان صرفا به دليل کار يا شغل کم درآمد ، امر مهم ازدواج را ناديده گرفت و معيارهاي مهم ديگر را فراموش کرد و نياز به داشتن زندگي مشترک را فقط به دليل نداشتن پول، کنار گذاشت. همان طور که در احاديث ديگر ديدهايم ، به فرموده پيامبر(ص) :" بي همسران را همسر دهيد ، زيرا با اين کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نيکو و روزيشان را زياد ميکند و به جوانمردي شان ميافزايد". از اين نکته بر ميآيد که به واسطه امر مهم ازدواج، خداوند، شخص را در به دست آوردن شغل (که همان وسيله روزي است) ، ياري ميکند.
درست است که براي تأمين اکثر نيازهاي بشريت، پول مهم است، اما بعضي از تاخير در ازدواج ها واقعا از بي پولي نيست بلکه راضي نبودن به آن اندازه دارايي است که مي تواند يک زندگي دونفره ي ساده را تشکيل داد.
ديدگاه کارشناسان و صاحب نظران نيز در اين خصوص اين است:"جوانان موانع اقتصادي را مهمترين مشكل ازدواج و ادامه تحصيل را مقدم بر امر ازدواج ميدانند".
"مشكلات اقتصادي ، بالابودن هزينه تهيه جهيزيه ، ميزان مهريه ، اجاره و خريد خانه ، بالابودن هزينه مراسم عروسي، مشكلات فرهنگي و موانع خانوادگي و اجتماعي را از ديگر موانع سد راه ازدواج جوانان مي دانند".
"اما کارشناسان بر اين باورند بهترين راه تامين هزينههاي مربوط به ازدواج را تامين هزينهها از سوي والدين، پسانداز و توان مالي شخصي، وام گرفتن از بانكها و صندوقهاي قرض الحسنه است و جوانان در آغاز زندگي مي توانند به راحتي اين مشکلات را حل کنند".
فلسفه رزق و روزي بعد از تشکيل خانواده در بين جوانان بايد به يک باور اعتقادي تبديل شود تا از ازدواج و تشکيل خانواده ترسي نداشته باشند.
براي حل بحران بالا رفتن سن ازدواج همه بايد دست به دست هم بدهيم . هر کس در حد توان خود . اگر در حال حاضر جوانان کمي از سختگيريها بکاهند و با دقت و به آساني به آن بنگرند و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نيازهاي يک خانواده ، خود را قانع کنند ، شرايط ازدواج را مهيا ساخته اند .
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
20 قسمت از بدن که احتیاجی بهش ندارید!
قسمتهایی از بدن هست که بر اساس نظریه تکاملی داروین، باقی مانده از اعضا اجداد انسانهاست که در بدن انسان به صورت کوچک و بدون عملکرد باقی مانده است
ارگان ومرونازال: یا ارگان جاکوبسون که حفره ای است در پل های بینی دو سمت با گیرنده های شیمیایی که در انسان عملکردی ندارند. در جانوران پست تر وظیفه درک ماده شیمیایی فرومون رو بر عهده دارند
عضلات خارجی گوش: ۳ عضله هستند که در بخش خارجی گوش واقع شده اند و در سایر حیوانات نظیر خرگوشها و سگها، وظیفه حرکت مستقلانه گوش از سر را بر عهده دارند. اما انسانها هنوز دارای آن هستند و توسط این عضلات است که بعضی از افراد میتوانند گوششان را تکان دهند
دندان عقل: در انسانهای اولیه که مقادیر زیادی از گیاهان رو جهت به دست آوردن انرژی مصرف میکردند داشتن یک جفت اضافه دندان آسیا در هر فک مفید به نظر میرسید اما در انسانهای امروزی که انواعی از غذاها را مصرف میکند، زیاد ضروری به نظر نمیآید
دنده گردنی: حدود یک درصد از مردم یک جفت دنده اضافی در بالای دندهای خود (در بخش گردن) دارند که به نظر میرسد باقیمانده از اجداد خزنده ما باشد.. این دنده میتواند در این افراد مشکلات عروقی یا عصبی ایجاد کند
پلک سوم: در اکثر پرندگان و پستانداران یک لایه محافظ به عنوان پلک سوم بر روی چشمشان وجود دارد که وظیفه حفاظت از چشم و خروج شن ریزه و گرد و غبار را از چشم بر عهده دارد. باقی مانده این پلک در انسان به صورت یک چین نازک در گوشه داخلی چشم وجود دارد
تکمه یا نقطه داروین: اگر لبه خارجی لاله گوش خود رو لمس کنید به یک برجستگی برمیخورید که به نام دکمه داروین مشهور است. در حیواناتی نظیر خرگوش این تکمه در انتهای گوشها قرار دارد و وظیفه فوکوس صداهای دور را روی گوش بر عهده دارد
عضله زیر ترقوه: عضله کوچکی که در زیر شانه قرار دارد و از دنده اول به ترقوه کشیده شده است و در صورتی برای انسان مفید بود که هنوز بر روی ۴ پا راه میرفت. البته بعضی از مردم این عضله را ندارند و بعضی نیز یک جفت از آن را دارند
عضله پالماریس (خیاطه): عضله بلند و نازکی که از زانو به کمر کشیده شده و ۸۹ درصد مردم دارای این عضله هستند. این عضله در جانوران پست تر در آویزان شدن و بالا رفتن از درخت بسیار مهم است. جراحان معمولا این عضله رو در جراحی های ترمیمی عضلات برداشته و از آن استفاده میکنند
نوک پستان در مردان: مجاری شیری قبل از اینکه هورمون جنسی مردانه (تستوسترون) در جنین باعث ایجاد صفات مربوط به جنس مذکر بشود به وجود میآیند. مردان دارای بافت پستانی هستند اما عملا استفادهای از آنها نمیکنند
عضلات صاف کننده مو: در بسیاری از جانوران این عضلات که در قاعده موهای بدن واقع شده اند وظیفه سیخ کردن موهای جانور را در هنگام بروز خطر دارند تا جانور بتواند از آن به عنوان ترساندن مهاجم استفاده کند
زائده آپاندیس: یک لوله عضلانی باریک در روده بزرگ که در به نظر میرسد باقی مانده بخش از روده جانوران باشد که وظیفه هضم سلولز غذا (گیاهان) را بر عهده داشته باشد. اما در انسان بیشتر حاوی گلبول های سفید و غدد لنفاوی است
موهای بدن: ابروها در جلوگیری از ورود عرق به چشم ها و موها در آقایان در انتخاب جنسی نقش دارند. اما به نظر میرسد اکثر موها در بدن نقش موثری را ایفا نمیکنند
دنده سیزدهم: در شامپانزه ها و گوریل ها ۱۳ جفت دنده وجود دارد در حالی که در انسانها ۱۲ جفت. اما ۸ درصد از مردم دارای جفت دنده سیزدهم هستند که به نظر نمیرسد عملکردی را در آنها ایفا کند
عضله کف پایی: به نظر میرسد در جانوران پست تر وظیفه چنگ شدن و قلاب شدن پاها به شاخه ها را بر عهده داشته است . اما در انسان به نظر میرسد فقط کمی کف پا را به پایین خم میکند. در ۹ درصد مردم این عضله وجود ندارد
رحم مردانه: باقی مانده از ارگان تناسلی زنانه که از غده پروستات مرد آویزان است
انگشت پنجم پا: در پریماتها و پستانداران پست تر انگشتان پا وظیفه چنگ زدن و آویزان شدن از شاخه ها را بر عهده داشته اند.. اما انسانها احتیاج به انگشتان بزرگ پا دارند تا بتواندد با آنها ایستاده راه رفته و تعادل خود را حفظ کنند. لذا به نظر میرسد انگشت پنجم یا کوچکترین انگشت پا نقش اصلی در این مورد ایفا نکند
وازدفران (لوله منی) زنان: ارگان تکامل نیافته مردانه که انتهای در کنار تخمدانها قرار دارد. فاقد عملکرد است
عضله هرمی (پیرامیدال) : حدود ۲۰ درصد افراد این عضله مثلثی، کوچک و شبیه کیسه را که در استخوان شرمگاهی (پوبیس) است ندارند. به نظر میرسد این عضله باقی ماندهای از کیسه در جانوران کیسه دار باشد
استخوان دنبالچه (کوکسیس): مجموعه چند مهره به هم جوش خورده کوچک که درا نتهای ستون مهره ها واقع شده و در پستانداران دیگر وظیفه حفظ تعادل و ارتباط را بر عهده دارد. اما در انسان نقشی را بر عهده ندارد
سینوسهای اطراف بینی: به نظر میرسد در انسانها نخستین این سینوسها سرشار از مخاط بویایی بوده تا به این ترتیب حس بویایی آنها را تقویت کرده و آنها را از خطرات حفظ کند. اما نقش انها در انسان امروزی به شکل دهی به صورت، گرم کردن هوای ورودی به ریه ها و سبکتر شدن سر کمک میکند. التهاب این سینوسها باعث سینوزیت میشود .
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
طالع بینی اسم
طالع بینی انسانها و شناخت خصوصیات آنها از روی حرف اول اسم آنان !!!
توجه : در این روش به دلیل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"باید به جای این حروف معادل فارسی آنما را قرار دهید .مثال : (ژ=ج) (گ=ج) (چ=ج) (پ=ب)
الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه رو و با همه ملاحظه کند و خونگرم میباشد و با همه کس زود صمیمی میشود ودر زندگی در جنگ و جدال و گفتگو به سر میبرد و پیراهن سیاه بر او نامبارک می باشد و محنت بسیار می کشد و هر چه را طلب کند زود بیابد و مریضی وی همیشه در باد قولنج گردن وپهلو می باشد.
ب : فردی خوش قیافه و زیبا وبا محبت و رفیق باز و همیشه مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند.
ج : فردی باشد زیبا و خوش اخلاق وبا محبت و او همیشه از مریضی شکم رنج میبرد و این مریضی هر چند وقت یکبار اشکار میشود و دو وجه دارد یا سیاه چهره و قوی استخوان یا سفید پوست و بزرگ اندام و همیشه سرگردان واشفته می باشد و از کار خود حیران است
د: او فردی با دیانت و پر فکر وبشاش و زیبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه در حال ترقی می باشد
ه : او فردی است که همیشه اطرا فیان را امر ونهی کند و زیبا چهره وتند خو و اتشی مزاج و طبع او گرم میباشد
و: فردی است که همیشه به دیگران کمک می کند و گاهی مغرور میشود و زبان بد پشت سر او باشد و دیگران بدی او را میگویند
ز: زیبا و خوش اخلاق و با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرراتی است و در زندگی برای او سحری می کنند و در زندگی شکست بزرگی می خورد و همیشه از درد سر و زانو در عذاب میباشد و نسبت به زندگی دلسرد می گردد و حیران و سر گردان میشود
ت: او فردی است خوش جهره و خوش اخلاق کم خواب و هرگاه مرتکب گناه میشود سریع توبه میکند و اگر دل کسی را برنجاند بسیار نگران و در پی ان است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی عجیبی در خود دارد
ث: فردی است ثابت قدم و پر اراده و در هر کاری ثابت قدم می باشد خوش اخلاق و پر عقل است و پیشانی او پهن میباشد و در زندگی هرگز محتاج نخواهد شد
ح: او فردی زیبا و خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه دارد و همیشه در بحث و جدل وجنگ به سر میبرد
خ: فردی است زیبا چهره با چشمانی درشت با محبت و مقرراتی و هر چه سعی میکند رزقش بسیار شود موفق نمی شود و او فردی است عشقی و تنبل و کاهل در کارها و باید این کار را ترک کند تا در زندگی موفق و سر بلند شود
ر: او فردی است خوش اخلاق میانه رو و اتشی و همیشه اطرافیان در پشت سر او بد گویی کنند و او فردی است طمعکار و زیبا چهره وخوش گذران و اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد میرسد و دست او همیشه از پول دنیا تهی است
س : او فردی میباشد پر استعداد و با ذوق و سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور ومتکبر میباشد و هر کاری که میل داشت انجام میدهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر میبرد فردی باشد اتشی مزاج و همیشه در چشم اهل واعیان پر هیبت به چشم میاید
ش: او فردی است مشفق ومهربان و جنگجو و عصبانی و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در دنیا به او ضرر برسد از دست و زبان خود میخورد و اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ میماند و بسیار لجباز است
ص : فردی است حرف شنو و دهن بین و هرکس هر حرفی را با او در میان بگذارد سریع باور میکند نترس و خشن و خوش اخلاق و با محبت و همیشه در حال ترقی و فکر میباشد
ض : او فردی است خوش اخلاق و زیرک ودانا وکینه توز و همیشه نگرانی خود را در ظاهر بروز نمیدهد و پیشانی او پهن است و کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق میباشد و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند و به دنبال هر کار زشتی توبه می کند و فردی زرنگ است
ط :او فردی است پاک و خوش اخلاق و عشقی و خوش گذران و خو نگرم و پیراهن سیاه براو خوشایند نیست و دوستی بسیار میکند
ظ : او فردی است که ظاهر و باطنش یکی است و خشک ومقرراتی میباشد و اطرافیان پشت سر او بد گویی کنند و قدر مال دنیا را نداند و در سینه و اعضا خالی دارد که نشان اقبال است و دنبال دوست رود و خواهان ان است که با دوستان تفریح کند
ع : او فردی باشد بلند مرتبه و پر گذشت و خوش اخلاق و بخشنده و مقرراتی وخشک و او هرگز قدر مال دنیا را نمیداند و در دوستی با دیگران پاینده و متعصب و در اول زندگی رنج بسیار کشد و قدر مال دنیا را نداند
غ: زیبا چهره با گذشت و خشک و مقرراتی و احساس نا امیدی کند در فکر میرود و به گذشته واینده خود می اندیشد دانا وعالم است و زندگی را با صلح وصداقت دوست دارد
ف : او فردی است اتش مزاج و تند خو و جاهل و زیبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحیه هر چند وقت یک بار مریض و رنج میکشد و در زندگی چند بار شکست میخورد ولی در اینده به مقام و منزلت خوبی میرسد
ق: فردی است قادر وتوانا و زیرک و دانا و در هر کاری نقشه بسیار میکشد و موفق میشود هم زیباست و هم خوش اخلاق و فردی است خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت و یا خصومت برخورد میکند
ک: او فردی است زیبا وخوش اخلاق و زیرک و دانا و زیرک و خشک و مقرراتی و زبان او تلخ است و همیشه دیگران از زبان او در عذاب میباشند با یک کلمه حرف دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت باشد
ل: فردی است زیبا چهره و خوش اخلاق و یکدنده و همیشه جدایی اختیار کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه متعصب اطرا فیان نزدیک خود میباشد
م : خوش اخلاق و با محبت و خون گرم ونترس و همیشه اطرافیان پشت سرش بد گویی کنند و در روبرو از او تعریف و تمجید کنند او فردی باشد خوش چهره و چشمان درشتی دارد و در کارهای خود همیشه کاهلی دارد و زود عصبانی میشود و سریع خاموش میشود عشقی میباشد و در تمام کارها تقاضای کمک کند
ن: او فردی است زیبا و خوش اخلاق و کینه توز و دم دمی مزاج میباشد گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار بد و مقرراتی وخشک میشود همچون قاضی میباشد ودر حقوق خود ودیگران به میزان برخورد کند
ی :او فردی است پر فکر وزیبا و با هر کس در افتد بر او غالب گردد دم دمی مزاج میباشد و گاهی بسیار خوب و گاهی بسیار خشک و مقرراتی است او فردی است چهار شانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج میبرد
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
اس ام اس روز پدر
پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .
ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .
پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه
سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که
برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ، روزت مبارک . . .
تبریک به کسی که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی
و... بسیار سخت است ... پدرم روزت مبارک . . .
مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف
قبله را قبله نما ، آمده میر نجف
ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین
کن نظر از روی لطف، به تمام پدران
روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان
ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .
بابا دوستت دارم بابت تمام زحماتی که کشیدی دستانت را می بوسم و ممنونتم .
روزت مبارک . . .
ادامه دارد
جهت مشاهده بقیه مطالب مربوط به این پست به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
ادامه
مطلب
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
هنر
------------ --------- --------- --------- --
هنرپیشه معروف سینما ؟
الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ک) محمدرضا گندمزار
ش) محمدرضا دشت
هنرپیشه مرحوم سینما ؟
الف) رضا ژیان
ب) رضا ماکسیما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور
تربیت بدنی
------------ --------- --------- --------- --
مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس ؟
الف) علی پروین
ب) علی شهین
ک) علی مهین
ش) علی دمبه
کشتی گیر گردن کلفت ایران ؟
الف) عباس جدیدی
ب) عباس قدیمی
ک) عباس نیو
ش) عباس آپ تو دیت
فیزیک 1و2و3و4و5و6و7و . . . و شیمی . . . ( در هم )
------------ --------- --------- --------- --
سرعت نور چقدر است ؟
الف) خوب است
ب) بد نیست
ک) شما چطوری ؟
ش) چه خبر ؟
کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد ؟
الف) نیوتن
ب) کیلوگرم
ک) متر بر مجذور ثانیه
ش) نیترات مس
ادبیات
------------ --------- --------- --------- --
شاعر قرن ده دوازده؟
الف) هاتف اصفهانی
ب) ابی اصفهانی
ک) اندی اصفهانی
ش) سیاوش قمیشی اصفهانی
نویسنده "منطق الطیر" کدام شاعر است ؟
الف) عطار نیشابوری
ب) نجار نیشابوری
ک) سمسار نیشابوری
ش) گل فروش
ادامه دارد
جهت مشاهده بقیه مطالب مربوط به این پست به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
ادامه
مطلب
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
تغيير عادت منفي به مثبت
كلمه ها عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند به عبارت ساده آن چه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.
اگر يك كارگر بي سواد بتواند يك اصطلاحي را در دنيا شايع كند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت را در سطح كل ايران گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم..
امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند! به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (با خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.
مثال:
به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود
به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت
به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي
به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم : از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم
به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد
به جاي گرفتارم؛ بگوييم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟
به جاي خدا بد نده؛ بگوييم : خدا سلامتي بده
به جاي قابل نداره؛ بگوييم : هديه براي شما
به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه
به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم : مگه مسئله اي داري؟
به جاي فقير هستم؛بگوييم : ثروت كمي دارم
به جاي بد نيستم؛ بگوييم : خوب هستم
به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست
به جاي مشكل دارم؛ بگوييم : مسئله دارم
به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود
به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه
به جاي داد نزن؛ بگوييم : آرام باش
به جاي من مريض و غمگين نيستم؛ بگوييم : من سالم و با نشاط هستم
به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم : شما را در شادي ها ببينم
وقتي بعد از مدتي همديگر را ميبينيم، به جاي توجه كردن به نقاط ضعف همديگر و نام بردن از آنها مثل:
چقدر چاق شدي؟"، "چقدر لاغر شدي؟"، "چقدر خسته به نظر ميآيي؟"، "چرا موهات را اين قدر كوتاه كردي؟"، "چرا ريشت را بلند كردي؟"، "چرا توهمي؟"، "چرا رنگت پريده؟"، "چرا تلفن نكردي؟"، "چرا حال مرا نپرسيدي؟" و ....
بهتر است بگوييم : "سلام به روي ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را ديدم"، و .... عبارات ديگري كه نه تنها بيانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نيست بلكه نوعي اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء ميكند. البته اگر اصراري نداشته باشيم كه حتماً درباره ي همديگر اظهار نظر كنيم، وگرنه ميشود كه درباره ي موضوعات مشترك، البته در محوريت مثبت با هم صحبت كنيد .
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
اوج بخشندگی

حاتم را پرسیدند كه :« هرگز از خود كریمتر دیدی؟»
گفت : بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرودآمدم و وی ده گوسفند داشت. فی الحال یك گوسفند بكشت و بپخت وپیش من آورد. مرا قطعه ای از آن خوش آمد ، بخوردم .
گفتم : « والله این بسی خوش بود.»
غلام بیرون رفت ویك یك گوسفند را می كشت وآن موضع را (آن قسمت ) را می پخت وپیش من می آورد. و من ازاین موضوع آگاهی نداشتم.چون بیرون آمدم كه سوار شوم دیدم كه بیرون خانه خون بسیار ریخته است.
پرسیدم كه این چیست؟
گفتند : وی (غلام) همه گوسفندان خود را بكشت (سربرید) .
وی را ملامت كردم كه : چرا چنین كردی؟
گفت : سبحان الله ترا چیزی خوش آید كه من مالك آن باشم و در آن بخیلی كنم؟
پس حاتم را پرسیدندكه :« تو در مقابله آن چه دادی؟»
گفت : « سیصد شتر سرخ موی و پانصد گوسفند.»
گفتند : « پس تو كریمتر از او باشی! »
گفت : « هیهات ! وی هرچه داشت داده است و من آز آن چه داشتم و از بسیاری ؛ اندكی بیش ندادم.»
بهارستان جامی
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی
|
لینک ثابت |
میلاد امام محمد باقر علیهالسلام

کلمات قصار حضرت :
خداوند، دشنامگو را دشمن خود میداند.
هیچ عملی همراه شک و انکار، سودمند نیست.
ای جابر! هر که اطاعت خدا کند و ما را دوست داشته باشد، او ولیّ و دوست ماست و هر کس به خدا نافرمانی کند، دوستی ما هیچ سودی به حالش نخواهد داشت.
در کار خود با مردم خداترس مشورت کن.
عالمی که از علمش بهره برند، از هفتاد هزار عابد بهتر است.
کمال انسان، دانشمند شدن در دین، صبر در بلا و میانهروی در زندگی است.
همانا پاداش صدقه در روز جمعه افزون میشود.
هان ای مردم! راست بگویید که خداوند با راستی است.
همانا خشم، آتشپارهای از شیطان است که در قلب آدمیزادع افروخته میشود.