تبليغاتX
سایت اختصاصی علیرضا ناطقی سایت اختصاصی علیرضا ناطقی

پیک ناطق
کلاس آموزشی برای آقایان یکشنبه سی ام فروردین 1388 23:17

کلاس آموزشی برای آقایان


اهداف تربیتی : جهت تقویت ان بخشی از مغز که از وجودش بی خبرند .


واحد اول : دروس پایه ای


چطور بدون مادرمان زندگی کنیم : 200 ساعت

همسرم مادرم نیست : 35 ساعت

درک این مساله که فوتبال چیزی جز یک ورزش نیست و اینکه حذف شدن از جام جهانی فاجعه نیست : 500  ساعت

 

                                        واحد دوم : زندگی زناشویی

بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد : 50 ساعت
غلبه بر سندروم "کنترل از راه دور تلویزیون همیشه باید دست من باشد " : 55  ساعت
درک این مساله مهم که کفش ها خودشان توی جا کفشی نمی روند : 80 ساعت
چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم : 50 ساعت
چطور بدون اینکه ناله کنیم از بیماری مهلک سرما خوردگی جان سالم به درببریم : 50 ساعت

 

واحد سوم : آشپزخانه

چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم
چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی را تبدیل به استخر کنیم
چطور یک بلوز را در کم تر از دو ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم


مرحله اول مقدماتی :
 Offخاموش
 On
روشن

مرحله دوم پيشرفته : اولین نیمروی زندگی بدون سوزاندن ماهیتابه

کلاس عملی : عملیات جوشاندن آب قبل از اضافه کردن ماکارونی :

بعد از قبولی در مرحله اول مرحله فشرده با عناوین زیر آغاز میشود .

نظر به اینکه مباحث واقعا پیچیده اند در هر کلاس حداکثر هشت شاگرد پذیرفته میشوند .


اولین مبحث : البسه- از لباسشویی تا کمد ( یک مرحله مرموز )
دومین مبحث: ریسک های پر کردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا یخچال
سومین مبحث : آشپزی و بیرون بردن زباله ها شما را ناقص نمی کند

چهارمین مبحث : مصیبت کاغذ توالت - کاغذ توالت خود به خود کنار توالت ظاهر نمیشود ( نمایشگاهی از همه چیزهای خود به خودی در خانه ! )

پنجمین مبحث : ایا وقتی مردی رانندگی می کند ، می تواند آدرس بپرسد بدون اینکه بی عرضه به نظر برسد؟ ( مطالعه ميداني )

ششمین مبحث : تفاوت های اساسی زمین با سبد رخت چرک .

هفتمین مبحث : مردی در صندلی کنار راننده - آیا واقعا ممکن است دائما دستورالعمل صادر نشه و غر زده نشه زمانیکه خانم مشغول رانندگی یا مشغول پارک کردن است؟

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

راه حل چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 22:20

قدرت اندیشه

 

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : 

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .

من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.

من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .

دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟

پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

 

نتیجه اخلاقی :

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

پرخاشگري نوجوانان جمعه بیست و یکم فروردین 1388 18:30

پرخاشگري نوجوانان

والدين- «دلم مي‌خواهد مثل بمب بتركم و همه چيز را خراب كنم تا از شرخيلي‌ها راحت شوم» اين جمله شيما دانش‌آموز 13ساله‌اي است كه در كلاس دوم راهنمايي درس مي‌خواند.
او تازه پا به دوران حساس نوجواني گذاشته است. نوجواني برزخ ميان كودكي و بزرگسالي است. نوجواني دوره‌اي انتقالي است كه طي آن فرد فضاي روحي كودكي را ترك مي‌كند و وارد مرحله ديگري مي‌شود.
در اين مرحله نوجوان علاوه بر اينكه با تغييرات بيولوژيكي، شناختي و رشد جنسي روبه‌رو است، بايستي خود را با انتظارات والدين، مدرسه و گروه همسالان كه با سرعت تغيير مي‌كنند،‌سازگار كند.
عده‌اي از روان شناسان معتقدند نوجواني دوره «توفان و فشار» است در حالي‌كه عده ديگري مي‌گويند نوجواني الزاما زمان توفان و فشار شديد نيست. اين‌كه ‌نوجواني تا چه حد توفاني و پرفشار باشد بستگي زيادي به تقاضاها و انتظارات در حال تغيير والدين، همسالان، مدرسه و جامعه و فرهنگي دارد كه نوجوان در آن زندگي مي‌كند.
به نظر مي‌رسد يكي از ويژگي‌هاي دوران نوجواني احساس خشم و رفتار پرخاشگرانه باشد. منظور از پرخاشگري، رفتار منفي‌اي است كه باعث آ‌سيب‌هاي عاطفي، رواني و جسماني به خود، ديگران يا اشيا و حيوانات مي‌شود.
مكتب‌هاي گوناگوني روان‌شناسي، درباره خشم، نظرات متفاوتي ارائه داده‌اند. از ديدگاه روانكاوان يا روان تحليل‌گران ابراز خشم به تخليه هيجاني و كاهش هيجان مي‌انجامد.
در پرخاشگري مستقيم آسيب زدن به ديگران به صورت آشكار و علني است مثل كتك زدن برادر كوچكتر، اما فرد در پرخاشگري غيرمستقيم مثل مسخره كردن، شايعه درست كردن درباره ديگران و... به شكلي موذيانه به ديگران آسيب‌هاي رواني و عاطفي وارد مي‌كند.
در پرخاشگري خصمانه، هدف اوليه پرخاشگر آسيب وارد كردن به ديگران است زيرا فرد پرخاشگر از درد و رنجي كه براي قرباني ايجاد مي‌شود، لذت مي‌برد.
اما در پرخاشگري وسيله‌اي فرد براي به دست آوردن چيزي كه مي‌خواهد، پرخاشگري مي‌كند. مثلا نوجواني كه با دادوفرياد و فحش از والدين خود پول مي‌گيرد يا از خانه بيرون مي‌رود تا با دوستانش باشد.
با اين همه، نبايد فراموش كنيم كه احساس خشم و ابراز آن گاهي مي‌تواند مفيد باشد؛ مثلا ابراز خشم در برابر بي‌انصافي ديگران ممكن است آنها را به تجديدنظر در رفتارشان وادار سازد. همچنين ابراز خشم مي‌تواند از افسردگي جلوگيري كند و گاهي باعث مي‌شود فرد از بي‌حالي و سستي‌ رها شود و بتواند براي پيشرفت كار خود و برداشتن قدم‌هاي مثبت انرژي بيشتري به دست آورد.
تحقيقات نشان مي‌دهد كه پرخاشگري مستقيم در پسران و پرخاشگري غيرمستقيم در
دختران رايج‌ترين گونه پرخاشگري است. يعني پسران تمايل دارند از طريق پرخاشگري بدني و كلامي به ديگران آسيب برسانند و دختران بيشتر پرخاشگري ارتباطي دارند.
مواردي كه سبب ساز خشم مي‌شود
تجاوز به مالكيت فرد: يعني زماني كه كسي بدون اجازه و با زور و قلدري و يا پنهاني وسايل ومتعلقات نوجوان را برمي‌دارد و در امور شخصي وي دخالت مي‌كند.
تحقيركردن: مانند تمسخر كردن،‌ بي‌احترامي كردن، فحش و ناسزا گفتن و...
حمله فيزيكي: مانند
هل‌دادن، كتك زدن، پرت‌كردن شيء و فشار دادن.
طرد كردن: وقتي نوجوان توسط فرد يا گروهي طرد مي‌شود و يا به جمع ساير همسالانش پذيرفته نمي‌شود.
اصرار و پافشاري براي انجام كاري: زماني كه نوجوان مايل نيست كاري را انجام دهد ولي والدين و اطرافيان وي با اصرار و زور او را مجبور به انجام كاري مي‌كنند.
حال مي‌خواهيم به اين سؤال مهم كه گهگاه والدين از خود مي‌پرسند جواب دهيم؛ «چرا فرزند نوجوانم پرخاشگري مي‌كند؟ با او چه كار كنم؟ آيا بايد او را تنبيه كنم و سرجايش بنشانم يا اينكه صبر كنم و كوتاه بيايم به اين اميد كه به مرور خوب مي‌شود؟» در مطالعه‌اي طولي(هيرسمن و همكاران، 1984) ميزان پرخاشگري تعدادي كودك در زمان‌هاي مختلف و طي سال‌هاي متمادي( از 8سال تا 30سال) اندازه‌گيري شد. نتايج تحقيق نشان داد كودكاني كه در 8سالگي از سوي همسالانشان به عنوان پرخاشگر معرفي شده بودند در سال‌هاي بعد نيز توسط ديگران به عنوان پرخاشگر معرفي مي‌شدند.
اين افراد از كودكي تمايل داشتند كه خود و ديگران را به عنوان پرخاشگر به حساب آورند و دنيا را يك مكان پرخاشگرانه در نظر مي‌گرفتند. آنهايي كه در سن 8سالگي به عنوان پرخاشگرانه‌ترين افراد معرفي شده بودند به احتمال زياد در بزرگسالي سه مرتبه بيشتر با پليس سروكار داشتند.
بيشتر آنها در سن 30سالگي به زندان و دادگاه رفته بودند و با همسر و كودكان خود رفتارهاي پرخاشگرانه‌اي داشتند. با در نظر گرفتن اين تحقيق و تحقيقات مشابه ديگر، روان‌شناسان بر لزوم مداخله و اصلاح رفتار پرخاشگرانه نوجوانان تاكيد دارند و عوامل چندي را براي پرخاشگري دوران نوجواني مهم مي‌دانند.
يكي از دلايل پرخاشگري نوجوانان پسر افزايش ترشح هورمون تستوسترون(معروف به هورمون پرخاشگري) در دوران بلوغ است. با افزايش ترشح اين هورمون، نوجوان دچار برانگيختگي‌هاي جنسي مي‌شود كه ناتواني در ارضاء اين برانگيختگي مي‌تواند منجر به پرخاشگري شود. پايين بودن قند خون به عنوان يك عامل خصومت و تمايلات پرخاشگرانه عمل مي‌كند.
از ديگر عوامل مهم رفتار پرخاشگرانه، اعمال شيوه‌هاي تربيتي مستبدانه و پرخاشگرانه در خانواده است. اگر نوجواني پرخاشگري مي‌كند قبل از آنكه به او بپردازيد به والدين وي و نوع تربيتي كه در خانواده از ابتداي تولد به او اعمال شده است بنگريد.
پدر يا مادري كه در خانواده پرخاشگري مي‌كند، سرمشقي براي نوجوان خود مي‌شود، نوجوان با مشاهده و تقليد رفتار پرخاشگرانه والدين، پرخاشگري را ياد مي‌گيرد و از آن براي غلبه بر ناكامي‌ها و كنار آمدن با موقعيت‌هاي سخت زندگي، استفاده مي‌كند.
والديني كه از شيو‌ه‌هاي تربيتي مستبدانه مثل تنبيه بدني، دستورات مستقيم بدون توجيه كردن آنها ( تو بايد اين كار را انجام دهي چون من مي‌خواهم)، تهديد(اگر اين كار را انجام ندهي از بيرون رفتن خبري نيست) و محروميت (حق نداري دوستت را به خانه بياوري چون من از او خوشم نمي‌آيد) استفاده مي‌كنند، احتمال پرخاشگري فرزند خود را افزايش مي‌دهند.
همچنين در اين خانواده‌ها روابط صميمانه بين اعضا كمرنگ است، افراد خانواده احساس محبت و علاقه خود را به‌صورت كلامي و غيركلامي به يكديگر نشان نمي‌دهند، در نتيجه احساس طرد شدن و دوست داشتني نبودن تا حد زيادي رفتار پرخاشگرانه را افزايش مي‌دهد.
معمولاً والدين در چنين خانواده‌هايي، در پاداش و تنبيه رفتارهاي نوجوانشان، طريقه ثابتي ندارند يعني وقتي والدين در حالت رواني خوبي هستند رفتارهاي پرخاشگرانه را به شكل‌هاي گوناگون (توجه كردن و يا برآورده كردن خواسته نوجوان) تقويت مي‌كنند و زماني كه والدين در حالت رواني خوبي نبوده و حوصله ندارند، همان رفتار نوجوان را تنبيه و سرزنش مي‌كنند. از اين‌رو شدت تنبيه به عمل و رفتار پرخاشگرانه نوجوان ارتباط چنداني ندارد بلكه نوع احساسات والدين شدت آن را معين مي‌كند.
يكي از دلايل تكرار رفتار پرخاشگرانه اين است كه نوجوان به اين نتيجه مي‌رسد كه نه‌تنها رفتار پرخاشگرانه‌اش منجر به پيامد بدي نمي‌شود بلكه تقويت هم مي‌شود. مثلاً والدين گاهي چون حوصله سر و صدا و داد و فريادهاي نوجوان خود را ندارند يا از رفتارهاي پرخاشگرانه او مي‌ترسند، هنگام بروز رفتار پرخاشگرانه از سوي نوجوان سريع او را به خواسته‌اش مي‌رسانند تا او را آرام كنند، در نتيجه نوجوان ياد مي‌گيرد براي رسيدن به خواسته‌اش پرخاشگري كند.
گاهي هم نوجوان تنها براي جلب توجه والدين به خود و قراردادن خود در كانون توجه خانواده پرخاشگري مي‌كند و والدين نيز بدون آنكه متوجه باشند با توجه به او (توجه مثبت مثل دلسوزي كردن) او را به خواسته‌اش مي‌رسانند و به اين ترتيب احتمال اينكه در دفعات بعد براي جلب توجه والدين، پرخاشگري كند را افزايش مي‌دهند. از طرف ديگر تصوري كه نوجوان از پدر و مادرش در اين سن دارد با گذشته تفاوت پيدا مي‌كند او در گذشته نظر بهتري نسبت به پدر و مادر و خانواده خود داشته اما اكنون متوجه اشتباهات و نقايص آنها مي‌شود و همين مسئله در نوجوانان ايجاد بحران مي‌كند و باعث ناسازگاري نوجوان با والدين و نپذيرفتن خواسته‌هاي آنها مي‌شود. ارزش‌هاي والدين به تدريج برايش كم‌رنگ مي‌شود و نسبت به اين ارزش‌ها دچار شك و ترديد مي‌شود و حتي گاه آنها را آشكارا تحقير مي‌كند.
سن بحراني
دوران نوجواني، دوران جدايي از خانواده و پيوستن به گروه همسال است. اگر دوستان و افرادي كه نوجوان در بيرون از خانه با آنها دوستي مي‌كند، افرادي پرخاشگر و زورگو باشند، احتمال اينكه نوجوان نيز پرخاشگر شود افزايش مي‌يابد.چون نوجوان مجبور است براي پذيرفته شدن در گروه دوستان خود، ارزش‌ها و قوانين آنها را بپذيرد و مشابه آنها رفتار كند.جوان پرخاشگر به‌خاطر رفتار پرخاشگرانه و زورگويي به ديگران مخصوصاً همسالان، از سوي همسالان خود طرد مي‌شود و درنتيجه اين طرد شدن، وي از همسالان خود جدا مانده و فرصت‌هاي يادگيري زيادي را كه ممكن است مهارت‌هاي اجتماعي او را بهبود بخشند، از دست مي‌دهد.
به نظر‌ مي‌رسد اگر افرادي كه نوجوان درصدد كسب تاييد آنهاست، افرادي باشند كه خود به ارزش‌هاي اخلاقي و انساني از جمله همدلي با ديگران، توجه به حقوق ديگران، خوش‌خلقي و... پايبند نباشند، يا اينكه اگر اطرافيان نوجوان را مجبور به رعايت ارزش‌ها كنند و يا وي را به دليل عدم رعايت ارزش‌ها تنبيه و تحقير كنند، نوجوان نيز در خود نيازي براي رعايت اين ارزش‌ها نمي‌بيند و يا اين ارزش‌هاي تحميلي برايش تبديل به ضد ارزش شده و از آنها گريزان مي‌شود.

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

6 راه براي موفق شدن در مشاجرات جمعه بیست و یکم فروردین 1388 18:29

6 راه براي موفق شدن در مشاجرات

بدون در نظر گرفتن خصوصیات فردیتان – چه یک مرد قدرتمند با عقاید جسورانه باشید، چه یک فرد میانه رو و صلح طلب و یا یک انسان غیر فعال با هیکل ژله ای – حدس بزنید چه اتفاقی برای شما رخ می دهد؟

حتی اگر از سنگ هم ساخته شده باشید، شما به قرار ملاقات دعوت می شوید، به بحث و مشاجره کشیده می شوید و "از دیدگاه فمینیستی" به طور قطع در آن شکست می خورید.
پای هر فردي، در هر شرایطی به هر حال روزی به مشاجره باز خواهد شد. شاید زمانی که نوبت به اثبات مردانگیتان می رسد، در انجام آن ناتوان باشید.حتی اگر نیت شما پاک باشد، باز هم طوری صحبت می کنید که بازنده بودنتان از همان ابتدا به ساکن واضح و مبرهن است.
تنها استراتژی که می تواند ما را از این خطرات در امان نگه دارد؛ این است که همواره برای مواجهه با یک چنین شرایطی از قبل خود را آماده کنیم. هیچ وقت اتفاق نمی افتد که با جیب خالی و زیرپیراهنی بلند شده و به خیابان بروید؛ پس چرا در یک رابطه چنین کاری را انجام نمی دهید؟
قوانینی براي پیروزی
هیچ مردی نمی خواهد در مقابل
دختر مورد علاقه اش شکست بخورد و مشاجره را ببازد و به دختر اجازه دهد تا آنجا که می تواند او را مورد عتاب و سرزنش قرار دهد. در این مورد قوانین خاصی وجود دارند. حواس خود را جمع کنید.
در زمان مشاجره تنها به یک دلیل عقل و منطق شما زایل می شود: خانم ها هیچ وقت نمی پذیرند که در اشتباه هستند. از این بابت مطمئن باشید و بهتر است که در این یک مورد اصلا فکر نکنید. اصلا مهم نیست که حق تا چه اندازه با شماست و حرف خانم تا چه حد اشتباه است. قرار نیست که این مسئله در ردیف بازی های جوانمردانه قرار بگیرد. در این قسمت چند تکنیک حرفه ای وجود دارد که با به کارگیری آنها هیچ گاه در بحث با خانمتان بازنده از میدان خارج نمی شوید.
1- هیچ گاه صدای خود را بلند نکنید
با توجه به طبیعت دعواهای خانوادگی (مثلا اگر برایشان بستنی سفارش دهی تصور می کنند که شما با آنها دشمنی دارید و می خواهید آنها دچار اضافه وزن شوند، اگر این کار را نکنید، این معنا را در بر دارد که در حال حاضر بیش از اندازه چاق هستند!) پس بهتر است مراقب تن صدای خودتان باشید. بدون در نظر گرفت دفاعیات دیگر، همیشه باید به نرمی و با آهستگی سخن بگویید. او فقط به دنبال خشمگین کردن شماست. تنها با این امید که بالاخره شما برنده میدان می شوید، با او به نرمی لب به صحبت بگشایید.
2- اولین مردی باشید که به او گوش می دهد
معمولا نام آقایون به عنوان شنونده های خوب به ثبت نرسیده است. متفاوت عمل کنید. او می خواهد آنقدر با شما صحبت کند که خوابش بگیرید؛ پس این کار را از او دریغ نکنید. اما زمانی که هنگام دفاع کردن از خودتان سر رسید، تمام گفته هایش را بر علیه خودش استفاده کنید، تا متوجه شود که شما به او گوش می دادید.
اگر برای شناسناندن او به خودش از گفته های شخصی خودش بهره بگیرید، او شما را به عنوان مشتاق ترین شنونده تلقی می کند و زمانی که با چنین صحنه ای مواجه می شود شما به قدرتمندی نیو در فیلم ماتریکس مبدل می شوید. زود باش نیو، ادامه بده، دنبال خرگوش سفید برو!
3- از این شاخه به آن شاخه نپرید
حال بحث شما در مورد هر چیزی که می خواهد باشد (در مورد موسیقی، رزرو میز شام، برخوردهای ناآگاهانه و ...) شما باید با قدرت و مستحکم ظاهر شوید. برد و باخت در چرخیدن حول محور موضوع مورد بحث، تعیین می گردد. پس بهتر است در یک چنین شرایطی سعی کنید از موضوع اصلی دور نشوید.
4- اشتباه را قبول کنید تا برنده باشید
گاهی اوقات پیروزی در یک مشاجره در عواقب بعدی آن نمود پیدا می کند. اگر شما از همان آغاز مشکل را بپذیرید و اشتباه را قبول کنید، او به هیچ وجه پیروز میدان نخواهد بود. اگر پیروز میدان باشید آنوقت تحمل کردن مقداری غرغر چندان ناخوشایند به نظر نمی رسد. در این شرایط اجازه دهید تا هر اندازه که راضی می شود شما را تیرباران کند و بعد هم مثل افراد بی جان خود را به مردن زده و بر روی زمین پهن شوید. گاهی اوقات عقب نشینی بهترین راه مقابله با دشمن به شمار می رود. با به کار گیری این شیوه بدون شک پیروزی از آن شما خواهد بود.
5- از احساسات کمک بگیرید
بیشتر مواقع خانم ها به این دلیل دعوا و مرافعه راه می اندازند که احساساتی می شوند. چیزی که نباید فراموش شود این است که ما مردها نیز زمانی که احساساتی می شویم از بحث و مشاجره کمک می گیریم. این عمل به عنوان نوعی تخلیه روحی به شمار می رود. و تنها کاری که از دست ما ساخته است، این است که به آنها اجازه دهیم که احساساتشان را به بیرون بریزند.
با قدرت و افتخار بجنگید. اما از چیزهایی که او به زبان می آورد نرنجید. برای یک خانم، مردی که توانایی حفظ خونسردی خود را در گیراگیر بحث و مشاجره داشته باشد، پادشاه به شمار می رود. در این صورت او همیشه فاتح است.
6- کار را تمام کنید
بعضی از مردها آنقدر قدرتمند متولد نشده اند که بتوانند مطابق امیال درونی شان رفتار کنند. و دقیقا این نقطه ای است که مردها را از پسر بچه ها جدا می کند. اگر پیروزی در مشاجره ارزش ویران کردن رابطه را دارد و یا اگر خراب کردن ارتباط ارزش پیروزی در مقابل او را دارد؛ پس می توانید به راحتی از کلمات توهین آمیز بهره بگیرید. اخطار: اگر این کار را انجام دهید هیچ راه برگشتی برایتان باقی نخواهد ماند. همانطور که همه شما می دانید ساختن پل های خراب شده پشت سر کار اسانی نیست.
به خاطر مشاجره
وقتی زمان مشاجره می رسد حواس خود را جمع کنید و تمام مسائل پیچیده را برای همسر خود روشن کنید. دلایل آنرا همین چند لحظه پیش برای شما توضیح دادیم.
بحث و مشاجره به هر دلیلی که سر بگیرد، ما باید توانایی رویا رویی با آن را در خود تقویت کنیم و در تمام شرایط از آماگی لازم بر خوردار باشیم. طبیعت انسان طوری سرشته شده است که همیشه تمایل به دفاع از باورهای شخصی خود دارد. اگر تمام مدت به دفاع از آنها بپردازیم دیگر زمانی برای زندگی کردن باقی نخواهد ماند.

منبع : سایت مردمان

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

حاشیه‌های جدید «اخراجی‌ها2» پنجشنبه بیستم فروردین 1388 18:29

حاشیه‌های جدید «اخراجی‌ها2»



«اخراجی ها2» فیلم مسعود ده نمکی با فروش چهارمیلیاردی و البته کمی‌بیشتر، همچنان فضای صفحه های هنری رسانه ها را اشغال کرده و به خبرسازی ادامه می‌دهد. 

ادعای یک نویسنده مبنی بر استفاده نویسنده «اخراجی ها2» از درونمایه و شخصیت های کتابش در فیلم، اختصاص چند سانس از نوبت اکران فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی به فیلم ده نمکی و تماشای فیلم توسط دانش آموزان مدرسه‌های تهران در سینماها از جمله خبرهایی هستند که این روزها درباره «اخراجی ها2» مطرح هستند. اما ماجرای این خبرها از چه قرار است؟

یکم؛ ادعای یک نویسنده و پاسخ ده نمکی
پس از آنکه حمید داوودآبادی دوست، همسنگر، همکار و مشاور ده نمکی جزییات دیدار کارگردان اخراجی ها را با مقام رهبری در وبلاگش منتشر کرد، عباس منظرپور نویسنده کتاب «در کوچه و خیابان» که مدعی استفاده نویسنده «اخراجی ها» از شخصیت های کتابش شده، نامه یی را خطاب به مسعود ده نمکی و حمید داوودآبادی نوشت
.
او در این نامه «اخراجی ها» را «تماشایی» و «رکوردشکن» ذکر کرده و البته همزمان آن فیلم را به باد انتقاد گرفته؛ «روزی که برای نخستین بار موفق به دیدن فیلم تماشایی و رکوردشکن آن عزیزان شدم، موضوعی مرا به تامل فرو برد که ناچار «اخراجی ها» را به تماشای دوباره و سه باره نشستم.

آنگاه بود که دریافتم، سناریو، محیط سازی و حتی کلماتی که در زبان بازیگران به کار رفته، همگی رونویسی از کتاب «در کوچه و خیابان» نوشته این حقیر است».
نویسنده آنگاه در ادامه نامه اش نوشته است؛ «بد پاتکی» به نتیجه زحمات و مطالعات 60ساله حقیر زده شده است، از این لحاظ که حتی به عمق مطالب کتاب توجه نشده و اگر شخص کتابخوانی از آن بهره برداری می‌کرد فیلم غیر از این درمی‌آمد». 

 این نامه این گونه ادامه می‌یابد؛ «هرچه می‌اندیشم درمی‌یابم شما عزیزان اهل مطالعه واقعی آن کتاب نبودید، در غیر این صورت دست کم به نویسنده آن مراجعه می‌کردید و مطالب را از زاویه واقعی به تصویر می‌کشیدید».
این نامه با این جملات تمام شده است؛ «برادران، شما در قد و قواره یی نبودید که چنین «سوژه» یی بیابید و آن را به «فیلم‌فارسی جبهه‌یی» تبدیل کنید».

نامه عباس منظرپور واکنش داوودآبادی را اینچنین برانگیخته است؛ «خدا نکند ما هم قد و قواره شما باشیم و بخواهیم از نوشته‌های امثال شما فیلم بسازیم و باید توجه کنید تاکید بر این بوده است که نکند یک وقت چنین شائبه یی پیش آید و امثال شما ذوق زده شوید که «بله، همه جبهه‌ها را لات‌ها می‌گرداندند». 

«واکنش مسعود ده نمکی نیز درباره این مجادله این گونه است؛ «من که قصه اخراجی‌ها را در برنامه تلویزیونی «شب شیشه‌یی» شرح دادم. ضمن اینکه اخیراً مستندی به نام «سوزوکی به بهشت می‌رود» ساخته شده که کارگردان تمام شخصیت‌های «اخراجی‌ها 1» را در گردان سلمان پیدا کرده و به گفت وگو نشسته».

 ده نمکی کارگردان اخراجی‌های 1 و 2 همچنین ادامه می‌دهد؛ «این نوع گفته‌ها بیشتر به صحت ادعای من کمک می‌کند که هر کس در گوشه‌یی از خاطره‌هایش عده‌یی از این آدم ها را می‌شناخته است. اما من آن کتاب را هرگز نخوانده ام».

دوم؛ ماجرای مدارس و فروش میلیاردی «اخراجی ها2»
این ماجرا هم از ارسال نمابری از سینما آزادی و تماس یکی از خواننده‌های روزنامه شروع شد
. در نمابری که یکشنبه از روابط عمومی‌سینما آزادی تهران ارسال شد، آمده است؛ «با استناد به آمار موجود اگرچه فیلم هایی چو آواز گنجشک ها، نسکافه داغ، کنعان، ایستگاه بهشت، چارچنگولی، دعوت، گلنار، شهر موش ها و ... از جمله فیلم های منتخب مدارس مختلف و مهدکودک ها بودند اما همچنان کلاه قرمزی و سرو ناز بیشترین تماشاگر را دارد و اکران آن در سینما آزادی پابرجاست. 

از طرف دیگر با آغاز سال جدید و استقبال مدارس از فیلم «اخراجی ها 2»، این فیلم نیز در صدر برنامه های مدارس قرار گرفته است».
در همین حال یکی از خوانندگان در تماس با روزنامه از اجباری بودن تماشای «اخراجی ها 2» در یکی از مدرسه‌های شمال شهر (که فرزند او نیز در آن مدرسه مشغول به تحصیل است) خبر می‌دهد.
این موضوع بهانه یی می‌شود تا از معاونت پرورشی سازمان آموزش و پرورش موضوع را جویا شویم. قائمی‌رئیس گروه پرورشی سازمان آموزش و پرورش شهر تهران این گونه توضیح می‌دهد؛ «اینکه چه مدرسه‌یی در تهران و در هر سطح آموزشی، چه فیلمی‌ببیند مربوط به مدیریت آن مدرسه و شورای تربیتی آن مدرسه است. البته این انتخاب ویژه شهر تهران است و برای دیگر شهرستان ها و استان ها دفتر وزارت تصمیم گیری می‌کند».

او در برابر این پرسش که «آیا تاکنون هیچ درخواستی برای بردن دانش آموزان تهران به سینماها برای بازدید فیلم «اخراجی ها 2» شده است؟»، پاسخ می‌دهد؛ «بازدید از هیچ فیلمی‌در تهران اجباری نیست. حتی حضور دانش آموزان در جشنواره فیلم رشد که مستقیماً مربوط به ماست هم اجباری نیست. تا الان هم نامه یی از سوی تهیه کننده یا کارگردان فیلم «اخراجی ها 2» یا هر شخص و نهاد دیگر مبنی بر درخواست بازدید برای ما ارسال نشده است.

این موضوع در کل به ما مربوط نمی‌شود.«توضیح آخر قائمی‌نیز چنین است؛ «استقبال از دیدن یک فیلم مربوط به سطح جامعه است. یکهو فیلمی گل می‌کند و اولیای مدرسه‌ها از آن استقبال می‌کنند. مثلاً دیروز پسر خودم را برای تماشای این فیلم به سینما برده بودند».

سوم؛ تهمینه میلانی و «اخراجی ها2»
تهمینه میلانی چند شب پیش در برنامه «هفت اقلیم» رادیوفرهنگ حاضر می‌شود و ادعا می‌کند سینما آزادی دو سانس از اکران «سوپراستار» را بدون اطلاع تهیه کننده به فیلم ده نمکی اختصاص داده ؛ «دو هفته نخست عید بدون اجازه ما سانس یک و دو را به اخراجی ها داده اند
.

ما هم اعتراض خود را به وزارت ارشاد اعلام کرده ایم.» او این ماجرا را «تجاوز به حقوق دیگران» عنوان می‌کند. میلانی ادامه می‌دهد؛ «زورگویی است که تماشاچی بلیت «سوپراستار» را خریده و ناگهان روبه روی پرده «اخراجی ها 2» نشسته است».
با مسعود ده نمکی نویسنده و کارگردان «اخراجی ها 2» تماس می‌گیریم. او این موضوع را تکذیب می‌کند؛ «از چنین جریانی اطلاع ندارم ضمن اینکه پخش این دو فیلم را یک موسسه بر عهده دارد و باید از آن طریق پیگیری شود».
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

دختر 16ساله بريتانيايي 76 كيلو كم كرد پنجشنبه بیستم فروردین 1388 18:18

دختر 16ساله بريتانيايي 76 كيلو كم كرد

 

کاهش وزن دختر - ايران آفسايد دات کام

جورجيا ديويس و غذاهايي كه او در طي 24 ساعت مي خورد.

چاق ترين دختر نوجوان انگليسي ظرف مدت هفت ماه بيش از 76 كيلوگرم وزن كم كرد.
 
به گزارش ايرنا، "جورجيا ديويس" 16 ساله كه سال گذشته حدود 210 كيلو وزن داشت توانست در مدت هفت ماه 76 كيلوگرم وزن كم كند.

پزشكان در ماه اوت سال گذشته به وي هشدار داده بودند كه اگر 127 كيلو وزن كم نكند در مدت كوتاهي خواهد مرد.

به گزارش روزنامه سان لندن، ديويس پس از ثبت نام در مدرسه اي مخصوص افراد چاق در آمريكا، توانست وزن خود را در هفت ماه به 133 كيلو برساند.

"من هيچ گاه فكر نمي كردم بتوانم اين مقدار از وزنم را كم كنم. من هم اكنون چاق ترين فرد انگليس نيستم."

ديويس همچنين گفت: نه تنها از نظر فيزيكي تغيير كرده ام بلكه احساس مي كنم از نظر شخصيتي نيز تغييراتي در من ايجاد شده است.

سال گذشته ديويس روزانه 13هزار كالري انرژي از طريق مصرف ساندويچ، غذاهاي آماده، چيپس، تنقلات، سس، شكلات، پنير و نوشابه جذب مي كرد. اين در حالي بود كه يك دختر 16 ساله به طور متوسط در روز به دو هزار كالري انرژي نياز دارد.

ديويس در مدرسه "ول اسپرينگ آكادمي" مجبور بود فقط حدود 1500 كالري مصرف كند، غذاهاي پرچرب نخورد و هر روز حدود پنج كيلومتر پياده روي كند. همچنين يك روان شناس و مربي بر فعاليت هاي روزانه وي نظارت داشتند.
ديويس در مورد خود مي گويد : تا چند ماه پيش من نميتوانستم بيشتر از چند پله را بدون ايستادن براي نفس گيري بروم , دچار ديابت نوع 2 شده بودم . وقتي خودم را در آئينه مي ديدم ناراحت ميشدم , به اتاق خوابم مي رفتم و گريه مي كردم. ميدانستم كه دارم اشتباه مي كنم ولي نخوردن برايم خيلي سخت بود. غذا مثل اعتياد هست , بعضي آدمها هروئين رو انتخاب مي كنند و من غذا رو انتخاب كردم كه داشت من رو مي كشت.
دكتر ها در مورد جورجيا نگران بودند ولي به دليل سن كم جورجيا نمي توانستند از عمل جراحي براي كوچك كردن معده استفاده كنند و اين بود كه جورجيا در مدرسه  Wellspring Academy در كاروليناي شمالي كه اختصاص به همين موضوع دارد ,ثبت نام كرد.
جورجيا مي گويد : روز من ساعت 6 شروع ميشد ازخواب بلند مي شدم , دوش مي گرفتم و يك كاسه بزرگ كورن فلكس بهمراه يك عالمه  كره , مربا و نون تست مي خوردم , تلويزيون نگاه مي كردم و بعد لباس مدرسه ام رو كه بخاطر اينكه سايز من وجود نداشت از اينترنت خريده بودم , تنم مي كردم و به مدرسه مي رفتم . مدتها بود كه با خودم غذاي خونگي براي نهار مي بردم چون نهار خوري مدرسه بخاطر پرخوري هام عذرم رو خواسته بود. براي نهار هم نوشابه , سوسيس و چيپس  , بادام زميني و چيزهاي ديگه مي خوردم . در خونه هم جلوي تلويزيون مرتب در حال خوردن تنقلات بودم.
جورجيا ديويس كه شاهد مرگ پدر موسيقي دانش بود , بعد از فوت پدرش براي تسكين روحي خود به خوردن روي آورد.
او در اول سپتامبر سال پيش با يك پرواز خودش رو به كمپ مدرسه ول اسپرينگ آكادمي رساند .
کاهش وزن دختر - ايران آفسايد دات کام
کاهش وزن دختر - ايران آفسايد دات کام
جورجيا و مادرش
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

رنگ زرد را چگونه ست کنیم؟ پنجشنبه بیستم فروردین 1388 18:16

مقاله‌ای برای تمام زنان و مردان مدیست و زردپوش سال 2009!

رنگ زرد را چگونه ست کنیم؟

همانطور که می دانید رنگ زرد رنگ سال 2009 است.  این رنگ نیرو و انرژی تازه ای را به فشن تزریق می‌کند. مانند تابش زرد رنگ طلوع سپیده دم، زرد لیمویی و زرد طلایی گل‌های آلاله،   این رنگها رنگ امید، خوش‌بینی، آغازی جدید و فرصتی دوباره است. رنگ زرد قابل تطبیق با خیلی از رنگها است و برای زنان و مردان به کار می‌رود. لباس، لوازم جانبی خانم‌ها، لوازم منزل، لباس‌های ورزشی، کراوات و پیراهن‌های مردانه در این رنگ شاد و پرطراوت طراحی و عرضه می‌شود. 

اما خیلی از افراد از زرد فرار می‌کنند زیرا زرد آنها را می‌ترساند! چه کسی دوست دارد مانند یک شیرینی یا کیک غول‌پیکر به نظر برسد؟ 

 

رنگ زرد گرما و زیبایی خورشید را مجسم می کند، شما نیز اگر این رنگ را درست بپوشید می‌توانید در خیابان و یا مهمانی با این رنگ زیبا بدرخشید.

در این مقاله برای شما توضیح خواهیم داد که چگونه رنگ زرد را با رنگ‌های دیگر ست کنید. 

اگررنگ پوستتان زردی دارد از پوشیدن رنگ زرد دوری کنید چون شما را زردتر و بیمار نشان می‌دهد. اما اگر رنگ پوستتان تیره مایل به قهوه‌‌‌‌‌‌ای یا برنزه‌ای هستید حتی اگر رنگ پوستتان عاجی رنگ است این رنگ را حتما انتخاب کنید. 

طیف رنگ زرد از زرد طلایی پر رنگ، زرد گل آلاله و گل ابریشم و زرد کمرنگ را شما می‌توانید با رنگ‌های نارنجی سوخته، قهوه‌ای توتونی رنگ و قرمز درخشان ست کنید. 

اگر رنگ زرد کمرنگ به شما می‌آید می‌توانید این رنگ را با آبی کمرنگ (آکوا)، عاجی کمرنگ یا نارنجی کمرنگ ست کنید و ظاهری متین و باوقار پیدا کنید همچنین با یک رنگ گلی کمرنگ نیز می‌توانید شیرین و زیبا جلوه کنید. 

اگر باز هم از پوشیدن رنگ زرد نگران هستید با پوشیدن یک بلوز ابریشمی یا حریر نازک یا یک تی‌شرت چسبناک تریکوی زرد رنگ گام اول را بردارید. 

خواه نا خواه زرد، نگاه‌ها را به سمت خود جذب می‌کند، اگر دوست دارید مانند چراغ نورافکن جلب توجه کنید زرد قطعا رنگ شماست پس از پوشیدن ان لذت ببرید. 

 

رنگ‌های زرد اصلی را با طیف رنگی که می توانید با آن ست کنید را در تصویر بالا می‌توانید ببینید. رنگ‌های مستطیلی سمت چپ را با 3 رنگ سمت راستش می‌توانید ست کنید با این توضیح که رنگ‌های سمت راست، رنگ زرد هم ردیفش را بیشتر تاکید می‌کند.  


منبع : سایت دوخت

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

چرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم است؟ دوشنبه هفدهم فروردین 1388 22:17

چرا حلقه ازدواج در انگشت چهارم است؟

(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)


1. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .
4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است.
انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند .
به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید.
انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند.
آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند .
این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است.
دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید.
احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید.
به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند که برای تمام عمر با هم می مانند.
عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
انگشت شصت نشانه والدین است .
انگشت دوم خواهر و برادر .
انگشت وسط خود شما .
انگشت چهارم همسر شما .
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

استرس یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 21:8

استرس

اینکه به خودتان یا دیگران دروغ بگویید، سلامتی خود را تحت تاثیر قرار می‌دهید، در زمان حال یا مدتی دیرتر.

با خودتان رو راست باشید، بدانید که چه زمانی باید نه بگویید.

مقاله زیر را مطالعه کنید تا متوجه شوید که چرا صداقت بهترین روش است.

یک دوست صمیمی از شما دعوت می‌کند تا برای جشن تولد وی بروید. وقتی به تقویم نگاه می‌کنید، می‌بینید که همه روزها وقت شما پر است و در آن روز هم برنامه ریزی کرده‌اید، به جای اینکه صداقت داشته باشید، لبخند می‌زنید و دعوت او را قبول می‌کنید. برای خیلی از مردم، بزرگترین فاکتور استرس در زندگی تلاش آنها برای راضی نگه داشتن همه می‌باشد. این افراد سعی می‌کنند همه را خشنود کنند. این شیوه منجر به این می‌شود که به هر دعوتی پاسخ مثبت بدهند، تا جایی که دیگر وقت آزادی برای استراحت و تنها بودن آنها باقی نمی‌ماند. تنها مسئله‌ای که از این احساس توان فرسا حاصل می‌شود این است که زندگی از کنترل آنها خارج می‌شود. صادقانه با خود فکر کنید و آنچه را که واقعا در حد توان خود می‌دانید، انجام دهید و زمانی را هم برای خود ذخیره کنید. از نه گفتن نهراسید. هنگامیکه شما بدانید که چه موقع باید نه بگویید کنترل زندگی خود را دارید.   

 

استرس و خطر سرطان

زمانی که فرد احساسات منفی خود را انکار می‌کند، دچار استرس می‌شود. این استرس به مرور سبب افزایش خطر بیماری مثل سرطان می‌شود. بیماران سرطانی بیشتر از سایر افراد دچار استرس‌های طولانی مدت می‌شوند، شامل افسردگی مزمن. علاوه بر این استرس طولانی مدت و بادوام، خیلی از بیماران سرطانی شخصیت نوع C دارند که با انکار و پنهان احساسات خود متمایز می‌شوند. مطالعات فراوانی حاکی از آن هستند که رابطه‌ای بین مغز و احساسات در دستگاه عصبی خودکار، سیستم ایمنی و درون ریز بدن وجود دارد. هر آنچه را می‌توانید در جهت ابراز احساسات خود و صادق بودن انجام دهید. از طریق تکنیک‌های تنفسی، فعالیت بدنی، نوشتن و صحبت کردن راجع به احساسات خود، استرس را از بین ببرید، با این شیوه خطر سرطان را کمتر می‌نمایید. صحبت کردن راجع به احساسات برای خیلی از افراد مشکل می‌باشد. بهترین راه برای خنثی سازی احساسات منفی، شناختن آنها می‌باشد. زمانی که صادقانه احساسات خود را اذعان می‌کنید، از بدن خود در مقابل این هورمون‌های مخرب استرس محافظت می‌کنید. احساسات را از قفسه سینه خود خارج کنید. زمانی که ناامید، غمگین و آزرده هستید، به دیگر افرادی که عامل آن بوده‌اند بفهمانید. زمانی که قصد دارید احساسات خود را منتقل سازید، صادقانه رفتار کنید، وقتی از کسی انتقاد می‌کنید، مهربان باشید، و زمان اظهار نظر صریح و قاطع باشید. آن زمانی که احساسات خود را اذعان می‌نمایید، کمتر باعث آزردگی خود می‌شوید. اما اگر احساسات خود را پنهان ساختید، همانند بمبی می‌شوید که هر زمان امکان منفجر شدن دارد. هر آنچه که در قلب خود پنهان ساخته‌اید را بیرون بریزید و از آرامش ذهن خود و فوایدی که حاصل می‌شود، لذت ببرید.

 

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

گاف فتح الله زاده در برنامه زنده تلويزيوني شنبه پانزدهم فروردین 1388 20:27

گاف فتح الله زاده در برنامه زنده تلويزيوني

علي فتح‌الله‌زاده به شبكه جام‌جم رفته بود تا در يك برنامه ورزشي زنده شركت كند. برنامه كمي متفاوت بود. وسط صحبت‌ها، مجري برنامه از مديرعامل استقلال خواهش كرد يك ليوان شربت بخورد تا بحث را ادامه دهند. فتح‌الله‌زاده به مجري گفت: «مديرعامل استقلال را دعوت كرده‌ايد و به او شربت قرمز مي‌دهيد؟» مجري جواب داد: «شربت آبي نداشتيم.» اما مجري جوابي كه انتظارش را داشت، نشنيد. فتح‌الله‌زاده گفت: «اين را مي‌خورم به سلامتي شما جوانان و ورزشكاران»؛ حرفي كه تهيه‌كننده را مجبور كرد همان‌جا برنامه را قطع كند.

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

10 قانون کلی برای عادت دادن بچه‌ها به رفتار خوب پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 12:55

10 قانون کلی برای عادت دادن بچه‌ها به رفتار خوب

پیروی از ده قانون ساده به شما امکان می دهد رفتارهای خوب را در کودک خود تقویت کنید و این رفتار را در آنها به صورت عادت در آورید.


1- رفتار درست بچه‌ها را تقويت كنيد نه بدرفتاری شان را:
درخواست‌های مودبانه بچه‌ها را تقویت کنید، نه نالیدن‌ها و فریاد زدن‌هايشان را یا سربه‌سر گذاشتن‌ها و کج‌خلقی‌ها و قهر کردن‌هايشان را. سعي كنيد بحث و گفت‌وگوهای آرامي‌كه در بين‌تان وجود دارد را چند برابر كنيد، نه مجادله کردن و پافشاری و جنگیدن‌هايي كه گاه و بي‌گاه بين‌تان به وجود مي‌آيد.
2- بياموزيد كه قبل از صحبت فكر كنند:
هميشه در حين حرف زدن با فرزندانتان از آنها بپرسيد منظور تو دقيقا چیست؟ چقدر راجع به اين حرف فكر كرده‌اي؟ از او بخواهيد كه هميشه حرف‌هايش را بسنجد بعد بزند؛ اگر به اين روش عمل كرد‌ برای ثابت‌قدم بودنش به او پاداش دهید.
3- از فرزندان‌تان توقع رفتار خوب داشته باشيد:
بچه‌ها باید بدانند که شما چه توقعی از آنها دارید و آنها چه توقعی می‌توانند از شما داشته باشند. وقتی بچه‌ها بتوانند پیش‌بینی کنند که عکس‌العمل شما در برابر رفتارشان چگونه خواهد بود، می‌توانند رفتارهای انتخابی خود را بهتر کنند. مطمئن باشيد كه مي‌توانيد به آنها اعتماد كنيد.
4- بچه‌ها به حرف‌هاي شما اعتماد دارند:
بچه‌هایتان را به شیوه‌ای تربیت کنید که در هر موقعيتي به مقتضای آن موقعيت رفتار کنند. به آنها بیاموزید که تلاش کردن اساسی‌ترین چیز است. آنها را در موقعيت‌هاي خوب تشویق کنید. وقتی شما فرزندتان را تشویق می‌کنید، آنها ایمان و اعتماد شما را به خودشان می‌بینند و در نتيجه به خودشان و توانايي‌هايشان ايمان مي‌آورند.
5- وقتی الگوی بدرفتاری را تشخیص دادید، شيوه رفتاري‌تان را تغيير بدهيد:
به فرزندتان قوانین رفتاری حاكم بر خانواده‌تان را بگویید؛ دقت كنيد كه این قوانین باید مشخص‌، ثابت و عقلانی باشد. از جدول‌های رفتاری و تعهدات استفاده کنید، موفقیت‌ها و رفتارهای خوبشان را پررنگ کنید‌؛ از آنها حمایت كنيد و تشویق‌هايتان را هم در اين جدول بگنجانید.
6- تنبيه معقول در نظر بگيريد:
در برابر بچه‌هايتان از تنبیه‌هايی استفاده کنید که به آنها بياموزد كه در برابر اعمال و رفتارشان مسئولند. بچه‌ها با تنبیه‌هاي معقول به خوب زندگی کردن ادامه می‌دهند. اين تنبیه‌ها مي‌توانند شامل محدود کردن و کوتاه‌کردن زمان‌های بیرون بودنشان باشد. فراموش نکنید وقتی از دستشان عصبانی هستید به هیچ عنوان تنبیه نکنید!
7- از كودكي به آنها درس زندگي بدهيد:
وقتی فرزندتان هنوز كوچك است، مسئولیت‌پذیری و تصمیم‌گیری را به آنها ياد بدهيد: این دروس آنها را برای دنیای واقعی آماده خواهد کرد. به‌خاطر داشته باشید که بچه‌ها به محدودیت‌ها، ساختار و قوانیني پایدار و یکنواخت احتیاج دارند.
8- به آنها عشق بورزيد:
علی‌رغم رفتارهای خوب يا بد فرزندانتان به آنها عشق بورزید و روی نکات مثبت اخلاقی و رفتاری شان تمرکز و توجه کنید.
9- بگوييد كه كار خوب بدون پاداش نخواهد ماند:
برای اینکه نسبت به انجام کارهای درست احساس خوبی داشته باشند، به آنها بیاموزید که خودشان درپی به دست آوردن پاداش کار درست خود باشند.
10- محیط و فضای خانوادگی سالم و دلپذیری را ایجاد کنید:
استعدادها و توانایی‌های شان را تایید کنید و ضعف‌های‌شان را بپذیرید و در رفع اين ضعف‌ها به آنها کمک کنید. قبول كنيد كه هيچ‌كس بدون عيب نيست و به آنها فرصت جبران بدهيد.

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

طنز چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 17:37

خواستگاری خر

 

برو امشب برايم خواستگاري

               اگر تو بچه ات را دوست داري

 

خر مادر بگفتا اي پسر جان
               
تو را من دوست دارم بهتر از جان

 

ز بين اين همه خرهاي خوشگل
               
يکي را کن نشان چون نيست مشگل

خرک از شادماني جفتکي زد
               
کمي عرعر نمود و پشتکي زد

بگفت مادر به قربان نگاهت
               
به قربان دو چشمان سياهت

خر همسايه را عاشق شدم من
               
به زيبايي نباشد مثل او زن

بگفت مادربرو پالان به تن کن
               
برو اکنون بزرگان را خبر کن

به آداب و رسومات زمانه
               
شدند داخل به رسم عاقلانه

دو تا پالان خريدند پاي عقدش
               
به افسار طلا با پول نقدش

خريداري نمودند يک تويطه
               
همانطوري که رسم است در قبيله

خر عاقد کتاب خود گشاييد
               
وصال عقد ايشان را نماييد

دوشيزه خر خانم آيا رضايي؟
               
به عقد اين خر خوشتيپ درآيي؟

يکي از حاضرين گفتا به خنده
               
عروس خانم به گل چيدن برفته

براي بار سوم خر بپرسيد
               
که خر خانم سرش يکباره جنبيد

خران عرعرکنان شادي نمودند
               
به يونجه کام خود شيرين نمودند

به اميد خوشي و شادماني
               
براي اين دو خر در زندگاني

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

بهشت و جهنم چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 16:37

بهشت و جهنم

فردی از پروردگار در خواست کرد  تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند  پذيرفت او را وارد اتاقی نمود  که جمعی از مردم در اطراف ديگ بزرگ غذا نشسته بودند همه گرسنه نا اميد و در عذاب بودند هر کدام قاشقی داشت که به ديگ می رسيد ولی  دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بود به طوری که نمی توانستند قاشق را به دهانشان برسانند  عذاب آنها وحشتناک بود !

  آنگاه خداوند گفت :

   اکنون بهشت را به تو نشان  می دهم او به اتاق ديگری که درست مانند اولی بود وارد شد  ديگ غذا ...  جمعی از مردم ...  همان قاشقهای دسته بلند ...  ولی در آنجا همه شاد و سير بودند آن مرد گفت : نمی فهمم !!! چرا مردم اينجا شادند در حالی که در اتاق ديگر بد بختند؟  با آنکه همه  چيزشان  يکسان  است؟

  خداوند تبسمی کرد و گفت :

  خيلی  ساده  است در اينجا آنها  ياد  گرفته اند  که يکديگر  را تغذيه  کنند هر کسی  با  قاشقش  غذا در دهان  ديگری  می گذارد چون  ايمان  دارد  که کسی  هست  که  در دهانش  غذايی  بگذارد .

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

چند حكايت از پائولوكوئيلو سه شنبه یازدهم فروردین 1388 17:51

چند حكايت از پائولوكوئيلو

شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند.

ديگري گفت: موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم .

وقتي به قله رسيد ند ،شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد

شهسوار اولي گفت:مي بيني؟بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم .

ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد،هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند.                    

مرشد مي گويد: تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .

رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك اي عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد.وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد .پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم، غافل از اينكه براي به دست آوردن آزادي ، يك عمل جسورانه كافيست

مردي زير باران از دهكده كوچكي مي گذشت . خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود .مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : ميدانم .            

مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟

مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ، سينه پهلو ميكني

زائوچي در مورد اين داستان مي گويد : خردمند كسي است كه وقتي مجبور شود بتواند موقعيتش را ترك کند .

مردي در نمايشگاهي گلدان مي فروخت . زني نزديك شد و اجناس او را بررسي كرد . بعضي ها بدون تزيين بودند، اما بعضي ها هم طرحهاي ظريفي داشتند .زن قيمت گلدانها را پرسيد و شگفت زده دريافت كه قيمت همه آنها يكي است .او پرسيد:چرا گلدانهاي نقش دار و گلدانهاي ساده يك قيمت هستند ؟چرا براي گلداني كه  وقت و زحمت بيشتري برده است  همان پول گلدان ساده را ميگيري؟                                                                                                         

فروشنده گفت: من هنرمندم . قيمت گلداني را كه ساخته ام مي گيرم. زيبايي رايگان است       

در روم باستان، عده اي غيبگو با عنوان سيبيل ها جمع شدند و آينده امپراتوري روم را در نه كتاب نوشتند.سپس كتابها را به تيبريوي عرضه كردند . امپراطور رومي پرسيد : بهايشان چقدر است؟

سيبيل ها گفتند: يكصد سكه طلا

تيبريوس آنها را با خشم از خود راند سيبيل ها سه جلد از كتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند:قيمت همان صد سكه است . تيبريوس خنديد و گفت:چرا بايد براي چيزي كه شش تا و نه تايش يك قيمت دارد بهايي بپردازم؟

سيبيل ها سه جلد ديگر را نيز سوزاندند و با سه كتاب باقي مانده برگشتند و گفتند:قيمت هنوز همان صد سكه است .

تيبريوس با كنجكاوي تسليم شد و تصميم گرفت كه صد سكه را بپردازد . اما اكنون او مي توانست فقط قسمتي از آينده امپراطوريش را بخواند .

مرشد مي گويد: قسمت مهمي از درس زندگي اين است كه با موقعيتها چانه نزنيم .

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

سرود ملی ایران در زمان احمدشاه قاجار دوشنبه دهم فروردین 1388 16:5

سرود ملی ایران در زمان احمدشاه قاجار

عمو سبزی فروش

داستاني که در زير نقل مي‌شود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل کرد:

«ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصيل مي‌کرديم. روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که عدۀ‌مان کم است. گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي‌کند و همان يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند.

چاره‌اي نداشتيم. همۀ ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما به‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم. يکي از دوستان گفت: اينها که فارسي نمي‌دانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند..

اشعار مختلفي که از سعدي و حافظ مي‌دانستيم، با هم تبادل کرديم. اما اين شعرها آهنگين نبود و نمي‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجي] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزي‌فروش را همه بلديد؟.. گفتند: آري. گفتم: هم آهنگين است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزي‌فروش که سرود نمي‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنيد! و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم:«عمو سبزي‌فروش . . . بله. سبزي کم‌فروش . . . بله. سبزي خوب داري؟ . . . بله» فرياد شادي از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرين نموديم. بيشتر تکيۀ شعر روي کلمۀ «بله» بود که همه با صداي بم و زير مي‌خوانديم. همۀ شعر را نمي‌دانستيم. با توافق هم‌ديگر، «سرود ملي» به اين‌صورت تدوين شد:

عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
سبزي کم‌فروش! . . . . بله.
سبزي خوب داري؟ . . بله.
خيلي خوب داري؟ . . . بله.
عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
سيب کالک داري؟ . . . بله.
زال‌زالک داري؟ . . . . . بله.
سبزيت باريکه؟ . . . . . بله.
شبهات تاريکه؟ . . . . . بله.
عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
……………

اين را چند بار تمرين کرديم. روز رژه، با يونيفورم يک‌شکل و يک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان ، «عمو سبزي‌فروش» خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هيجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوري که صداي «بله» در استاديوم طنين‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خير گذشت.»

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

دو مرد ماهيگير دوشنبه دهم فروردین 1388 15:19

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .
هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد
ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :
-
چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟
مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !
گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .
ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .
خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .
اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

آيا قدر خود را مي دانيم دوشنبه دهم فروردین 1388 15:14

آيا قدر خود را مي دانيم

یه سخنران معرف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند . یک اسکناس صددلاری را ازجیبش بیرون آورد پرسید چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد ؟

دست همه حاضران بالا رفت  .

سخنران گفت بسیار خوب من این اسکناس را به یکی ار شما خواهم داد ولی قبلا از آن می خواهم کاری بکنم  .

و سپس در برابر نگاه های متعجب حاضران اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد ؟

و باز دستهای حاضرین بالا رفت  .

این بار مرد اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و باکفش خود آن را روی رمین کشید بعد اسکناس را برداشت و پرسید خوب حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود ؟ باز دست همه بالا رفت  .

سخنران گفت دوستان با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید  و ادامه داد در زندگی واقعی هم همین طور است ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که رو به رو می شویم خم می شویم مچاله می شویم خاک آلود می شیم و احساس میکنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم ولی اینگونه نیست و صرف نظر از اینکه چه بلایی سر مان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند آدم پر ارزشی هستیم.

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

اکثریت نادان ، و اقلیت خائن دوشنبه دهم فروردین 1388 14:11

اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سئوال میکند ، آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را نمیتوانید در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ وستیز است انجام بدهید ؟

وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ میدهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار میپرسد . آن دو ابزار چیست ؟

چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن .

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

سرگرمی یکشنبه نهم فروردین 1388 19:6

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

معرفت یکشنبه نهم فروردین 1388 18:7

آلزایمر

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد ودر راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند .پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه.

پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند. گفت همسرم در خانه سالمندان تحت مراقبت است. صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!

پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

ریسک پذیری یکشنبه نهم فروردین 1388 17:56

ریسک پذیری

دو تا دانه توي خاك حاصلخيز بهاري كنار هم نشسته بودند.

دانه اولي گفت: من مي خواهم رشد كنم! من مي خواهم ريشه هايم را هر چه عميق تر در دل خاك فرو كنم و شاخه هايم را از ميان پوسته زمين بالاي سرم پخش كنم... من مي خواهم شكوفه هاي لطيف خودم را همانند بيرق هاي رنگين برافشانم و رسيدن بهار را نويد دهم... من مي خواهم گرماي آفتاب را روي صورت و لطافت شبنم صبحگاهي را روي گلبرگ هايم احساس كنم!

و بدين ترتيب دانه روئيد.

دانه دومي گفت: من مي ترسم. اگر من ريشه هايم را به دل خاك سياه فرو كنم، نمي دانم كه در آن تاريكي با چه چيزهائي روبرو خواهم شد. اگر از ميان خاك سفت بالاي سرم را نگاه كنم، امكان دارد شاخه هاي لطيفم آسيب ببينند... چه خواهم كرد اگر شكوفه هايم باز شوند و ماري قصد خوردن آنها را كند؟ تازه، اگر قرار باشد شكوفه هايم به گل ننشينند، احتمال دارد بچه كوچكي مرا از ريشه بيرون بكشد. نه، همان بهتر كه منتظر بمانم تا فرصت بهتري نصيبم شود.

و بدين ترتيب دانه منتظر ماند.

مرغ خانگي كه براي يافتن غذا مشغول كند و كاو زمين بود دانه را ديد و در يك چشم بر هم زدن قورتش داد.

آن عده از انسان ها كه از حركت و رشد مي ترسند، به وسيله زندگي بلعيده مي شوند

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

پند و اندرز یکشنبه نهم فروردین 1388 15:47

پند و اندرز

پند اول

 

بوقلموني،گاوي بديد و بگفت: در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم

گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت فتد و پرواز كني

بوقلمون خورد و بر شاخي نشست

تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد

تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاكش نمود

 

نتيجه اخلاقي

با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليك در بالا نماني

 

 

پند دوم

گنجشكي از سرماي بسيار قدرت پرواز از كف بداد و در برف افتاد .

گاوي گذر همي كرد و تپاله بر وي انداخت .

گنجشك ز گرماي تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد .

گربه اي آواز بشنيد، جست و گنجشك بدندان بگرفت و بخورد .

 

نتيجه اخلاقي

 هر كه گندي بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد .

هر كه از گندي بدر آوردت، حتماً دوست نباشد .

گر خوشي، دهان ببند و آواز، بلند مخوان .

 

پند سوم

خرگوش از كلاغي بر سر شاخه پرسيد

كه آيا من نيز ميتوانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟

كلاغ پاسخ داد: چرا كه نه

خرگوش بنشست بي حركت

روباهي از ره رسيد و خرگوش بخورد .

 

نتيجه اخلاقي

 لازمه ي نشستن و كار نكردن بالا نشستن است .

 

 

پند چهارم

براي تعيين رئيس، اعضاء بدن گرد آمدند

مغز بگفت كه مراست اين مقام كه همه دستورات از من است

سلسله اعصاب شايستگي رياست، از آن خود خواند

كه منم پيام رسان به شما ، كه بي من پيامي نيايد ريه بانگ بر آورد .

هوا، كه رساند؟ ... من، بي هوا دمي نمانيد، پس رياست مراست

و هر عضوي به نحوي مدعي ، تا به آخر كه سوراخ مقعد دعوي رياست كرد

اعضاء بناي خنده و تمسخرنهادند و مقعد برفت و شش روز بسته ماند

اختلال در كار اعضاء پديدار گشت .

روز هفتم، زين انسداد جان ها به لب رسيد و سوراخ مقعد با اتفاق آراء به رياست رسيد .

 

نتيجه اخلاقي

چون لازمه ي رياست علم و تخصص نباشد، هر سوراخ مقعدي رياست كند .

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

علی دایی برکنار شد یکشنبه نهم فروردین 1388 10:16

علی دایی برکنار شد

در حالی برخی سایت‏های بین‏المللی امروز از پشت پرده اتفاقات به وقوع پیوسته پس از شکست ناباورانه ایران برابر عربستان پرده برداشته و از ابقاء موقت سرمربی تیم ملی خبر داده بودند، این خبر به فاصله چند ساعت با انتشار خبر برکناری علی دایی رد شد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، تصمیم عزل علی دایی بعد از آن گرفته شد که مسئولان فدراسیون فوتبال ایران در جلسه‏ای اضطراری دور هم نشستند تا درباره شرایط بحرانی تیم ملی و سرمربی اش تصمیم بگیرند.
بر اساس گزارش یک منبع آگاه، در این نشست کفاشیان خواستار استعفاء علی دایی می‏شود که پس از عدم استعفاء سرمربی تیم ملی و مقاومتش برابر این خواست رئیس فدراسیون فوتبال، امروز او را از سمتش خود برکنار نمود.

ایران در حال حاضر با شش امتیاز در پله چهارم گروه دو آسیاست و در وضعیت نگران‏کننده‏ای برای صعود به جام‏جهانی بسر می برد.
نظرات كاربران:

سپاسگذاريم از جناب كفاشيان كه خواسته دل مردم را انجام دادند

نوشدارو بعد از مرگ سهراب !!!!
این هم پروژه تخریب دائی که به نتیجه رسید
حيف از اسطوره فوتبال ايران كه قدر خود راندانست ودر جواني به سمت سر مربي گري تيم ملي رسيد . در حق او جفا كردند.
حداقل با اين كار مرهمي به زخم دل شكسته 70 ميليون ايراني گذاشتيد.خدا قوت
بهتر است خود جناب کفاشیان و جناب علی آبادی هم استعفا دهند.آن از المپیک بود و اون از وضع کشتی و این هم از فوتبال.
ایا نباید کسانی که ایشان را منصوب کردند نیز برکنار شوند این بنده خدا فردوسی پور چقدر از و جز کرد آخه که نکنید این کار را کو گوش شنوا

ساختارغلط باعث فرافکنی میشود این ساختار فقط برای ابرو ریزی است علی دائی قلعه نوعی و...

خدا را صد هزار مرتبه شكر.اين بهترين خبر سال 88 بود
به سلامتي.... بگوئيد باند ش را نيز ببرد.
عيدي سال 88 به ملت ايران اين خبر من كه باورم نمي شه منتظر تكذيبش هستم
واقعا که.....آقایان کفاشیان و علی آبادی برای اینکه خود پاسخگو نباشند دایی را برکنار کردند. متاسفانه در کشور ما کسی جسارت پذیرش مسولیت و عدم موفقیت را ندارد و همه مشکل را به گردن دیگر می اندازند....
دایی هم قربانی شد. چرا آنکس که یکشبه او را انتخاب کرد برکنار نمی کنند؟!!!
تبلیغ رو پیرهن تیم ملی هم عوض میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب. حالا کی به تیم ملی پیرهن بده؟؟!!!!
نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

ايران مقابل عربستان شكست خورد یکشنبه نهم فروردین 1388 4:33

تيم ملي ايران مقابل عربستان شكست خورد
 

ديدار تيم‌هاي فوتبال ايران و عربستان از گروه 2 رقابت هاي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي از ساعت 19 دیروز در ورزشگاه آزادي و در حضور 100 هزار تماشاگر آغاز شد و در پايان تيم ايران با نتيجه 2 بر يك بازي را به ميهمان خود واگذار كرد.

مسعود شجاعي در دقيقه 57 تك گل ايران را به ثمر رساند اما حزازي در دقيقه 78 و مبارك در دقيقه 87 براي عربستان گل زدند تا اين تيم در تهران سه امتياز حساس و شيرين را بدست آورد.
تيم ملي ايران با اين شكست وضعيت نامناسبي براي صعود به جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي پيدا كرد. ( ما ديگه عادت كرديم
)

عربستان همچنين در دقيقه 35 توسط محمد احمد به گل رسيد اما داور خطاي او را گرفت و گل را مردود اعلام كرد.( چه حالي داور به ما داد وگرنه 3 به 1 خيلي ستم بود )

تيم ايران در نيمه دوم اسير تعويض هاي عربستان شد.
يويجي نيشيمورا از ژاپن قضاوت اين ديدار را برعهده داشت. وي به احمد عطيف از عربستان و وحيد هاشميان و جواد نكونام از ايران كارت زرد نشان داد.
محمود احمدي نژاد؛ رئيس جمهوري كشورمان از تماشاگران ويژه اين مسابقه بود.

تركيب تيم ملي ايران:
سيدمهدي رحمتي، حسين كعبي، هادي عقيلي، سيدجلال حسيني، حسن اشجاري، حسين كاظمي، محمدرضا خلعتبري(78 مهرزاد معدنچي)، جواد نكونام، مسعود شجاعي، مهدي مهدوي كيا و غلامرضا رضايي(56 وحيد هاشميان).

در ديگر ديدار اين گروه كره شمالي با 2 گل امارات را مغلوب كرد.
جدول رده بندي:
1- كره شمالي 10 امتياز؛ 5 بازي
2- كره جنوبي 8 امتياز؛ 4 بازي
3- عربستان 7 امتياز؛ 5 بازي
4- ايران 6 امتياز؛ 5 بازي
5- امارات يك امتياز؛ 5 بازي


دايي: منتظر روزي بوديد كه من شكست  بخورم                      

سرمربي تيم ملي فوتبال ايران خطاب به خبرنگاران حاضر در كنفرانس مطبوعاتي گفت: شما منتظر روزي بوديد كه من شكست بخورم

علي دايي پس از شكست 2 بر يك تيم ملي مقابل عربستان در واكنش به سئوال يكي از خبرنگاران مبني بر كناره‌گيري از تيم ملي عنوان كرد: متاسفانه شما منتظر چنين روزي بوديد كه علي دايي شكست بخورد اما بدانيد امروز تيم ملي شكست خورد نه فقط علي دايي. شما خبرنگاران در جايگاهي نيستيد كه بخواهيد درباره بركناري من نظر بدهيد. وي ادامه داد: فوتبال همين است. ما اتفاقي
به عربستان باختيم و روي دو غافلگيري دروازه‌مان باز شد. موقعيت‌هاي حساسي را در اين بازي از دست داديم اما بدانيد كه شما نمي‌توانيد زمان خداحافظي مرا تعيين كنيد. دايي اضافه كرد: شكست را مي‌پذيرم. تيم ملي با مربيگري من مغلوب عربستان شد اما مگر مي‌شود همه بازي‌ها را برد. با اين حال من از مردم ايران عذرخواهي مي‌كنم

وي تاكيد كرد: من نمي‌توانم بازيكني كه آماده نيست را به تيم ملي دعوت كنم. شرايط كريمي را از مربيانش پرسيدم و آنها گفتند او 25 روز است كه تمرين نكرده. چگونه انتظار داريد چنين بازيكني را به تيم ملي دعوت كنم؟ وي در پاسخ به اين سوال كه چرا وحيد هاشميان و مهدي مهدوي كيا با وجود نيمكت نشيني در تيم‌هاي باشگاهي‌شان به تيم ملي دعوت مي‌شوند تصريح كرد: من هر كاري را كه انجام دهم شما يك حرفي مي‌زنيد
. تيم ملي باخته و حرف و حديث بسيار زياد شده است. همين مردمي كه در پايان بازي عليه من شعار دادند پس از گل اول مرا به اوج بردند( والا من كه از اول تا اخر ديدم بازي رو هيچ صداي ازمردم نشنيدم كه از دائي تعريف كنند .شما شنيدي ؟! ). فوتبال همين است و كار ديگري نمي‌توان انجام داد. دايي با تاكيد بر اينكه تيم ملي با برنامه مقابل عربستان ظاهر شده بود عنوان كرد: ما همه كار كرديم اما نمي‌توانم خودم داخل زمين بروم و گل بزنم. شما مي‌گوييد ما با يك مهاجم بازي كرديم در حالي كه اين گونه نبود. شجاعي و رضايي مهاجمان ما بودند .

 

هواداران تيم ملي خواهان جدايي دايي شدند

100 هزار تماشاگري كه براي تماشاي ديدار ايران و عربستان به ورزشگاه آزادي رفته بودند پس از شكست 2 بر يك برابر تيم ملي برابر عربستان به شدت خشمگين شده و عليه علي دايي شعار دادند.آنها با سر دادن شعار «دايي حيا كن، تيم ملي را رها كن» خواهان جدايي وي شدند. تماشاگران همچنين اشيايي سمت سرمربي تيم ملي پرتاب كردند. دايي كه از شكست برابر عربستان به شدت ناراحت بود تا چند دقيقه پس از پايان مسابقه از روي نيمكت بلند نشد

خوب ميدونيد كه من وقتي همچين چيز هايي پيش مياد بي رو در وايسي ميرم سر اصل مطلب 

( دائي ، جان مادرت بيخيال تيم ملي شو . عزيزم تيم ملي ارزشش بالا تر از اين هاست كه شما با پول و پارتي بازي هاي فدراسيوني بخواي مربي شي . تازه وقتي هم مربي ميشي يادت مياد كه روز قيامت شده و از همه ميخواي انتقام بگيري .بابا ديگه چه طوري مي خواي بفهمي كه تو مربي بشو نيستي . نه استيلت بهش ميخوره نه اخلاقت نه مرامت نه قيافت
. داستان تو هم مثل همون داستان " صمد كاپلو ميشود " هست )‌


اين يه نقد سادست دوست داران دايي كاپلو لطفاً نديد بگيرن

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

food az medicine شنبه هشتم فروردین 1388 21:15

FOOD AS MEDICINE

HEADACHE?

EAT FISH!

Eat plenty of fish -- fish oil helps prevent headaches.

So does ginger, which reduces inflammation and pain.

 

سرتان درد مي کند؟ ماهي بخوريد.

ماهي زياد مصرف کنيد. روغن ماهي به پيش گيري از سردرد کمك مي کند.

زنجبيل هم با کاهش تورم و درد عملكرد مشابهي دارد.

 

HAVE FEVER?

EAT YOGURT!

Eat lots of yogurt before pollen season.

Also-eat honey from your area (local region) daily.

تب داريد؟ ماست ميل کنيد.

قبل از شروع فصل گرده افشاني ماست زياد مصرف کنيد. همچنين بطور روزانه از عسل محلي منطقه خود ميل کنيد.

 

TO PREVENT STROKE

DRINK TEA!                  

Prevent buildup of fatty deposits on artery walls with regular doses of tea.

(actually, tea suppresses my appetite and keeps the pounds from invading.... Green tea is great for our immune system)!

براي جلوگيري از سكته چاي بنوشيد.

با مصرف مرتب چاي از رسوب چربي بر روي ديواره شريان ها جلوگيري کنيد. در مورد خودم چاي اثر خوبي براي کاهش اشتها داشته و مانع اضافه وزن شده است. چاي سبز براي سيستم ايمني فوق العاده است.

 

INSOMNIA (CAN'T SLEEP?)

HONEY!                                   

Use honey as a tranquilizer and sedative.

بيخوابي داريد؟ عسل بخوريد.

از عسل بعنوان داروي مسكن و آرامش بخش استفاده کنيد.

 

ASTHMA?

EAT ONIONS!!!!

Eating onions helps ease constriction of bronchial tubes.

(when I was young, my mother would make onion packs to place on our chest, helped the respiratory ailments and actually made us breathe better).

دچار آسم هستيد؟ پياز بخوريد.        

مصرف پياز التهاب نايژك ها را از بين مي برد.وقتي بچه بودم مادرم بسته پياز درست مي کرد تا روي قفسه سينه ما بگذارد. براي درمان بيماري هاي تنفسي خوب بود و کمك مي کرد بهتر نفس بكشيم.

 

ARTHRITIS?

EAT FISH, TOO!!

Salmon, tuna, mackerel and sardines actually prevent arthritis.

(fish has omega oils, good for our immune system)

از ورم مفاصل رنج مي بريد؟ باز هم ماهي ميل کنيد.

ماهي قزل آلا، تون، خال مخالي و ساردين از ورم مفاصل جلوگيري مي کند. ماهي سرشار از روغن هاي امگاست که براي سيستم ايمني فوق العاده است.

 

UPSET STOMACH?

BANANAS - GINGER!!!!!

Bananas will settle an upset stomach.

Ginger will cure morning sickness and nausea.

دل بهم خوردگي داريد؟ موز و زنجبيل.

موز به معده اي که اذيت شده کمك مي کند. زنجبيل حالت تهوع صبحگاهي و دل آشوب را

درمان مي کند.

 

BLADDER INFECTION?

DRINK CRANBERRY JUICE!!!!

High-acid cranberry juice controls harmful bacteria.

اگر عفونت مثانه داريد؟ آب قره قاط بنوشيد.

آب قره قاط سرشار از اسيد مي باشد که باکتري هاي مضر را کنترل مي کند.

 

BONE PROBLEMS?

EAT PINEAPPLE!!!

Bone fractures and osteoporosis can be prevented by the manganese in pineapple.

دچار مشكلات استخوان هستيد؟ اناناس ميل کنيد.

شكستگي و مشكلات استخوکن با کمك منگنز موجود در اناناس قابل پيش گيري است.

 

PREMENSTRUAL SYNDROME?

EAT CORNFLAKES!! !!            

Women can ward off the effects of PMS with cornflakes, which help reduce depression, anxiety and fatigue.

از سندرم پيش از قاعدگي رنج مي بريد؟ ذرت بوداده ميل کنيد.

خانمها مي توانند با صرف ذرت بوداده که به کاهش افسردگي، نگراني و خستگي که از عوارض مي باشد پيش گيري کنند. PMS

 

MEMORY PROBLEMS?

EAT OYSTERS!        

Oysters help improve your mental functioning by supplying much-needed zinc.

دچار مشكلات حافظه شده ايد؟ صدف خوراکي بخوريد.

صدف با داشتن روي مورد نياز به بهبود عملكرد مغز کمك مي کند.

 

COLDS?

EAT GARLIC!

Clear up that stuffy head with garlic.

(remember, garlic lowers cholesterol, too.)

سرما خورديد؟ سير بخوريد.        

سرو کله گرفته را با سير تميز کنيد. يادتان باشد که سير سطح کلسترول را نيز کاهش مي دهد.

 

COUGHING?

USE RED PEPPERS!!

A substance similar to that found in the cough syrups is found in hot red pepper. Use red (cayenne) pepper with caution-it can irritate your tummy.

سرفه مي کنيد؟ فلفل قرمز !!!

مشابه ماده اي که در شربت سرفه بكار مي رود در فلفل قرمز وجود دارد. البته فلفل قرمز را با احتياط مصرف کنيد شايد معده شما را تحريك کند.

 

BREAST CANCER?

EAT Wheat, bran and cabbage

Helps to maintain estrogen at healthy levels.

سرطان سينه؟ گندم، سبوس و کلم مصرف کنيد.

اين مواد استروژن را در سطوح سالم نگه مي دارند.

 

LUNG CANCER?

EAT DARK GREEN AND ORANGE AND VEGGIES!!!

A good antidote is beta carotene, a form of Vitamin A found in dark green and orange vegetables.     

سرطان ريه؟ سبزيجات تيره و نارنجي رنگ و سبز ي مصرف کنيد.

پادزهر مفيدي است که در سبزيجات تيره و نارنجي رنگ يافت ميشود A بتا اکروتن، نوعي ويتامين .

 

ULCERS?

EAT CABBAGE ALSO!!!

Cabbage contains chemicals that help heal both gastric and duodenal ulcers.

زخم معده بروز کرده؟ کلم بخوريد.

کلم شامل ترکيباتي است که به درمان زخم معده و دوازدهه کمك مي کند.

 

DIARRHEA?

EAT APPLES!

Grate an apple with its skin, let it turn brown and eat it to cure this condition.

(Bananas are good for this ailment)

اسهال؟ سيب ميل کنيد.     

سيب را با پوست رنده کنيد. بگذاريد تا قهوه اي شويد و براي درمان اين وضعيت ميل کنيد. موز نيز براي اين بيماري خوب است.

 

CLOGGED ARTERIES?

EAT AVOCADO!

Mono unsaturated fat in avocados lowers cholesterol.

از شريان هاي رسوب گرفته رنج مي بريد؟ آووکادو بخوريد.

چربي غير اشباع شده موجود در آوکادو کلسترول را پايين مي آورد.

 

HIGH BLOOD PRESSURE?

EAT CELERY AND OLIVE OIL!!!

Olive oil has been shown to lower blood pressure.

Celery contains a chemical that lowers pressure too.

فشار خونتان بالاست؟ کرفس و روغن زيتون ميل کنيد.

روغن زيتون فشار خون را پايين مي آورد.

کرفس نيز شامل ماده اي است که فشار خون را پايين مي آورد.

 

BLOOD SUGAR IMBALANCE?

EAT BROCCOLI AND PEANUTS!!!

The chromium in broccoli and peanuts helps regulate insulin and blood sugar.

ناهماهنگي قند خون داريد؟ بروکلي و بادام زميني ميل کنيد.

کروم موجود در بروکلي و بادام زميني انسولين و قند خون را تنظيم مي کند.

 

Kiwi:

Tiny but mighty. This is a good source of potassium, magnesium, Vitamin E &fiber. It's Vitamin C content is twice that of an orange.

کيوي: ريز و مقوي. منبع بسيار خوب پتاسيم،منيزيوم، ويتامين E و فيبر.  ويتامين C  موجود در ان دو برابر پرتقال مي باشد.

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

رابطه روز تولد و شخصیت شما چهارشنبه پنجم فروردین 1388 18:59

رابطه روز تولد و شخصیت شما

روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :

  برای مثال: کسی که متولد  23 دی 1356 هست. دی ماه دهم (10) سال است پس :

  1356+10+23 = 1389 = 1+3+8

+9 = 21 = 2+1 = 3

شماره تولد 3 است و اکنون می توانم آن چه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهم .

 

تفسیر اعداد

1- خالق و مبتکر

" یک "ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آن ها طبیعی است.. همیشه دوست دارند تمامی  کارها و مسائل بر حول محوری که آن ها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این  حال  یک ها به شدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارت های سیاسی را یاد می گیرند. همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که " بهترین " باشند. در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگ ترین کمک به آن هاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آن ها را نیز بشنوند.  

2- پیام آور صلح:

" دو "ها سیاستمدار به دنیا می آیند! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آن ها فکر می کنند. اصلا تنهایی را دوست ندارند. دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آن ها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر، چنان چه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند. از آن جایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آن ها را از دست ندهند.  

3- قلب تپنده زندگی:

" سه "ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال، اجتماعی، جذاب، رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل. خیلی کارها را با هم شروع می  کنند اما همه آن ها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایانه تری هم ببینند.  

4- محافظه کار:

" چهار "ها بسیار حساس و سنتی هستند. آن ها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.  

5- ناهماهنگ با جماعت:

" پنج "ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آن ها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود، غالبا  برایشان درد سر ساز می شود. آن ها عاشق تنوع هستند و دوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آن هاست و درهر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آن ها هرگز تمام نمی شود. آن ها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری، تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.  

6- رمانتیک و احساساتی:

" شش "ها ایده آلیست هستند و زمانی خوش حال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آن ها  ازاهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آن ها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آن ها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند. شش ها باید بین چیزهایی که می توانند آن ها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

7- عاقل و خردمند:

"هفت "ها جستجوگر هستند. آن ها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند. احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آن ها ندارد. با این که در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچ گاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعار آن ها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آن ها فیلسوف های آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند. مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه !  

8- آدم کله گنده :

" هشت "ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستند و طرح ها و نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را باهدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آن ها را رییس ببینند.  

9- اجرا کننده و بازیگر:

" نه "ها ذاتا هنرمند هستند. بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج می کنند. با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کـس برای آن ها فرد غریبه ای به حساب نمی آید. در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد. آن ها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقت ها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آن ها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

تست هوش چهارشنبه پنجم فروردین 1388 17:2

تست هوش

اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در میان دانه های قهوه در عکس زیر پیدا کنید، نیم کره راست مغز شما، بهتر از افراد دیگر پرورش یافته است. اگر بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، نیم کره راست مغز شما به صورت عادی پرورش یافته است. اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشد، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکند و باید پروتئین بیشتری مصرف کنید. اگر هم بعد از سه دقیقه هنوز نتوانستید آنرا پیدا کنید،پیشنهاد میشود بیشتر به دنبال انجام اینگونه تست ها باشید تا آن بخش از مغزتان قوی تر بشود

 

با ما همراه باشید

 

اگر نتوانسیتد صورت را پیدا کنید و فکر می کنید کل این تصویر سرکاری است  برید پایین
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

باماهمراه باشید

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

نوروز مبارک شنبه یکم فروردین 1388 18:37

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

۱۲ والپیپر زیبا ویژه نوروز شنبه یکم فروردین 1388 18:20

۱۲ والپیپر زیبا ویژه نوروز

تعداد ۱۲ والپیپر زیبا آماده کردیم که مربوط  به موضوع عید نوروز هست تقدیم می کنم به همه ی ایرانیهای عزیز.

 ۱۲ والپیپر زیبا ویژه نوروز


Size : 1.68 MB

لینک دانلود مستقیم

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

نرم افزار پیام آور وحدت - زندگی نامه حضرت محمد

نرم افزار موبایل پیام آور وحدت با هدف نمایش صورت زدنگی حضرت محمد (ص) برای هموطنان عزیزمان آماده شده است. این نرم افزار با قابلیت تعیین صفحه کلید و استفاده از دو قالب گرافیکی و نیز برخورداری از جستجو طراحی شده است. از امکانات آن می توان به موارد زیر اشاره کرد :
- زندگی نامه
- احادیث و سخنان
- داستان ها و حکایات


 

Size : 188 kb

لینک دانلود  مستقیم  

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

 آنتی ویروس موبایل Symantec - با قابلیت آپدیت برای موبایل

 

یکی از آنتی ویروس های معتبر گوشی موبایل دارای سیستم عامل سیمبیان ورژن 1 و 2 نرم افزار Symantec است. در نرم افزار موبایل ارائه شده شما می توانید علاوه بر استفاده از برنامه , به راحتی جدید ترین آپدیت را دریافت کنید. مشکل عدم حذف نرم افزار حل شده است. نرم افزار فوق با کرک کامل در اختیار شما قرار می گیرد

نرم افزار فوق بر روی گوشی های زیر تست شده است :


 

6600 , 6630 , 6680 , 7610 , N70 , N90

 

 

 دانلود - با حجم 400 کیلوبایت

Pass : www.ir-tci.org

نوشته شده توسط علیرضا ناطقی  | لینک ثابت |

 
تصاوير اتفاقي


جدیدترین شوخی ناطقی؟؟؟یه مژده برای علاف ها!!!

اگر مطمئن هستید کلیک کنبد



تازه ها

قلعه طبس مسينا
05/12/86

مسجد جامع درخش
05/12/86

قلعه فورگ
05/12/86

مسجد جامع هندوالان
05/12/86

انديشه هاي بزرگان
14/10/86

اناروخواص آن
08/10/86

فتوشاپ
05/10/86

دين حضرت آدم
03/10/86

اردوگاه پيشتازان انقلاب گزنددر يك نگاه
22/09/86

تغذيه پيش دبستاني‌ها
21/09/86






انتخاب واحد دانشگاه پيام نور
برنامه امتحانات دانشگاه پيام نور ترم2-86
اعلام ريز نمرات دانشجويان دانشگاه پيام نور
برنامه كلاسي نيمسال دوم 87-86
برنامه كلاسي نيمسال دوم 87-86 كليه رشته ها
آرشيو مطالب
پیک قانع

پخش زنده حرم مطهر امام حسین (ع) - علیرضا ناطقی
فروش اينترنتی کارت شارژ سيم کارت اعتباری همراه اول
کنترل حساب اینترنتی ايرانسل
free counters